به رنگ سپید

روزی موفق خواهیم بود که همه آنچه بالقوه داریم،بالفعل شود...

حریم سلطان یا حریم شیطان؟

 


پادشاه عاشق پیشه سریال حریم سلطان را بیشتر بشناسیم؟

براستی شکی نیست که سلطان سلیمان فرزند سلطان سلیم خونخوار یکی از بزرگترین پادشاهان عثمانی بوده که مانند اسکندر و چنگیز و تیمور دستش به خون بسیاری از ایرانیان آلوده شده است او با اینکه در نهایت نتوانست تبریز را فتح کند ولی دست به جنایات بسیاری در ناحیه آذربایجان زد.او در طی سه بار حجومش به ایران ایرانیان بسیاری را در تبریز ارومیه و کردستان قتل عام کرد.
سلطان سلیمان پادشاهی بود که بسیار به کشور گشایی علاقه مند بود و بارها و بارها به کشورهای اروپای و سه بار ایران حمله کرده بود.او آرزو داشت که به اسکندر مقدونی تبدیل شود.او رویای تبریز تا وین را در آرزو های خود پرورده بود.او بارها به ایران حمله کرد اما چون توانایی تامین آذوقه برای سربازانش را نداشت شهر ها را می سوزاند و و چاه ها را خشک می کرد.و بزرگترین دستاورد وی فتح بغداد بود که بعدها شاه عباس کبیر آن را بازپس گرفت وی برای حمله به ایران ابراهیم را فرستاده بود و در سال ۱۵۳۴ به ابراهیم پاشا دستور حمله به خاک ایران را داد و مناطقی از ارومیه و ارزنه الروم به اشغال عثمانی ها در آمد. در اکتبر همان سال با ملحق شدن به ابراهیم یورش بطرف مناطق داخلی ایران را آغاز کرد اما شاه تهماسب که تمایلی برای جنگ با وی نداشت با واگذاری زمین و کشاندن سلطان سلیمان به مناطق صعب العبور به جنگ پایان داد…

سلطان سلیمان و ابراهیم پاشا
سلطان سلیمان در محاصر بلگراد که فقط ۷۰۰ سرباز از شهر دفاع می کردند کشتاری خونین راه انداخت. در اوت ۱۵۲۱ بلگراد. سقوط کرد
سلطان سلیمان به مجارستان اتریش نیز حمله های ناموفقی نیز داشت…در حمله اولش به وین در ۱۵۲۹ شکست خورد ولی در حمله دومش به وین در ۱۵۳۲ با ۱۲۰۰ توپ و ۸۰۰۰ سرباز نخبه و ۲۰۰۰۰۰ سرباز و ۲۰۰۰ سوارتوانست آنجا را فتح کند.
سلیمان با کنترل قدرتمندانهٔ دریای سرخ توانست با موفقیت راه‌های تجاری هند را بر پرتغالی‌ها ببندد و روابط تجاری حسنه‌ای را با امپراتوری مغول در جنوب آسیا برقرار کند و در سال ۱۵۲۲ مسقط را تصرف کرد.
در سال ۱۵۳۵ کارل در تونس و دریای مدیترانه شکست بزرگی بر امپراتوری عثمانی وارد کرد.چند سال بعد سلطان در ونیز نیز شکست خود و مجبور با امضای عهدنامه صلح با فرانسه شد و با اتحاد با فرانسه توانست کشور اسپانیا را شکست دهد.و مراکش نیز به امپراتوری عثمانی ضمیمه شد و رابلس، تونس، و الجرایر با کارل متحد شدند و تبدیل به جبهه جدیدی بر علیه عثمانی ها شدند…

خرم سلطان و سلطان سلیمان
وی تمام ۴۶ سال از سلطنتش را صرف جنگ و کشورگشایی کردو حتی به ابراهیم هم رحم نکرد. و همه خاندانش را قتل عام کرد.ابراهیم نیز خود در جنایت کار بودن چیزی از سلطان سلیمان کم نداشت و ده هزار قزلباش اسیر ایرانی را که در جنگ اسیر کرده بود به طرز فجیعی کشت.
سلیمان در سال ۱۵۵۴ سومین و آخرین نبردش علیه صفویان را آغاز کرد. دلیل این لشکرکشی، شروع مجدد یورش‌های صفویان به آناتولیسلسله عثمانی و پروپاگاندای آنان بود در این نبرد دسیسه چینی ها اطرافیان و خرم سلطان باعث کشته شدن مصطفی پسر بزرگ و ولیعهد پادشاه به دستور پدرش شد. در سال ۱۵۵۵ که سلطان سلیمان از فتح ایران نامید شد با امضای پیمان صلحی با شاه طهماسب از مناطقی که فتح کرده بود عقب نشینی کرد.وی بعدا در بغداد خود را رهبر جهان اسلام نامید..
سلطان در ادامه جنایات خود به تحریک خرم خاتون تنها همسر عقد شده اش(زیرا عثمانی ها همسران خود را عقد نمی کردند)سر پسر و ولیعهد خود مصطفی را برید و فرزند کوچک خرم خاتون(گلبهار گرجی یا الکساندرا روسی)را جانشین خود کرد.فرزند خرم سلطان نیز بسیار میگسار بود و در تاریخ تحت عنوان سلیم میگسار معروف بود برادر او که فرزند دیگر خرم سلطان بود از ترس جانش به دربار ایران و فرانسه پناهنده شد و طهماسب در ازاری دریافت مقادیر زیادی طلا وی را به سلیم پسر سلطان سلیمان تحویل داد و او نیز برادرش را کشت..

و اما سریال حریم سلطان

پخش این سریال در یکی از شبکه های ایرانی درست به این می ماند که کشور فرانسه یا یهودیان سریالی را در مدح و ستایش هیتلر پخش بکنند اما جالب اینجاست که خود این سریال فانتزی نیز سراسر جعل و دروغ است و سعی در آراستن چهره سلطان سلیمان قاتل بسیاری از مردم بیگناه و خرم خاتون زن شرور او را دارد و احتمالا تا آخر سریال خواهید دید که بسیاری از حقایق تاریخی که در بالا به آن اشاره شد کتمان یا ماستمالی خواهد شد.

در اینجا به چندین نمونه از جلوه های جذاب این سریال کهه باعث جذب بیننده می شود اشاره می کنیم:

۱-عثمانی ها قبل از همه کشورها می دانستند زمین گرد است و نقشه دقیقه جهان را کشیده بودند!

آیا می دانستید که گالیله در سال ۱۶۵۲ میلادی کروی بودن زمین را ثابت کرد در حالی که سلطان سلیمان در سال ۱۶۱۰ میلادی حکومت می کرد؟؟

سریال حریم سلطان

به کنار سلطان سلیمان نگاهی بیندازید نقشه دقیق جهان و آفریکا چقدر دقیق ترسیم شده است!ظاهرا عثمانی ها در آن زمان دارای ماهواره جاسوسی بوده اند!

۲-لباس های رنگارنگ و زیبا به لباس واقعی زنان دربار عثمانی بر اساس این تصویر تاریخی نگاهی بیندازید و آن را با لباسی که در سریال بر تن بانوانی که سریال را بازی می کنند مقایسه کنید!

پوشش واقعی زنان عثمانی۳-چهره واقعی سلطان سلیمان و خرم خاتون!ظاهرا سازندگان سریال برای جذاب تر کردن سریال و قابل تحمل تر کردن قیافه سلطان و خاتون دست به تغیراتی در چهره واقعی آنها زده اند!

سریال حریم سلطان

خرم سلطان و سلطان سلیمان

نقاشی واقعی بجا مانده از خرم و سلطان

  

اس ام اس های زیبای جشن کریسمس سال ۲۰۱۳

کریسمس ۲۰۱۳ کم کم داره نزدیک می شه و جا داره به کلیه دوستانی که در سایت پاداش به هر نحوی که ما رو یاری کردند تا بتوانیم در سال ۲۰۱۳ کنار شما باشیم این عید باشکوه میلادی رو بهشون تبریک می گیم و امیدوارم چه داخل ایران و چه خارج از ایران بهشون خوش بگذره .

 

 

 

 

پیشنهاد هدیه کریسمس :

برای دشمن خود: بخشش

برای رقیب: تحمل

برای دوستانت:قلبت

برای خودت:احترام

کریسمس مبارک

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس تبریک کریسمس♦♦♦♦♦♦♦♦♦

دو تا چیز که توی چرخش زمین نه تموم میشه و نه تغییر میکنه،

یکیش شکوه تولد عیسی مسیحه و یکیش عشق دوست به دوسته!

♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس تبریک کریسمس♦♦♦♦♦♦♦♦♦

میشه عکستو بدی بهم؟ که بابانوئل دقیقا بدونه برای کریسمس

چی باید بهم هدیه بده. کریسمس مبارک

♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس تبریک کریسمس♦♦♦♦♦♦♦♦♦

Have a lucky and wonderful 2013

My wishes for you, great start for Jan,

Love for Feb, peace for March,

No worries for April, fun for May,

Joy for June to Nov,happiness for Dec.

