به رنگ سپید

روزی موفق خواهیم بود که همه آنچه بالقوه داریم،بالفعل شود...

روز جهانی کورش بزرگ

بنام ایزد یکتا هم او که آسمان را آفرید و زمین را

هفتم آبان «۲۹اکتبر»روز صدور منشورجهانی حقوق بشر و ورود

*کورش بزرگ* به بابل است .

بزرگ مرد تاریخ ساز ایران زمین.

او کسی است که اقتدار و عظمت و صلح و آسایش را به

ایرانیان هدیه نمود.بزرگ مردی که جهان او را می ستاید

و به وجودش افتخار می کند.هم او که در عصر سنگ و مفرغ

تمدن اصیل ایرانی را بنیان نهاد. و صلح را به جهانیان هدیه نمود.

و همه را فارغ از هر رنگ و دین و مذهب و نژادی در زیر سایه

قدرت امپراطوری ایران بزرگ گرد هم  آورد.

***این روز فرخنده بر ایرانیان آزاده و راست کردار مبارک***

7ابان روز جهانی کوروش

7ابان روز جهانی کوروش

7ابان روز جهانی کوروش

7ابان روز جهانی کوروش

 

 


کوروش از آن روز ماندگار شد که انسان بودن را دریافت و به انسانها احترام گذاشت. کوروش از آن رو جهانی شد که منیت و خودخواهی را از خود دور ساخت و همه را در یک ردیف دید. وقتی خود را شناخت، آنگاه که دانست فرزند فرمانروای پارس است و باید به دلایلی کنار چوپان و گوسفندانش روزگار به سر برد ناراحت نشد لبخند زد و خواست خدا را بر آسایش خود برتری داد. هیچگاه تخم نفرت در دل نکاشت همه را دوست داشت و امید را از خود دور نمی کرد. کورش دست درماندگان را می گرفت و از زمین بلند می کرد تا خدا دستش را گرفت او تنها انسانی است که خدا پرو بال جهانیش داد حالا همه او را می شناسند . کورش فرمانروای بزرگ ایران تا زنده بود همه چیز را برای خدا و آفریده های خدا می خواست روح لطیف و پاکش خدایی بود و حتی زمان مرگش را می دانست خدا آنقدر دوستش داشت که حتی بعد از گذشت سده ها او را در کنار مردم می بیند و اجازه می دهد مهرش هر چه بیشتر از پیش در دل نه تنها ایرانیان بلکه جهانیان زنده و پویا شود درودش باد. 


هفتم آبان روزی که با نام روز جهانی گرامیداشت کوروش بزرگ  گزینش شده است روز فرخنده ای است که گرامیش می داریم چرا که ٢هزار و ۵٠٠ سال پیش در چنین روزی، کوروش بزرگ به بابل اندر شد و فرمان بشر دوستانه‌اش را صادر کرد. فرمانی که در آن‌، همه‌ی انسان‌ها برابرند و در خور احترام. در این فرمان آمده بود که مردمان در گزینش دین و آیینشان آزادند. کوروش گفته بود که همه در امان هستند و از او و سربازانش، ‌گزندی به مردم، به خانه و کاشانه‌شان و به نیایشگاه ایشان نخواهد رسید.

کوروش بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشیان به عنوان کشورگشایی بزرگ و فرمانروای بزرگ‌ترین شاهنشاهی آن‌روز جهان، نه از آن روی که سرزمین‌های بسیار به زیر فرمانش بودند، بلکه به شوند(:دلیل) رفتار بزرگ‌منشانه‌ای که در برابر شکست‌خوردگان داشت در جهان نامور است.

در زیر، سخن برخی ناموران جهان را درباره‌ی کوروش بزرگ می خوانیم:

«‌دانیل روپس»، رخدادنگار فرانسوی: «... در میان فرمانروایان ستمگر و سنگدل خاورزمین، کوروش ناگهان شخصیت و چهره‌ی تازه‌ای را به جهانیان ارزانی داشت... با چیرگی کوروش نه تنها نیایشگاه‌های شکست‌خوردگان ویران نشد بلکه ویران شده‌ها را هم دوباره ساختند... اگر در نظر بگیریم این روش در زمانی اجرا شد که شکست‌خوردگان را زنده زنده پوست می‌کندند و از سرهای اسیران هرم‌ها ساخته می‌شد و اگر به گل‌نوشته‌ها مراجعه کنیم که در آن‌ها پادشاهان پیروز با غرور بسیار از شمار کسانی که زنده در آتش سوزانده‌اند، زبان‌هایی که بریده شده و زنان و دخترانی که به دست سربازان داده شده‌اند ، یاد می‌کنند، بهتر می‌توانیم دریابیم که چرا اینچنین هاله‌ی عظمت و معنویت بلافاصله چهره‌ی این پیروز انسان‌دوست و این پیروزمند آشتی‌خواه را در میان گرفت...»

