به رنگ سپید

روزی موفق خواهیم بود که همه آنچه بالقوه داریم،بالفعل شود...

ققنوس

 

روزگاری در دور

در کنار آتش

می نشستیم با هم

باققنوس

قصه ها می گفتیم

و حکایتهایی از یاران

یادم اید یک شب ، در شب بی مهتاب ، خاطره می

گفتیم و در آن شوق و غم دیده ی هم می مردیم

و سرانجام ، مساوی ، غمِ هم می خوردیم

یا کمی بیش و کم از نیمه ی خود!

...

داشتم می گفتم ...

در شب مهتابی ، در سکوت ابی ، پر زِ آرامش و غم ،

ناگهان بی تابی،سر به پا پیکر ققنوس فشرد

او نشست و لرزید ؛ گاه گاه می خندید ، خنده ای با

تلخی گفت بعد از چندی:

« یادم افتاد، که خود، خاطره ام در فردا!

و اگر می روم از این جا من ، خاطرت می اید

اتشی بود ، شبی بود و من.

در کنارِ اتش ، گرم تر از اتش،

و به گرمای دلم ، ان شب سرد ، بسوزاندم من»

این بگفت و آهی ...

چشمهایش را بست ، و به امید قدم در راهی ، که

سرانجام به یارش برسد عشق اغاز نمود ...

گفت: « عاشق شده ام!

اما هیچ ، من نمی دانم از عشق

گر تو می دانی راه ، یا که دیدی روزی انجا را ، شب

سردم را تو  نور بخش و روشن ساز

من نگاهش کردم ؛ خسته تر از ان که ، بتوانم که

تعجب بکنم

یا بگویم: « تو خودت می دانی

من ندانم از عشق ، اندکی، حتی کم

من نمی دانم او ، سردی و بهت نگاهم را دید؟

یا در انبوه تفکرهایش ، غوطه ور، محو شدم از یادش!

و سرانجام سکوت ، که توانمند ، بدین سردی شب می افزود

باز با اهی سرد ، سردتر از شب سرد ، کوله بارش را

بست و زِ اطراف شب و آتش ما ، رفت که رفت

و کلام ققنوس ، شب سرد ما را ، اندکی گرم نمود:

« هر چه می اندیشم

عشق زیبا به نظر می آید!

گر چه من معنی ان را ، ندانم اکنون ، سوی ان

خواهم رفت، و خودم معنی ان می فهمم

من به او خندیدم ، او به من سر جنباند ، از کنارِ آتش

برپا خاست و در آن حال به من گفت:

« تو هم می خواهی ، با من امشب به سماوات قدم

بگذاری؟» باز هم خندیدم ، و بگفتم او را:

« آسمان جای کبوترهایی است که پر و بال بسوزند

به عشق»

چشم خود را بستم ، لحظه ای را به خیال پرواز

من گذر دادم در ذهن! لحظه ای زیبا بود

چشمها را بگشودم که بگویم: « آری ، می ایم! »

لیک ققنوس نبود ...

آتشی بود و من!

و من از دور صدای پرِ پروازش را می شنیدم تنها!

لحظه ای چشم نهادم بر هم و به تردید ، نرفتم تا

عشق لیک اکنون تو ببین فاصله را

من کجا و پرِ ققنوس کجا!


در ادامه تصاویـــــــــــــــــــــــــری گلچین


http://s1.picofile.com/file/6587998988/q_4_.jpg



  
نویسنده : سید مجید حسینی ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