Have a lucky and wonderful 2013

♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس تبریک کریسمس♦♦♦♦♦♦♦♦♦

سلام

این عید پاک رو به پاکترین دل دنیا تبریک میگم

امیدوارم بتونم قدر این پاکی رو بدونم

و سال دیگه هم بهت تبریک بگم

و پاکی رو باهم جشن بگیریم

 

کریسمس مبارک

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس تبریک کریسمس♦♦♦♦♦♦♦♦♦

میلاد پیام آور توحید

صلح و مهربانی

سمبل صبر و شکیبایی

پیامبر اولوالعزم

حضرت عیسی مسیح (علیه السلام)

بر تمامی موحدین جهان تهنیت باد . . .

♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس تبریک کریسمس♦♦♦♦♦♦♦♦♦

چون به سخن نوبت عیسی رسید / عیب رها کرد و به معنی رسید

عیب کسان را منگر و احسان خویش  / دیده فرو بر به گریبان خویش . . .

کریسمس ۲۰۱۳ مبارک

♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس تبریک کریسمس♦♦♦♦♦♦♦♦♦

امیدوارم بابانوئل به جای کادوی زیبا

تقدیر زیبا برای تو هدیه بیاره

تقدیر خوب رو نمیتونی الان حس کنی

اما در آینده میفهمی بهترین آرزو رو برات داشتم

کریسمس مبارک

♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس تبریک کریسمس♦♦♦♦♦♦♦♦♦

اگه یه شب بیدار شدی و دیدی یه مرد چاق و گنده داره تورو  توی کیسش میزاره

لطفا نگران نشو. چون من به بابا نوئل گفتم تورو برای کریسمس میخوام!

♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس تبریک کریسمس♦♦♦♦♦♦♦♦♦

بیا به سالی که جدید و تازست خوشامد بگیم، بیا تک تک لحظه هاشو گرامی بداریم،

بیا این سال نوی پربرکت رو جشن بگیریم. کریسمس مبارک

  

اس ام اس (پیامک) تبریک شب یلدا 91

 

 


http://armaneparsi.com/wp-content/uploads/2012/08/انار1.jpghttp://armaneparsi.com/wp-content/uploads/2012/08/انار1.jpghttp://armaneparsi.com/wp-content/uploads/2012/08/انار1.jpghttp://armaneparsi.com/wp-content/uploads/2012/08/انار1.jpghttp://armaneparsi.com/wp-content/uploads/2012/08/انار1.jpghttp://armaneparsi.com/wp-content/uploads/2012/08/انار1.jpghttp://armaneparsi.com/wp-content/uploads/2012/08/انار1.jpghttp://armaneparsi.com/wp-content/uploads/2012/08/انار1.jpg
شب یلدا مبارک

شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر 
زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر 
شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق. 
.رخ معشوقه و مدهوشی دلداه عشق 
شب یلدایتان پرستاره و پرخاطره باد
 





   
 
 
mihansalamat.com
watermelon_boat.jpg
yalda893.jpg
a43d2f2321.jpg
hendevaneh-02.jpg
347.jpg
yalda-8.jpg
yalda-6.jpg
watermelon6.jpg
anar-yasgroup.ir_.jpg
mmmmmmmm.jpg
0.957221001323970132_jazzaab_ir.jpg
watermelonpops.jpg

 

این هم متن هایی برای تبریک شب یلدا به دوستان و آشنایان

======================

به صد یلدا الهی زنده باشی / انار وسیب وانگورخورده باشی

اگریلدای دیگرمن نباشم، تو باشی وتو باشی وتو باشی

پیشاپیش یلدات مبارک

.

======================

.

مهم نیست هندونه ی شب یلدات شیرین نباشه

یا انارات ترش از آب دراد

یا کدو تنبلی که بار میذاری بیمزه بشه

یا چند تا از گردوهایی که می شکونی پوک باشه

مهم اینه که کسی داری که یلدا رو بهت تبریک بگه

.

======================

.

لبی سرد و دلی افسرده داریم /  به سر افکار تیپا خورده داریم

رسد پایان پاییز و از آغاز /  هزاران جوجه ی نشمرده داریم

.

======================

.

درنای خشک مرثیه خوان نمانده است / طفلی برای زینت کبری نمانده است

باید به جای حافظ و سعدی لهوف خواند / دیگر برای ما شب یلدا نمانده است . . .

======================

.

.

.

پاییز ثانیه ثانیه می گذرد، یادت نرود این جا کسی هست که به اندازه

تمام برگ های رقصان پاییز برایت آرزوهای خوب دارد.

عمرت یلدایی، دلت دریایی، روزگارت بهاری

یلدای خوشی را برایتان آرزو می کنم . . .

.

======================

.

تنها چند دقیقه ناقابل مى تواند از یک شب عادى، شب یلدا بسازد؛

ولى با هم بودن است که آن را نیک نام کرده و در تاریخ ماندگار شده است.

======================

 

ازین شربت یکی پیمونه بردار / اناری آتشین دردونه بردار

درین یلدا تو شیرین کن لبانت / بیا قاچی ازین هندونه بردار

یلدای همتون مبارک

.

.

.

فریاد کشیده هر دو جیبم جانسوز / با دیدن نرخ هندوانه دیروز

یلدا تو کمی دیر تر امسال بیا / یارانه برای تو ندادند هنوز

.

======================

 

لبی سرد و دلی افسرده داریم

به سر افکار تیپا خورده داریم

رسد پایان پاییز و از آغاز

هزاران جوجه ی نشمرده داریم

.

.

.

رفتم شب یلدا به سراغ حافظ / تا حال مرا کند برایم محرز

گفتم که شود بهتر از این احوالم ؟ / دیوان به زبان آمد و گفتا هرگز

.

======================

.

از غم به جان آمد دلم درمان ندارد

شام غریبان را سحر امکان ندارد

امشب شب مهتاب و یلدا با هم آمد

تکرار تلخ ماجرا پایان ندارد

.

.

.

رویت به سرخی انار شبت به شیرینی هندوونه

خنده ات مثه پسته و عمرت به بلندی یلدا . . .

.

======================

.

آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها

بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی

بشمار ،تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی

بشمار ، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی

فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودی ؟

جوجه ها را بعدا با هم میشماریم  . . .


======================

.

روی گلتون به سرخی انار

شبتون به شیرینی هندوانه

خنده هاتون مثل پسته

و عمرتون به بلندی یلدا

شب یلدا مبارک

.


=====================

 

هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها

یلدایتان رویایی…روزهایتان پر فروغ،شبهایتان ستاره باران

=====================

شب ولادت میترا ،الهه ی مهر بر آن شویم همانند پیشینیان

اهریمن وجودمان را مغلوب ساخته تا روشنایی مهر و محبت در دلمان جوانه زند و بذر عشق و

دوستی طولانی ترین شب سال را منور کند.. یلدا مبارک

—————————

یلداست بگذاریم هر چه تاریکی هست هرچه سرما و خستگی هست تا سحر از وجودمان رخت بربندد امشب بیداری را پاس داریم تا فردایی روشن راهی دراز باقیست شب یلدا مبارک

—————————

شب یلدا همیشه جاودانی است

زمستان را بهارزندگانی است

شب یلدا شب فر و کیان است

نشان ازسنت ایرانیان است

یلدا مبارک

—————————

یلدا، دختر سیاه موی بلند بالا، یادگار نام وطن، میوه پائیز ایران و عروس زمستان، در راه است. او را بر سفره مهر بنشانیم و با نسل فردا پیوندش دهیم. ایرانی بودن را فراموش نکنیم. یلدا مبارکباد


 

 

 

 

امشب جایی نری میخوام بشمرمت

جوجو یلدات مبارک

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

 

محفل آریاییتان طلایی ، دلهایتان دریایی ، شادیهایتان یلدایی ، پیشاپیش مبارک باد این شب اهورایی
روی گل شما به سرخی انار

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

شب یلدا شب بزم و سرور است / شبی طولانی و غمها بدور است
شباهنگام تا وقت سحرگاه / بساط خنده و شادی چه جوراست
یلدا مبارک

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

شب یلدا همیشه جاودانی است / زمستان را بهارزندگانی است
شب یلدا شب فر و کیان است / نشان از سنت ایرانیان است
یلدا مبارک

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

یلداست بگذاریم هر چه تاریکی هست هرچه سرما و خستگی هست تا سحر از وجودمان رخت بربندد امشب بیداری را پاس داریم تا فردایی روشن راهی دراز باقیست
شب یلدا مبارک!