پرفسور ایلیف مدیر موزه‌ی لیورپول انگلستان:« در جهان امروز برجسته‌ترین چهره‌ی جهان باستان؛ کوروش شناخته شده است، زیرا نبوغ و شکوه او در بنیان‌گذاری شاهنشاهی چندین دهه‌ای ایران، مایه‌ی شگفتی است. آزادی به یهودیان و ملت‌های منطقه و کشورهای تسخیر شده که در گذشته نه‌ تنها نبود بلکه کاری شگفت به گمان می‌رسیده است از شگفتی‌های اوست.»

آلبر شاندور‌: «شاهنشاهی ایران که پایه‌گذار آن، کوروش بزرگ است به هیچ‌روی بر‌پایه‌ی خشنونت پی‌ریزی نشد بلکه وارون(:عکس) آن است زیرا با رعایت حقوق مردمان پایه‌گذاری شد. پارسی‌ها با همکاری یکدیگر و به یاری پادشاهان خود شکوهی را در تاریخ به جای گذاشته‌اند که نشانه‌ی نبوغ و نژاد پاک آنان است، نژادی که حماسه‌ی آنان را همچون آفتابی در تاریکی نشان می‌دهد. آنان درخششی در جهان از خود به جای گذاشته‌اند که برای آیندگان نیز خواهد ماند.»


ژنرال سرپرسی سایکس پس از دیدارش از آرامگاه کوروش بزرگ‌: «من خود سه بار این آرامگاه را دیدار کرده‌‌ام و توانسته‌ام اندک تعمیری نیز در آنجا بکنم، و در هر سه بار این نکته را یادآورده شده‌ام که زیارت آرامگاه اصلی کوروش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز کوچکی نیست و من بسی‌ خوشبخت بوده‌ام که به چنین افتخاری دست یافته‌ام. به‌راستی من در گمانم که آیا برای ما مردم آریایی‌(هند واروپایی) هیچ‌ بنای دیگری هست که از آرامگاه پایه‌‌گذار دولت پارس و ایران ارجمندتر و ارزشمندتر باشد؟»

افلاطون‌-‌قوانین ( ۴٧٧ تا ٣۴٧ پیش از میلاد‌)‌:« پارسیان در زمان شاهنشاهی کوروش اندازه‌ی میان بردگی و آزادگی را نگاه می‌داشتند، از این رو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملت‌های جهان شدند،. در زمان او‌( کورش بزرگ‌)، فرمانروایان به زیر‌دستان خود آزادی می‌دادند و آنان را به رعایت قوانین انسان‌دوستانه و برابری‌ها راهنمایی می‌کردند. مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند از این رو در هنگام خطر به یاری آنان می‌شتافتند و در جنگ‌ها شرکت می‌کردند. از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان راهمراهی می‌کرد و به آنان اندرز می‌داد. آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق اجتماعی به زیبایی انجام می‌گرفت.»

هرودوت – تاریخ هرودو ت(‌۴٨۴ تا ۴٢۵ پیش از میلاد‌): «هیچ پارسی یافت نمی‌شد که بتواند خود را با کوروش بسنجد از از این رو من کتابم را درباره‌ی ایران و یونان نوشتم تا کردارهای شگفت‌انگیز و بزرگ این دو ملت هیچگاه به فراموشی سپرده نشود‌. کوروش سرداری بزرگ بود، در زمان او، ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملت‌های دیگر فرمانروایی می‌کردند. همچنین، او به همه‌ی ملت‌هایی که زیر فرمانروایی او بودند آزادی می‌بخشید و همه او را ستایش می‌کردند. سربازان او پیوسته برای وی آماده‌ی جانفشانی بودند و از همین‌روی از هر خطری استقبال می‌کردند.»

