به رنگ سپید

روزی موفق خواهیم بود که همه آنچه بالقوه داریم،بالفعل شود...

فقر از دیدگاه دکتر شریعتی...

فقر  ،  همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش

نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند ……

فقر ،  تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه

های برگشتی را خرد میکند ……

فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری

نوشته اند …..

فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به

خیابان انداخته میشود …..

  
نویسنده : سید مجید حسینی ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٩
تگ ها :