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر / زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر
شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق / رخ معشوقه و مدهوشی دلداه عشق
شب یلدایتان پرستاره و پر خاطره باد

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

باور به نور و روشنایی است ،
که شام تیره ،از دل شب یلدا
جشن مهر و روشنایی به ما هدیه میدهد
یلدایتان مبارک

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها
یلدایتان رویایی
روزهایتان پر فروغ
شبهایتان ستاره باران!
میان دوستان افتاده ای تک / رخت هندونه ،زلفت عین پشمک!
برایت می زنم اینک پیامک / شب یلدای تو ای گل! مبارک!

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

شب شما به شیرینی هندوانه
خندتون مثل پسته
و عمرتون به بلندی یلدا
شب یلدا مبارک

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

بلندترین شب سال هم خورشید را ملاقات خواهد کرد و این یعنی
بوسه گرم خداوند بر صورت زندگی وقتی همه چیز یخ می زند.
یلدا مبارک

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

من امشب دارم می رم، فکر نکنم دیگه همدیگر رو ببینیم… منو فراموش نکن و به خاطر تمام بدی هام منو ببخش…
از طرف پاییز – یلدا مبارک

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

ببین چگونه قناری ز شوق می لرزد
نترس از شب یلدا بهار آمدنی است

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

همهً شب های غم آبستن روز طرب است
یوسف روز ز چاه شب یلدا آید

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

بیا ای دل کمی وارونه گردیم
برای هم بیا دیوونه گردیم
شب یلدا شده نزدیک ای دوست
برای هم بیا هندونه گردیم
شب یلدا مبارک

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

عمرتون ۱۰۰ شب یلدا/دلتون قد یه دریا /توی این شب های سرما/یادتون همیشه با ما
شب یلدا مبارک

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

 

توی سرمای این شب طولانی به فکر بی خانه مان هایی که چشم میزنند
زودتر صبح بشه هم هستی ؟

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

یلدا یعنی یادمان باشد که زنگی آنقدر کوتاه است، که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

یلدا یعنی بهانه ای برای در کنار هم شاد بودن و زندگی یعنی همین بهانه های کوچک گذرا.
یلداتان مبارک و زندگیتان پر از بهانه های شاد باد.

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

جیک.جیک.جیک.جیک.جیک
یه جیک اضافه کن بفرست برای جوجه بعدی

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

چند ساعت بیشتر به آخر پاییز نمونده، جوجه هاتو شمردی!؟

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

روی شما مثل گل هندونه ، خنده هاتون مثل قاچ هندونه ، روزگارتون مثل پوست هندونه ، جیبتونم پر تخم هندونه
یلداتون مبارک

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

شب یلدا عزیزه هندوونه
اگر چه ترش و لیزه هندوونه
بهایش را چو پرسیدم ز یارو
بگفتا هیس جیزه هندوونه

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

شب یلدا کنار یار بودی
به او دلبسته و بیمار بودی
شپش هایش گرفتی از سر شب
تو ِ نادان مگر بیکار بودی؟

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

قیمت پماد سوختگی شب یلدا(چله)خیلی خیلی بالا میره.
اگه نگرفتی زود تر بخرش شاید هندوانه ای که گرفتی سفید در بیاد هااا
اون وقت لازمت میشه!!!

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

ما منتظر صبح شب یلداییم
دستی به دعا تا فرج فرداییم . . .

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

شب یلدای من آغاز شد….
نه سرخی انار نه لبخند پسته نه شیرینی هندوانه…..
بی تو یلدا زجر آور ترین شب دنیاست
بی من یلدایت مبارک

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

آری امشب شب یلدا است…..
شب فال…..
شب عشق…..
شب هندوانه…..
وشب آزادی وشب رهایی
چیزی به یادم نمی آید
جز اینکه
امشب شب تنهایی من است
یلدایت مبارک

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

من بلندای شب یلدا را
تا خود صبح شکیبا بودم
شب شوریده ی بی فردا را
با خیال تو به فردا کردم
چه شبی بود !؟
عجب زجری بود !؟
غم آن شب که شب یلدا بود

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

شب یلداست
دلم در خواب پروانه شدن بود
ولی افسوس
دلم در اوج رفتن روبه شمعی سوخت و من نالان
کنار سفره ای از عشق خالی …
شبی مایوس و سرگردان دارم امشب

  

چکیده کتاب این کارو نکن این کارو بکن نوشته احمد فارسی

 

 


• اگه میخوای راحت باشی کمتر بدون واگه میخوای خوشبخت باشئ بیشتر بخون

• تا پایان کار از موفقیت درباره آن با کسی صحبت نکن.

• برای حضور در جلسات حتی یک دقیقه هم تاخیر نکن

• قبل ازعاشق شدن ابتدا فکر کن که آیا طاقت دوری .جدایی و سختی را داری یا نه ؟؟؟

• سکوت تنها پاسخی است که اصلا ضرر ندارد.

• نصیحت کردن فقط زمانی اثر دارد که 2 نفر باشید.

• در مورد همسر کسی اظهار نظر نکن نه مثبت نه منفی.

• نوشیدنی های داخل لیوان ویا فنجان را تا آخر ننوش.

• د راختلاف خانوادگی حتی اگرحق با تو است شجاع باش وتواز همسرت عذر خواهی کن.

• برای کودکان اسباب بازی های جنگی هدیه نبر.

• نه آنقدرکم بخور که ضعیف شوی ونه آنقدر زیاد بخور که مریض شوی.

• بدترین شکل دل تنگی آن است که در میان جمع باشی وتنها باشی.

• شخص محترمی باش وبدون اطلاع به خانه ومحل کار کسی نرو.

• هوشیار باش کسی که مشروبات و نوشیدنی الکلی استفاده میکنی توراگرفتار خواهد کرد

• وجدانت را گول نزن چون درستی ونادرستی کارت رابه تو اعلام می کند.

• موقع عطسه کردن حتما از دیگران فاصله بگیر واز دستمان استفاده کن ولی با تمام وجود عطسه کن.

• عاشق همسرت باش تابهشت را ببینی.

• کثیف نکن اگر حوصله تمیز کردن نداری.

• بخشیدن خطای دیگران بسیار قشنگ است تجربه کردنش را به تو پیشنهادمیکنم.

• همه جا از همسرت تعریف وتمجید کن حتی در جهنم.

• با کارمندانت مهربان ولی قاطع باش.

• غرورکسی رو نشکن چون مثل شیشه ی شکسته برای توخطر آفرین است.

• عمل خلاف را نه تجربه کن نه تکرار.

• لبخند بزن مطب دکترها را خلوت می کند.

• باشجاعت اقرار کن که اشتباه کردی.

• هنر نواختن را یاد بگیرنواختن موسیقی در هیچ کشوری گدایی نیست.

• هنگام صحبت کردن با دیگران به چشم آنها نگاه کن تاپیام وکلام تو را درک کنند.

• بادندان میخ نکش.

• کسی را که به توامیدوار است نا امید نکن.

• برا کسی که دوستش داری در روزتولدش پیام تبریک برایش ارسا ل کن.

• اولین خیر باش

• باداشتن همسری خوب همه کس وهمه چیز را یکجا داری.

• در دفتر ومنزل گل های زیبا داشته باش.

• حسابداری وروشهای آنرا یاد بگیر.

• تزریق سرم وآمپول را یاد بگیر.

• وارد سیاست نشو.

• عمر مد کوتاه است.

• به سفر وهمسفرفکر کن.

• تاندانی نمی توانی پس بدان تا بتوانی.

  

قصر پرنده" گران ترین هواپیمای شخصی جهان (+عکس)



"قصر پرنده" گرانترین هواپیمای شخصی جهان و نخستین هواپیما از نوع A380 است که به یک هواپیمای شخصی تبدیل می شود.
شرکت ایرباس از تحویل گرانترین هواپیمای شخصی جهان به قیمت نزدیک به 500 میلیون دلار  در ماه آینده میلادی خبر داد.

به گزارش عصر ایران، "ولید بن طلال" شاهزاده سعودی و مدیرعامل شرکت "المملکة" خریدار این هواپیماست.  این شرکت در بخش های مختلف سرمایه گذاری می کند. وی برادرزاده ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی است.

او که در سال 2012 با داشتن 25 و نیم میلیارد دلار ثروت، ثروتمندترین فرد در کشورهای عربی است ژانویه 2013 هواپیمای شخصی خود را با عنوان "قصر پرنده" از ایرباس تحویل می گیرد.

"حبیب فقیه" رئیس شرکت ایرباس خارومیانه اعلام کرد: هواپیمای شخصی ولید بن طلال، از نوع سوپر جمبو  A380 است. این هواپیما، گرانترین هواپیمای شخصی جهان و نخستین هواپیما از نوع A380  است که به یک هواپیمای شخصی تبدیل می شود.

این هواپیمای شخصی با گنجایش 600 نفر دارای امکانات زیر است.