هارولد لمب دانشمند آمریکایی‌: «در شاهنشاهی ایران باستان که کوروش نماد آنان است، آریایی‌ها در تاج‌گذاری به کردار نیک، گفتار نیک و اندیشه نیک، سوگند یاد می‌کردند که پشتیبان ملت و کشورشان باشند و نه خودشان. از همین‌روی است که خود شاهنشاه در راس ارتش به سوی دشمن برای پاسداری از کیان کشورشان می‌تاخته است.»

گزنفون (۴۴۵پیش از میلاد‌)‌: «مهم‌ترین صفت کوروش دینداری او بود. او هر روز نیازهای بسیار برای ستایش خداوند می‌کرد. این آیین‌ها و دینداری آنان هنوز در زمان اردشیر دوم هم هست و عمل می‌شود. از صفت‌های برجسته‌ی دیگر کوروش دادگری و گسترش داد بود‌.»

گزنفون در جایی دیگر گفته: «ما در این باره اندیشه کردیم که چرا کوروش به این اندازه برای فرانروایی عادل مردمان ساخته شده بود؟ به این نتایج رسیدیم که؛ نخست نژاد اصیل آریایی او و سپس استعداد طبیعی و سپس نبوغ پرورش او از کودکی بوده است‌. کوروش نابغه‌ای بزرگ، انسانی والا‌منش، آشتی‌خواه و نیک‌منش بود. او دوست انسان‌ها و خواهان دانش و حکمت و راستی بود. کوروش براین باور بود که پیروزی بر کشوری، این حق را به کشور پیروز نمی‌دهد تا هر تجاوز و کار غیر‌انسانی را انجام دهد. او برای دفاع از کشورش که هر ساله بیگانگان بر آن‌، می‌تاختند، شاهنشاهی نیرومند و انسانی را پایه  گذاشت که، پیش از این، پیشینه نداشت. او در نبردها، آتش جنگ را متوجه کشاورزان و افراد عام کشور نمی‌کرد. او ملت‌های شکست‌خورده را شیفته‌ی خود کرد به‌گونه‌ای که شکست‌خوردگان که کوروش آنان را از دست پادشاهان خودکامه، رهانیده بود وی را «خداوندگار» می‌نامیدند. او برترین مرد تاریخ‌، بزرگ‌ترین، بخشنده‌ترین و پاک‌دل‌ترین انسان تا این زمان بود‌.»

کنت دوگوبینو فرانسوی - ایران باستان‌: «شاهنشاهی کوروش هیچ‌گاه در گیتی، همتا نداشت، او به راستی یک مسیح بود. زیرا به جرات می‌توان گفت که سرنوشت او را چنین برای مردمان آفرید تا برتر از همه‌ی جهان آن روز خود باشد.»

پرفسور کریستن‌سن ایران شناس - استاد زبان اوستایی و پهلوی‌: «شاهنشاه، کوروش بزرگ، نمونه‌ی یک پادشاه «جوانمرد» بوده است‌. این صفت برجسته‌ی اخلاقی او در روابط سیاسی‌اش دیده می‌شده است. در قوانین او احترام به حقوق ملت‌های دیگر و فرستادگان کشورهای دیگر بوده است که این قوانین امروز روابط بین‌الملل نام گرفته است‌.»

کوروش در تورات‌: «خداوند درباره‌ی کوروش می‌گوید که او شبان من است و هر چه او کند، آن است که من خواسته‌ام‌. منم (‌خداوند ) که او (کوروش‌) را از جانب مشرق بر ‌انگیختم تا عدالت را روی زمین برقرار کند. من امت‌ها را تسلیم وی می‌کنم و او را بر پادشاهان سروری می‌بخشم و ایشان را همچون غبار به شمشیر وی و مانند کاهی که پراکنده شود به کمال او تسلیم می‌کنم‌. من کوروش را به عدالت بر‌انگیختم و تمامی راه ‌ها را در پیش رویش استوار خواهم ساخت‌. منم که شاهین خود‌(‌کوروش‌) را از جانب مشرق فرا ‌خواندم و زمان عدالت را نزدیک آوردم‌. خداوند کوروش را برگزید و فرماندار جهانش کرده است. خداوند روح کورش، پادشاه پارس را برانگیخت تا در همه‌ی سرزمین‌ها‌ی خود فرمانی صادر کند که‌(‌یهوه‌)، خدای آسمان‌ها، همه‌ی ممالک زمین را بر من داده است و امر داده است خانه‌ای برای او در اورشلیم بنا کنم.»