اتاق کنفرانس
سالن مراسم
5 سوئیت لوکس
20 اتاق لوکس
نمازخانه که کف آن با استفاده از سامانه خودکار، به سمت قبله، تغییر جهت می دهد.
آسانسور میان سه طبقه هواپیما
پارکینگ برای خودرو رولزرویس
حمام بزرگ و مجهز
نمایشگر در کف سالن که منظره زمین از آسمان را نمایش می دهد.
سالن غذاخوری از جنس سنگ مرمر
سالن پذیرایی با گنجایش 25 نفر
سالن سینما با صندلی های چرم طبیعی
سالن ورزشی

این هواپیما براساس تقاضا و نیازمندی های اعلام شده ساخته شده است.






شرکت ایرباس پیش بینی کرده است با تحویل این هواپیما، تقاضا برای چنین هواپیماهایی افزایش یابد.
دکوراسین داخلی این هواپیما توسط شرکت طراحی داخلی بریتانیایی "کیو" طراحی شده است.

این هواپیما، گران ترین هواپیمای شخصی جهان است. A380  خود نیز گران ترین و بزرگترین هواپیمای مسافربری و حمل بار در جهان به شمار می آید.










  

فرضیه گایا

 


مطالعه محیط زیست سیاره زمین بخشی از دانشی است که شرایط زمین را بررسی میکند، زمین تنها سیاره شناخته‌شده‌ای است که حیات بر روی آن جریان دارد.

فرضیه گایا (به انگلیسی: Gaia)‏ ادعا می‌کند که سیاره زمین مانند یک درخت، دارای حیات است. این فرضیه در سال ۱۹۶۵ توسط جیمز لاواک دانشمند انگلیسی مطرح شد.

فرضیه گایا در واقع مجموعه‌ای از فرضیه‌هاست. اولین آن‌ها می‌گوید که حیات بر محیط زیست زمین آثار عمده ای می‌گذارد. فرضیه گایا در سطح بعد تاکید می‌کند که آثار حیات در جهت بهبود محیط برای خود حیات است. مورد سوم می‌گوید که گایا به طور عمده و آگاهانه کنترل محیط زیست کره زمین را در اختیار می‌گیرد. بنابراین به نظر می‌رسد که وجود پس خورهای مثبت و منفی که در اقیانوس‌ها و اتمسفر عمل می‌کنند برای توجیه سازوکار هایی که حیات اثر خود را از طریق آن بر محیط می‌گذارد کافی باشد.

گایا زمین را به عنوان یک ابر موجود زنده معرفی نموده است. چرخه مواد غذایی حاصل از خاک و سنگ که براثر جویبارها و رودخانه‌ها به جریان می‌افتد را به گردش خون در بدن جانوران تشبیه می‌کند. دراین تشبیه رودخانه‌ها در حکم رگها، جنگل درحکم ریه و اقیانوس به مثابه قلب زمین است. برطبق همین نظریه تمام موجودات زنده دارای یک سیستم عصبی می‌باشند. کره زمین نیز دارای چنین سیستم عصبی می‌باشد که به آن شبکه مغناطیسی می‌گویند که هم از درون خود و هم از طریق کیهان دائما شارژ می‌گردد. خاک زمین که دارای خاصیت رسانایی حاصل از گازها، فلزات، کریستال‌های معدنی و الکترولیت‌ها می‌باشد، دائما شبیه به یک میدان الکتریکی شارژ و دشارژ می‌گردد.مواد معدنیبطور طبیعی هادی جریان هستند. خاصیت یونی این کریستال‌های معدنی حرکات آب و گردش آن را در زیر و روی زمین بوجود می‌آورد. باران، امواج دریاها، آبشارها و رودخانه‌ها و... در مدارهای الکتریکی در زیر و روی زمین حرکت می‌کنند.

پیشینه

تا پیش از مطرح شدن فرضیه گایا، دیدگاه متعارف زیست شناسان (به عنوان طبیعت شناسان عصر جدید) برای تبیین فرآیند شکل گیری و تحول حیات در سیاره ما، مبتنی بر نظریه ای بود که ریشه در قرن نوزدهم داشت، یعنی نظریه تحول داروینی. بر اساس این نظریه که توسط چارلز داروین، طبیعت شناس مشهور انگلیسی مطرح شده بود، حیات و موجودات زنده، خود را با شرایط محیطی سیاره ای که در آن بسر می‌برند، تطبیق می‌دهند. به عبارت دیگر، در این دیدگاه، موجودات زنده، در تعامل با سیاره خود، صرفاً تأثیرپذیر هستند. اما گایا، دیدگاه کاملاً جدید و گسترده تری را مطرح نمود. بر اساس گایا، موجودات زنده فقط جزئی از یک فرآیند کلی تر «حیات» در سیاره ما هستند. به عبارتی، این «کل سیاره زمین» است که زنده محسوب می‌شود و هریک از موجودات، در واقع همانند سلول‌های این موجود زنده هستند. بدین ترتیب، نه تنها موجودات از محیط سیاره خود تأثیر می‌پذیرند (نظریه داروین) بلکه بر این محیط نیز به گونه ای تأثیر می‌گذارند.

لاواک اولین نظریاتش را در مورد «سیاره زنده» در ۱۹۶۵ منتشر نمود و سعی کرد تا بر مبنای نظریه گایا، ترکیبات اتمسفری موجود زمین و علت عدم ازبین رفتن اکسیژن آزاد در جو را (که برای استمرار حیات زمین ضروری است) توضیح دهد. وی بر همین مبنا، حتی طرحی را برای جستجوی حیات در سایر سیارات ارائه نمود. در ۱۹۷۰ بود که لاولاک، همکاری خود را با زیست‌شناسی به نام لین مارگولیس آغاز نمود. مارگولیس که از محققان دانشگاه بوستون بود به نظریه گایا علاقه مند شده بود. وی معتقد بود که احتمالاً میکروارگانیسم هایی نظیر باکتری ها، در طی میلیون‌ها سال گذشته، نقش مهمی در تعامل حیات با سیاره ما ایفا کرده اند و بنابراین، مطالعه بر روی آنها، شواهد بیشتری را برای تأیید صحت نظریه گایا بدست خواهد داد.

بر مبنای همین مطالعه بود که لاولاک توانست اولین پیش بینی خود را بر اساس نظریه گایا مطرح کند. این پیش بینی مربوط به ترکیبات گوگرد (سولفور) بود که عنصری حیاتی برای ارگانیزم‌های زنده محسوب می‌شود. در آن زمان همه می‌دانستند که ترکیبات سولفات (اکسید گوگرد) توسط باران از خاک شسته شده و در اقیانوس‌ها جمع می‌شود. اما بر اساس گایا، باید سیاره ما به گونه ای عمل کند که با بازگرداندن این عنصر مهم به خاک، استمرار حیات را تضمین نماید. لاولاک معتقد بود که این عمل باید توسط باکتری هایی انجام شود که در اقیانوس‌ها زندگی می‌کنند. بدین ترتیب، لاولاک برای اثبات صحت پیش بینی خود، یک سفر دریایی تحقیقاتی را آغاز نمود و همین سفر بود که منجر به دیدگاه جدید علم نسبت به «چرخه گوگرد» در زمین شد. لاولاک کشف کرد که تجزیه جلبک‌های دریایی توسط باکتری‌ها در اقیانوس‌ها منجر به آزاد شدن گازی به نام «دی متیل سولفید» می‌گردد. این گاز، نقش مهمی را در شکل گیری ابرها در آسمان ایفا می‌کند. بدین ترتیب و با بارش ابرها، سولفور دوباره به خاک بازمی گردد تا موجودات خشکی بتوانند از آن استفاده کنند. از سوی دیگر، همین بارش، منجر به شستن مواد معدنی از خاک و انتقال آن به اقیانوس‌ها نیز می‌شود که این خود، تغذیه جلبک‌های دریایی را تأمین می‌کند. این کشف، در واقع تأیید محکمی بود بر صحت نظریه گایا و به خوبی نشان داد که موجودات زنده در زمین، تنها تحت تأثیر محیط پیرامون خود نیستند بلکه بر محیط نیز تأثیر می‌گذارند.

این تلاش‌ها نهایتاً از اواخر دهه،۱۹۷۰ جای نظریه گایا را به عنوان یک نظریه علمی در میان دانشمندان جهان باز کرد.

 

گایا و چاکراهای زمین (چرخه‌های انرژی زمین)

 

بر پایهٔ نظریه گایا، کرهٔ زمین زنده و آگاه است؛ آب دورتادور آن را احاطه کرده و فعالیت‌های یونی‌اش را به‌وجود آورده است. این فرایندِ یونی جریان انرژی را در زمین به‌وجود می‌آورد که بر تمام ابعاد حیات اثر می‌گذارد. این نظریه، زمین را ابرموجودی زنده می‌داند که دارای روح است و در جهت تکامل، هدفی پویا را دنبال می‌کند. بنا بر پژوهش‌های انجام‌شده، زمین فقط یک کرهٔ ساده نیست بلکه در زیر چین‌خوردگی‌های سطحی خود خطوط انرژیِ در گردش دارد. در حدود ۱۶ حلقهٔ انرژی از بالا به پایین کرهٔ زمین را احاطه کرده‌است. این انرژی دارای فرکانسی است که حیات کرهٔ زمین را در ابعاد فیزیکی و روحی برقرار می‌سازد. حلقه‌های انرژی هر کدام حول محوری در چرخش و متأثّر از حرکت زمین به دور خورشید، ماه به دور زمین، و ابعاد بزرگ‌تری از چرخش مربوط به خورشید در کهکشان «راهِ شیری» است. در محل برخورد این حلقه‌های انرژی که بنا به ماهیت آب و خاک درونِ زمین ایجاد می‌شوند، ۵۲ چرخه به‌وجود می‌آید که می‌توانند خواص الکتریکی یا مغناطیسی ویژه‌ای را نمایان سازند. این چرخه‌های انرژی (چاکراها) مرزِ گسل‌ها، لبه‌های صفحه‌های تکتونیکی، تمرکز تنوع زیستی، مراکز تمدن‌های باستان، مراکز الهامات پررمز و راز، مراکز مذهبی ارزش‌مند، مسیرهای مهاجرت جانوران و مسیر حوادث طبیعی کنونی را به‌وجود می‌آورند. ۵۲ چرخهٔ انرژی در زمین مثلث‌هایی با سه رأس پرانرژی هستند که ۱۵۶ مرکز انرژی یا ورتکس را در روی کرهٔ زمین ایجاد می‌کنند. زمین از درون این ورتکس‌ها تنفس می‌کند. همانطور که بدن انسان ۷ چاکرای اصلی دارد، در زمین نیز ۷ چاکرای اصلی وجود دارد. شش عدد از این چاکراها ثابت هستند که دارای مکان‌های مشخصی در هر یک از قاره‌ها هستند. هفتمین چاکرا در حرکت است و در دوره زمانی مشخصی در موقعیت مکانی خاصی مستقر خواهد شد. این چاکرا، چشم سوم زمین است. گفته می‌شود زمانیکه چاکرای چشم سوم بر محلی مستقر می‌شود آن قسمت از نظر سطح آگاهی ناگهان ارتقاء می‌یابد. این چاکرا در دوره بعدی فعالیت خود از سال ۲۰۰۸ برروی چاکرای قلب زمین مستقر شده‌است. شش چاکرای غیر متحرک در یک گروه سه قسمته دسته بندی می‌شوند: الهام، ساختار وخلاقیت.

مکان چاکراهای اصلی و چرخه‌های عناصر

از تعداد ۱۵۶ ورتکس، ۱۸ عدد به چاکراهای اصلی زمین (غیر متحرک) و ۱۲ عدد به چرخه عناصر زمین اختصاص دارند که محل استقرار آنها بر روی کره زمین به ترتیب تقسیم بندی الهام، ساختار و خلاقیت در زیر نمایان شده‌است.

 

        ۱: چاکرای قلب

        - گلستون بری و شافتسبری، انگلستان (الهام)

        - دروازه براندنبرگ، برلین (ساختار)

        - مونسرات، بارسلون، اسپانیا (خلاقیت)

        ۲: چاکرای هارا (جنسی)

        - جزیره آفتاب، دریاچه تی تی کاکا (الهام)

        - لیما، پرو (ساختار)

        - ایکوییتوس، پرو، محل تلاقی دو رودخانه ناپو و آمازون (خلاقیت)

        ۳: چاکرای شبکه خورشیدی

        - اولورو و کاتاتجوتا، استرالیا

        - کاکادو، سرزمین استرالیای شمالی

        - شارک بی، استرالیای غربی

        ۴: مرکز پالایش

        - کوه های: آگونگ، باتور، باتاکو و اینگاس، بالی، اندونزی

        - بروبودور، جاوا

        - کوه کینابالو، صبا

        ۵: چاکرای تاجی

        - کوه کی لاس، تبت

        - اسماعیل سامانی، تاجیکستان

        - کلکته، هندوستان

        ۶: چاکرای ریشه

        - کوه شاستا، کالیفرنیا، امریکا

        - قله هانفریز، نزدیک آریزونا، امریکا

        - جزیره ونکوور، کانادا

        ۷: مرکز بالانس درونی و تعادل

        - ال تول تری، اوآکساکا و پالنک، مکزیک

        - پارک ملی کورکووادو، کاستاریکا

        - آبشار هورستیل، نزدیک مونتری، مکزیک

        ۸: مرکز زیبایی و ابدیت

        - کوه فوجی، ژاپن

        - کانگوادو، کره جنوبی

        - ناها، جزیره اکیناوا، ژاپن

        ۹: چرخه عنصر آتش

        - دهانه آتشفشان هالیکالا، هاوایی

        - جزیره میدوی

        - مونالوآ و مونا کی، هاوایی

        ۱۰: چرخه عنصر آب

        - دریاچه روتوپونامو، زلاندنو

        - کوه هامبولت، نیوکالدونیا

        - جزیره مکوآری

        ۱۱: چاکرای گلو و چرخه عنصر هوا

        - هرم بزرگ، مصر، کوه سینا، مصر و کوه اولیوز

        - مکه، عربستان سعودی

        - تخت سلیمان، ایران

        ۱۲: چرخه عنصر خاک

        - کوه تیبل، کیپ تاون، افریقای جنوبی

        - پیلانسبرگ، شمال غربی ژوهانسبورگ

        - لسوتو- ناتال، مونت- او - سورس

        ۱۳: اولین مرکز ترکیب کننده

        - مسکو – سرگییو پوساد، روسیه

        - کوه‌های اورال، نزدیک سروو، روسیه

        - کوه البروس، کوکازوس، جمهوری گرجستان

محل استقرار چرخه‌های عناصر، مولد چهار نیروی کیمیاگرانه حاصل از ترکیب چهار عنصر اصلی (آتش، هوا، آب و خاک) هستند. چرخش این چرخه‌ها اثری فراتر دارد و بر مراکز دیگر انرژی و چاکراهای اصلی زمین موثر است. ورتکس هایی که متاثر از عنصر آتش هستند، مولد آزادی و اراده هستند. ورتکس‌های هوا کیفیت زندگی را نمایان می‌سازند و ورتکس آب، عشق و ورتکس زمین(خاک)، از نور برای تولید و ادامه حیات استفاده می‌کند. دو مسیر اژدها شکل در بین چاکراهای زمین جریان دارد. اگر چاکراها کاملا منبسط شوند در کل جهان از طریق این خطوط سلامتی به جریان می‌افتد.

 

سفر به چاکراهای زمین

سفر به چاکراهای زمین و حضور در آنجا فرصتی را به انسان می‌دهد که لحظاتی از خود و دغدغه‌های خود فاصله بگیرد و به تجربه‌های ناب و غیر قابل وصفی دست یابد. این مکان‌ها برای انسان‌ها با درونی جستجوگر و آگاه در تمام نقاط کره زمین دارای ارزش ویژه‌ای هستند.


  

دهکده مازیچال

چشم انداز بسیار زیبای روستای مازیچال با دیدی وسیع از رامسر تا چالوس، موقعیتی بی‌نظیر به این دهکده کوهستانی بخشیده است.وجود تپه‌ها و کوه‌ها در این منطقه به گونه‌ای است که در هنگام بارندگیمازیچال پر از ابرهایی می‌شود که هر لحظه شکل‌های زیبایی به خود می‌گیرند

می‌گویند نامگذاری مازیچال به دلیل وجود درخت بلوط در این منطقه بوده است.

226924_574.jpg

  

اینها فقط حرف نیست تجربست

 




To fall in love
عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

To go for a vacation to some pretty place
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری

To listen to your favorite song in the radio
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

To go to bed and to listen while it rains outside
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حوله ات گرمه

To clear your last exam
آخرین امتحانت رو پاس کنی

To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to
کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه

To find money in a pant that you haven't used since last year
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی

To laugh at yourself looking at mirror, making faces
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی

Calls at midnight that last for hours
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه

To laugh without a reason
بدون دلیل بخندی

To accidentally hear somebody say something good about you
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه

To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی

To hear a song that makes you remember a special person
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما میاره

To be part of a team
عضو یک تیم باشی

To watch the sunset from the hill top
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی

To make new friends
دوستای جدید پیدا کنی

To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person
وقتی اونو میبینی دلت هری بریزه پایین

To pass time with your best friends
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی

To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی

See an old friend again and to feel that the things have not changed
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینی و ببینی که فرقی نکرده

To take an evening walk along the beach
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی

To have somebody tell you that he/she loves you
یکی رو داشته باشی که بدونی دوستت داره

remembering stupid things done with stupid friends. To laugh, laugh, and ... laugh
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ... باز هم بخندی

These are the best moments of life
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند

Let us learn to cherish them
قدرشون رو بدونیم

"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد"
  

Unutmadım unutamam

 

 

 

Unutmadım unutamam

Kara sevdam merak etme

Yaşamaksa yaşadım lakin

Canımın çoğu kaldı sende

Pişman mıyım asla

Güzelleştim yasla

Sevmedim mi sevdim evet

Senden sonra ihtirasla

 

Ama benim ciğerim yanar

Ten oyalanır can kanar

İki gözüm iki çeşme

Haberin yok içerime içerime akar

 

  نام خواننده  :   Mustafa    ceceli   

 

فراموش نمی کنم

فراموش نکردم ، فراموش هم نمی کنم
عشق خیالی من شک نکن
اگه زندگی کردن باشه،زندگی کردم اما
بیشترین قسمت جونم پیش تو موند

پشیمونم؟ اصلا
با غم زیباتر شدم
عاشق نبودم؟ چرا، بودم
بعد از تو با حرص بیشتر

 

اما جیگرم میسوزه
تن رو میشه قانع کرد اما جان و روح میفهمن
دو تا چشمام مثل دو تا چشمه اس و خبر نداری
به درونم سرازیر میشه  

 

 

 دانلود 

  

روزهـای آخـر پاییـز در دریاچـه چورت مـازندران

 


دریاچه میانشه که دریاچه چورت هم نامیده می‌شود در فاصله ۱۰ کیلومتری روستای چورت حد فاصل ساری تا کیاسر در استان مازندران ایران قرار دارد.