پرفسور گیریشمن - ایران از آغاز تا اسلام‌:« کمتر پادشاهی است که پس از خود چنین نام نیکی برجای گذاشته باشد، کوروش سرداری بزرگ و نیکوخواه بود،  او آن اندازه خردمند بود که هر زمانی کشور تازه‌ای را می‌گرفت به آن‌ها آزادی مذهب می‌داد و فرمانروای تازه را از میان بومیان آن سرزمین برمی‌گزید. او شهر‌ها را ویران نمی‌کرد و کشتار نمی‌کرد. ایرانیان، کوروش را پدر و یونانیان که سرزمینشان به‌وسیله‌ی کورش تسخیر شده بود وی را سرور و قانون‌گذار می‌نامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند می‌خواندند.»


ویل دورانت‌(تاریخ تمدن ویل دورانت) مشرق‌زمین‌: «کوروش از افرادی بوده که برای فرمانروایی آفریده شده بود. به گفته‌ی امرسون همه از وجود او شاد بودند، روش او در کشور‌گشایی حشگفت‌انگیز بود،. او با شکست‌خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می‌کرد. از همین روی، یونانیان که دشمن ایران بودند، نتوانستند از آن بگذرند و درباره‌ی او داستان‌های بی‌شماری نوشته‌اند. او را بزرگ‌ترین جهان‌قهرمان پیش ازاسکندر می‌نامند. او کرزوس را پس از شکست از سوختن در میان هیزم‌های آتش رهانید و بزرگش داشت و او را رایزن، خود ساخت و یهودیان در بند را آزاد کرد. کوروش، سرداری بود که بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان، محبوبیت داشت و پایه‌های شاهنشاهی‌اش را بر جوانمردی پایه گذاشت‌.»

کلمان هوار - تمدن ایرانی‌: «کوروش بزرگ در سال ۵۵٠ پیش از میلاد بر اریکه‌ی پادشاهی ایران نشست. وی با کشورگشایی ناگهانی و شگفت‌انگیز، شاهنشاهی پهناوری را از خود بر جای گذاشت که تا آن روزگار، کسی ندیده بود‌. کوروش سرداری بزرگ و سرآمد جهان آن روزگار بود‌. او اقوام گوناگون را فرمان‌بردار خود کرد. وی نخستین دولت مقتدر و منظم را در جهان پایه‌ریزی کرد و برای احترام به مردمان کشورهای دیگر، نیایشگاه‌هایشان را بازسازی کرد‌. وی پیرو دین یکتا‌پرستی مزدیسنا بود، ولی به هیچ‌روی، دین خود را بر ملت‌های شکست‌خورده، تحمیل نکرد.»

مولانا ابوالکلام احمد آزاد، فیلسوف هندی‌، کوروش بزرگ (‌عباس خلیلی‌)‌:« کوروش همان ذوالقرنین قرآن است. وی پیامبر ایران بود زیرا انسانیت و منش و کردار نیک را به مردمان ایران و جهان، پیشکش کرد. سنگ‌نگاره‌ی او با بال‌های کشیده شده به سوی خداوند در پاسارگاد وجود دارد.»

دیودوروس سیسولوس‌(‌١٠٠ پس از میلاد‌)‌:« کوروش، پسر کمبوجیه و ماندانا، در دلاوری و کارآیی خردمندانه و دیگر ویژگی‌های نیکو، سرآمد روزگار خود بود. در رفتار با دشمنان دارای شجاعتی کم‌مانند و در کردار نسبت به زیر‌دستان به مهر رفتار می‌کرد، پارسیان او را پدر می‌خواندند »

اخیلوس‌(‌آشیل‌)، سراینده‌‌ی نامدار یونانی در تراژدی پارسه‌: «کوروش یک تن فانی سعادتمند بود. او به ملت‌های گوناگون خود آرامش بخشید، خدایان او را دوست داشتند، او دارای عقلی سرشار از بزرگی بود.»

کوروش بزرگ

 روانت شاد پدر که بزرگترین افتخار جهانیانی

  
نویسنده : سید مجید حسینی ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ آبان ۱۳٩٠