دریاچه میانشه در ۳۵۰ کیلومتری تهران و در جنگل‌های بکر چورت در بخش چهاردانگه شهرستان ساری واقع در ۸۰ کیلومتری جنوب ساری واقع است. وسعت این دریاچه حدود ۲٫۵ هکتار است. این دریاچه به دلیل نزدیکی به روستای چورت، دریاچه چورت هم نامیده می‌شود.
این دریاچه حدود دهه ۱۳۰۰ خورشیدی بر اثر زمین‌لرزه و رانش زمین و در پی آن بسته شدن مسیر آب چشمه‌ای که در کنار دریاچه قرار دارد، بوجود آمده‌است. هنگام کاهش آب، پدیدار شدن باقیمانده درخت‌هایی که در محل پیدایش دریاچه بوده‌اند منظره ویژه‌ای را ایجاد می‌کند. این دریاچه در شکاف دره‌ای با شیب زیاد قرار گرفته و دور تا دور دریاچه را پوشش‌های جنگلی بکر و درختان قدیمی در بر گرفته‌است. شکل هندسی دریاچه به شکل بیضی کشیده بوده و ژرفای آن با توجه به میزان بارش‌های فصلی متغیر است. ماهی‌های موجود در دریاچه توسط افراد محلی به دریاچه انداخته شده‌است.

این دریاچه در نزدیکی منطقه طبیعی حوضچه‌سار پله‌ای باداب سورت قرار دارد. عکسهای فارس از این دریاچه زیبا در پائیز را مشاهده می کنید.


42429_454.jpg
42430_826.jpg
42431_687.jpg
ادامه مطلب   

بدون شـــــــــــــــرح !!!!

 

بدووون شــــــــرح!!!

 

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

 

و  یک مطلب علمی و خواندنی درباره فرضیه گایا

 

 

 

 

.

  

پروژه مدیریت تکنولوژی

در این پروژه به بررسی موارد ذیل در صنعت چوب و مبلمان پرداخته می شود.

1- چکیده ای از پروژه

2- مقدمه

3- تجارت بین المللی مبلمان

4- وضعیت تجارت جهانی مبلمان

5- بزرگترین واردکنندگان مبل دنیا

6-صنعت مبلمان درآسیا

7-بازار مبلمان در کشورهای منطقه

8-مطالعه روندمبلمان در سطح ملی

9-بررسی وضعیت واردات مبلمان و چوب در سطح کشور و تهران

10-روند حاکم بر صنعت مصنوعات چوبی و مبلمان از لحاظ تکنولوژی

11-مشکلات بر سر راه تکنولوژی تولید مبلمان

12-وضعیت صنعت مبلمان از نظر سهم از تعداد کارگاه ها، شاغلان و فروش در سال 1381

13-دانش فنی و تکنولوژی تولید

14-جمع بندی

دانلود پروژه

منبع :صدر

  

هنر معمولی زیستن

عمولی بودن میتواند سخت ترین وضعیت ممکن باشد در زندگی. مثلا؟ شاگرد معمولی بودن. قیافه معمولی داشتن. دونده معمولی بودن و نقاش معمولی بودن و بلاگر معمولی بودن و معمولی ساز زدن و معمولی رقصیدن و دوست پسر معمولی داشتن.
منظورم از معمولی همان است که عالی نیست، اما هست.

فرهنگ ایده آل گرایی تیغ دولبه ایست که می تواند آدمها را شهید کند. من مثلا. بعد از سالها نقاشی کشیدن و در سایه روشن ذغال روی کاغذ کاهی غرق شدن و حلقه های گرد آبرنگ را با عشق بوییدن، شب تا صبح بالاسر نقاشی نشستن و صبح بوم ها را خیس خیس به دیوار زدن و از ته سالن تماشاشان کردن؛ روزی که فهمیدم در نقاشی خیلی معمولی ام برای همیشه کنارش گذاشتم. وقتی همکلاسی دبیرستانم در عرض دو دقیقه با مدادنوکی بی جانش خانم مان را با آن دندان های موشی و شلخته ی موهای فر کنار گوشش که از مقنعه چانه دار میزد بیرون کوبید کنار طرحی که من بیست دقیقه طول کشیده بود تا دزدکی در حاشیه جزوه از معلم مان بکشم. حقیقت این است که دوستم در نقاشی یک نا بغه بود و تمرین و ممارست من خیلی با نبوغ او فاصله داشت و من لذت نقاشی کشیدن را از خودم گرفتم تا خفت معمولی بودن را تحمل نکنم. ضعیف بودم آن روزها. دنیایم آنقدر کوچک بود که با بیشتر شاخص ها "ترین" بودم و این ترین بودن آدم را ضعیف و شکننده می کند. 

شاید همه آدم ها اینطور نباشند. من اما همیشه درونم یک سوپر انسان داشته ام که دست به گچ بزند باید طلا شود. یک توانای مطلق که در هیچ کاری حق معمولی بودن ندارد. معمولی بودن شجاعت می خواهد. آدم اگر یاد بگیرد معمولی باشد نه نقاشی را میگذارد کنار، نه دماغش را عمل میکند، نه حق خوردن در یک سری رستوران ها را از خودش میگیرد، نه حق لبخند زدن به یک سری آدم ها را، نه حق پوشیدن یک سری لباس ها را. حقیقت این است که "ترین" ها همیشه در هراس زندگی می کنند. هراس هبوط در لایه آدم های "معمولی". و این هراس می تواند حتی لذت نقاشی کشیدن، ساز زدن، خواندن، نوشتن، خوردن، نوشیدن و پوشیدن را از دماغشان دربیاورد. مشکل بزرگتر آن مرزی ست که ترین بودن بین لایه لاغر آدم های "ترین" و گروه بی شمار "معمولی" ها می کشد. همیشه چیزی در آدم های معمولی پیدا می شود که برای ترین ها ترحم برانگیز باشد. مثلا ترحم، همدلی و هم دردی نیست ها. مثلا شنیده می شود جملاتی مثل آخی، بیچاره با این صداش آواز هم می خواند، بیچاره برای این دوست پسرش شعر هم میگوید، بیچاره با این آی کیو فوق لیسانس هم میخواهد بخواند، بیچاره با این سطح زبانش خارج هم می خواهد برود و غیره. همینقدر منزجرانه و همین قدر دور از زندگی نرم و ناب و ساده ای که بین آدم های معمولی جریان دارد. 

تصمیم گرفته ام خودِ معمولی م را پرورش دهم. نمی خواهم دیگر آدم ها مرا فقط با "ترین" هایم به رسمیت بشناسند. از حالا خودِ معمولی م را به معرض نمایش می گذارم و به خود معمولی م عشق می ورزم و به آدم ها هم اجازه دهم به منِ معمولی عشق بورزند
  

کتاب 504 واژه مطلقا ضروری

کتاب زبان 504  واژه مطلقا ضروری که به صورت ترجمه شده در اختیار شما دوستان قرار داده می شود.

 

دانلود

منبع : صدر

  

گفتگوی اختصاصی با دانیال عبادی بازیگر نقش اول سریال «راستش را بگو»

 


به گزارش ایران ویج ، دانیال عبادی این روزها سرش خیلی شلوغ است. بازیگر خوش قیافه و جوان سینما که با فیلم «امشب شب مهتابه» به شهرت رسید، این روزها در حال عقد قرارداد برای کار سینمایی جدیدش است و سریال «راستش را بگو را روی آنتن دارد. با او که روزی پیش بینی می شد خیلی زود سوپر استار سینمای ایران بشود، گپ و گفتی صمیمانه و خودمانی داشتیم. عبادی در این گفت و گو با جسارت و صراحت از سیاست هایی که جلوی روند ستاره سازی در سینمای ایران را گرفته، پرده برداشت، با تماشا همراه باشید:

دانیال عبادی
ادامه مطلب   

جملات زیبا و تاثیر گذار از پروفسور حسابی

 


 

دکتر حسابی

چهار اصل پیشرفت: مردانگی، عدالت، شرم و عشق است.

*******
 
زندگی، یعنی پژوهش، و فهمیدن چیزی جدید.
 
*******

عشق، به وجود آورنده اعمال زیباست.

*******

 
کار کنیم، زحمت بکشیم، از سرمایه چیزی کم نداریم.

*******

 
احساس اجبار به فداکاری، لازمه زندگیست.

*******

 
انجام وظیفه، لازمه جهش بسوی پیشرفت است.

*******

 
تقلید از غرب، خطری است جدی، که چشمه های نبوغ را، خشک می کند.

*******

 
یک عمل درست، بهتر است از هزار نصیحت.

*******

 
بزرگترین خوشحالی من در زندگی : هوش و استعداد جوانان ایرانی است.

*******

 
راه پیشرفت، ارزش نهادن به علم و تحقیق، احترام به معلمین، اساتید، دانش آموزان و دانشجویـان است.

*******

 
سادگی و عشق از عوامل پیشرفت است، که در قلب ما ایرانیان است.

*******

 
هرچه انسان ،وجود ارزشمندتری داشته باشد به همان اندازه مودب و فروتن است.

*******

 
فعال باشیم، ولی ملایم، عادل باشیم، ولی با گذشت.

*******

 
جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند،خانه اش خراب می شود و هر کس بخواهد خانه اش را آباد کند باید در ویرانی مملکتش بکوشد.

*******

هنر، با احساسات آدمی بازی می کند.

*******

عشق زندگی را به شیوش می آورد.

*******

 
هنر، چاشنی زندگیست. 

*******

ایران، جزیره هوش و ذکاوت است.

*******

 
شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند

*******

 
طنز در مملکت ما، یک مقاومت ملی است، و همیشه حافظ ایران بوده است.

*******

 
موسیقی خوب ایرانی، یک طرز تفکر است. یک فلسفه است، و بیان یک آرزوست.

*******

 
داشتن هدف، و رفتن به دنبالش، خوب است ولی عاشق هدف بودن و گرفتار شدن چیز دیگری است

*******

 
با بچه ها، با اطمینان رفتار کنید تا قابل اطمینان بار بیایند، و قابل اطمینان شوند.

*******

 
دولت، وظیفه دارد، خوشحال کنندگان مردم را، تشویق کند.

*******

 
باید جوانان، حفظ سازمان را، آموزش داد.

*******

 
سازماندهی، لازمه و خواسته الگوی پیشرفت است.

*******

 
حفظ سنن اعتقادی، ملی و نبوغ نژادی، واجب است.

*******
 
نظامی که، دارای سازمان باشد، چارچوبی استوار دارد.
  

کربلا

حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود

افسوس که بجای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند

و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند

SalamBarHosein



به سینه هر که تمنای کربلا دارد


همیشه در دل خود روضه ی بپا دارد


کسی که عشق تو دارد دگر چه کم دارد


بدون عشق تو عالم کجا بها دارد



SARALLAH4
















باز باران با ترانه

 


می خورد بر بام خانه


یادم آمد کربلا را


 

دشت پر شور بلاء را


گردش یک ظهر غمگین


 

گرم و خونین


لرزش طفلان نالان


زیر تیغ و نیزه ها را

 


با صدای گریه های کودکانه

 

وندرین صحرای سوزان


می دود طفلی سه ساله


پر زناله / دلشکسته /پای خسته


 

باز باران قطره قطره می چکد از چوب محمل


وای باران وای باران





Aliasghar2

                     کاش مهدی به جهان چهره هویدا می کرد 


 گره از مشکل پیچیده ما وا می کرد 


کاش با  آمدنش از سر مهر 


قبر مخفی شده فاطمه پیدا می کرد

 



AliAkbar

  

مجله مدیریت تولید و عملیات International Journal of Operations & Production

12 شماره از جلد 30 مجله International Journal of Operations & Production Management

برای دانلود اماده است.این جلد در سال 2010 منتشر شده و جدید ترین جلد این مجله به شمار می رود.


    Issue 12 2010 Special issue: Tradition and Innovation in OM
    Issue 11 2010  
    Issue 10 2010  
    Issue 9 2010  
    Issue 8 2010  
    Issue 7 2010  
    Issue 6 2010  
    Issue 5 2010  
    Issue 4 2010  
    Issue 3 2010  
    Issue 2 2010  
    Issue 1 2010 Special issue: Modularity: implications for strategy

منبع : صدر

  

اقتصاد کلان

یک جزوه کامل 150 صفحه ای از کتاب اقتصاد کلان

دانلود

توجه : در صورت مشاهده صفحه فیلترینگ http  را به https تغییر دهید.

 

 

منبع :صدر

  

اموزش نرم افزار DS

این نرم افزار یکی از ساده تری و کاملترین سری نرم افزارهای مهندسی صنایع است که در آن از نرم افزارهای کنترل کیفیت آماری گرفته تا کنترل پروزه و برنامه ریزی خطی یافت می شود.

هیچگونه برنامه نویسی ندارد و نرم افزار بصورت مدلهای از پیش طراحی شده ای در زمینه های تحقیق در عملیات –آمار- برنامه ریزی تولید –کنترل موجودی-ارزیابی کارو زمان و.... است


دانلود

  

اساس کار رادار چیست ؟

 

اگر شما برای خودتان برنامه ریزی کنید که من باید تو یک شرکت استخدام شوم که ماهی چهارصد و پنجاه هزارتومان حقوق بگیرم ،بیمه داشته باشم و بتوانم برای انجام کار شخصی روی زمان بعد از ساعت چهار حساب کنم و بعد تو یک شرکت بصورت آزمایشی استخدام شوید و در پایان ماه متوجه شوید که حقوق مورد نظر را می دهند ولی نه حق بیمه می دهند و نه بخاطر ضرورت کاری شرکت می توانید زودتر از ساعت هفت شب به کارهای خودتان برسید و بعد به سراغ یک انتخاب دیگر بروید و این کار را آنقدر ادامه دهید تا به یک کار با ثبات و مطلوب نظرتان برسید ، ناخواسته دقیقاً همان راهی را رفته اید که دمینگ در سال 1940 برای بهبود کیفیت به ژاپنی ها نشان داد . دمینگ که استاد دانشگاه هاروارد و از مدیران و پایه گذاران شرکت وسترن الکتریک بود توسط ژاپنی ها شناسائی و و مورد دعوت قرار گرفت تا در زمینه مسائل کیفی از نظراتش بهره مند شوند . دمینگ که از برق چشم ژاپنی ها حدس می زد که آنها چقدر در تقاضای خود جدی هستند به درخواست آنها پاسخ مثبت داد و شاید به جرات بتوان گفت که بعد از اراده ژاپنی ها اصلی ترین نقش پیشرفت ژاپن را عهده دار بوده است . همه این پیشرفتها بر پایه اصول چهارده گانه و چرخه معروف دمینک پایه ریزی شد . بر اساس ترتیبات این چرخه که حتی در زندگی شخصی افراد قابل استفاده است ابتدا جهت رفع مشکل برنامه ریزی (Plan) می شود سپس نوبت به اجرای مقدماتی یا آزمایشی (Do) می رسد . بعد از این مرحله ، کارآمدی و اثر بخشی روش بکارگرفته شده چک (check) می گردد و سپس اجرای نهائی(Act) صورت می پذیرد . گرچه این چرخه که اصطلاحاً به آن PDCA  گفته می شود  پس از 70 سال هنوز هم کاربرد دارد ولی با توجه به تغییر و تحولات پدید آمده ناشی از پیشرفت علم و تکنولوژی مورد بازنگری قرار گرفته تا کارآمدی بیشتری داشته باشد . چرخه RADAR در واقع نوع تکامل یافته PDCA است که شاخصه اصلی آن نتیجه گرا بودن آن است. به همین خاطر اولین عنصر چرخه RADAR نتایج مورد انتظار(Results) است به عنوان مثال وقتی ما انتظار داریم که در کنکور قبول شویم . گام بعدی رویکردهای(Approaches) دستیبابی به نتایج مورد انتظار است . یعنی اینکه چه کارهائی انجام دهیم تا به آن نتایج مورد انتظار برسیم . مثلاً چه کتابهائی خوانده شود ؟ چه کلاسهائی برویم ؟ چه تستهائی را بزنیم ؟ چه هزینه هائی انجام دهیم ؟ و از این قبیل ...، گام بعدی بکار گیری و استقرار رویکردهای(Deploy) انتخابی است.یعنی تصمیماتی را که گرفتیم اجرائی کنیم.حالا نوبت به ارزیابیAssessment)می رسد . باید خودمان را با یک کنکور آزمایشی ارزیابی کنیم ؟ اگر نتیجه خوب بود معلوم است که راه را درست رفته ایم و اگر نتیجه خوب نبود باید روشمان را بازنگری(Review) کنیم . شاید لازم باشد نتیجه مورد انتظارمان را بازنگری کنیم . مثلا بجای اینکه به پزشکی دانشگاه تهران فکر کنیم به داروسازی رضایت بدهیم . نکته قابل توجه این استکه هر دو این چرخه ها ابزاریست برای برنامه ریزی و تحقق اهدف و جالب این استکه در همه ارکان زندگی اعم از اداره ، کارخانه و منزل قابل استفاده است و همانطور که از نامشان پیداست این چرخه ها تا حصول اهداف به گردش خودشان ادامه خواهند داد با این تفاوت که چرخه PDCA برنامه محور و چرخه RADAR نتیجه محور است . حالا اگر شما هرکاری که می کنید اول به نتیجه مورد نظرتان توجه کنید بعد به راه کارهای دسترسی به آن و سپس به اجرا ، ارزیابی و بازنگری بپردازید درست بر اساس منطق چرخه رادار عمل کرده اید . منطقی که حتی در نوشتن گزارشات و اظهارنامه ها مورد توجه و تاکید ارزیابان خواهد بود .

  

اولین و تلخ ترین تجربه........

                              http://free.7host02.com/meteorelanati/shaerekochak/CSM104158.jpg

اگر اولین تجربه کسی هستید بدانید که

مسوولیت عواقب تمام احساسات و

نیازهایی که در او زنده می کنید با

شماست به خصوص بعد از آن که ترکش

کردید.

  

معامله شوخی بردار نیست



خواهرروحانی در کلاس مدرسه  مقابل دانش آموزان نوجوان، ایستاده بود. او در حالیکه یک سکه یک دلاری نقره در دستش بود گفت: به دختر یا پسری که بتواند نامبزرگترین مردی را که در این دنیا زیسته است بگوید، این یک دلاری را جایزهمی دهم.

یک پسر خردسال ایتالیایی گفت: منظورتان میکل آنژ نیست؟

خواهر روحانی جواب داد: خیر، میکل آنژ یک هنرمند برجسته به حساب می آید، لکن بزرگترین مردی که دنیا به خود دیده نیست.

یک دختر خردسال یونانی گفت: آیا ارسطو بود؟

خواهر روحانیجواب داد: خیر، ارسطو یک متفکر بزرگ و پدر علم منطق بود اما بزرگترین مردی که در دنیا زندگی میکرده، محسوب نمی شود.

بالاخره یک پسر خردسال یهودی گفت: می دانم چه کسی است، او عیسی مسیح است .

خواهر روحانی جواب داد صحیح است و یک دلاری را به او داد.

خواهر روحانی که از جواب پسربچه یهودی قدری شگفت زده شده بود، در زنگتفریح او را در زمین ورزش یافت و از او پرسید: آیا واقعا اعتقاد داری کهعیسی مسیح بزرگترین مردی است که دنیا به خود دیده ؟

پسربچه جواب داد: البته نه، هر کسی می داند که بزرگترین مرد موسی بود. اما معامله شوخی بردار نیست!

به نقل از کتاب بزرگترین اصل مدیریت در دنیا نوشته مایکل لوبوف
  

تجارت الکترونیک ELECTRONIC -commerce

 

 

 

 

تجارت الکترونیک

 

ELECTRONIC -commerce

 

 

 

 

 

 

 

 

 

موضوع تحقیق :

تجارت الکترونیک

 

 

 

 

تجارت الکترونیک

 

ELECTRONIC -commerce

 

 

 

 

 

 

 

دانشگاه جامع علمی کاربردی استان بوشهر

مرکز آموزش علمی کاربردی

 

واحد منطقه ویژه انرژی اقتصادی پارس

موضوع تحقیق :

تجارت الکترونیک

استاد ارجمند  : جناب آقای کمانکش

دانشجو : سید مجید حسینی

 آذر  ماه 91

 

 

 

تجارت الکترونیک

 

 

 

مقدمه

تجارت الکترونیکى (E-Commerce) مفهوم و جریان قدرتمندى است که زندگى بشر کنونى را دستخوش تغییرات اساسى کرده است. تجارت الکترونیکى از نمودهاى عینى انقلاب فناورى اطلاعات و ارتباطات در عرصه اقتصاد است. این سبک از تجارت به دلیل مزایا و منافع سرشارى که براى انسان داشته، به سرعت در حال گسترش است. مى توان به قطعیت ادعا کرد که تجارت الکترونیکى بسیارى از محدودیت هاى تجارت سنتى را از پیش روبرداشته است و نه تنها فرم و شکل ظاهرى تجارت سنتى را بلکه محتواى امر تجارت را نیز دستخوش تغییرات خود کرده است، تغییرى که مبناى هرگونه اقدام و نظر در عرصه اقتصاد واقع شده است.وجود بازارها، پاساژها و مغازه هاى مجازى که هیچ مکان فیزیکى را اشغال نکرده اند و در عین حال امکان بازدید و گردش در این بازارها به صورت لحظه اى و در هر نقطه از جهان بدون ترک منزل میسر است و نیز انتخاب و سفارش خرید کالاهایى که در نقاط نامعلومى از جهان در ویترین هاى مغازه هاى مجازى قرار دارند و بر روى شبکه مجازى نیز تبلیغ مى شوند از طریق پرداخت هاى الکترونیکى فراهم شده است. همه این گزینه ها سبب شده اند    که تجارت الکترونیکى (E-Commerce) معجزه قرن تلقى شود

 

 

 

 

چکیده :

 

 

تجارت الکترونیکی را می توان انجام هر گونه امور تجاری از طریق شبکه های ارتباطی کامپیوتری و از طریق اینترنت بیان کرد . تجارت الکترونیکی به هر گونه معامله ای گفته می شود که در آن هر گونه خرید و فروش کالا یا خدمات از طریق اینترنت صورت پذیرد و به واردات و یا صادرات کالا و یا خدمات منتهی می شود . تجارت الکترونیکی معمولا کاربرد وسیع تری دارد ، یعنی نه تنها شامل خرید و فروش از طریق اینترنت است بلکه سایر جنبه های فعالیت تجاری ، مانند خریداری ، صورت برداری کالاها ، مدیریت تولید و تهیه و توزیع و جابه جایی کالا ها و همچنین خدمات پس از فروش  و .... را در بر  می گیرد . البته مفهوم گسترده تجارت الکترونیک کسب و کار الکترونیک می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تاریخچه تجارت الکترونیک

انسان از ابتدای خلقت تا کنون روشهای تجاری متفاوتی را تجربه کرده است . در ابتدا سیستم تبادل کالا رایج بود . شکارچی گوشت را با سلاح عوض می کرد و کشاورز محصولش را با البسه وغیره . ولی این سیستم اشکالات فراوانی داشت . مثلا ممکن بود شکارچی نتواند سلاح سازی را پیدا کند که به گوشت احتیاج داشته باشد . در این صورت گوشتها فاسد می شدند . در بعضی تمدنها سیستم کالای محبوب به وجود آمد . در سرزمینی که گندم غذای اصلی مردم آن بود ، شکارچی گوشت را با گندم و گندم را با سلاح تعویض می کرد . این روش هم مشکلات زیادی داشت . کالای محبوب در سرزمینهای مختلف متفاوت بود . از طرف دیگر معیاری برای سنجش ارزش آن وجود نداشت و حمل و نقل آن هم مشکل بود بدون شک اختراع پول اولین انقلاب در زمینه تجارت بود . ارزش آن مشخص بود ، حمل آن آسانتر بود ، فاسد نمی شد و همه طالب آن بودند . فواید استفاده از پول به اندازه ای بود که حتی تا چند دهده قبل کمتر کسی انتظار یک انقلاب دیگر را داشت . ارتباط بین تجارت و تکنولوژی دیر زمانی است که وجود داشته و ادامه دارد . در واقع یک پیشرفت تکنیکی باعث رونق تجارت شد و آن هم ساخت کشتی بود . در حدود 2000 سال قبل از میلاد ، فینیقیان تکنیک ساخت کشتی را به کار بردند تا از دریا بگذرند و به سرزمینهای دور دست یابند . با این پیشرفت، برای اولین بار مرزهای جغرافیایی برای تجارت باز شد و تجارت با سرزمینهای دیگر آغاز شد . اکنون ، شبکه جهانی اینترنت مانند همان کشتی است که نه تنها فواصل جغرافیایی ، بلکه اختلافات زمانی را نیز کمرنگ نموده و صحنه را برای نمایش دیگر آماده کرده است .اینترنت کنونى در اواخر دهه ۱۹۶۰ در وزارت دفاع آمریکا پدید آمد. در آن زمان وزارت دفاع آمریکا آژانس پروژه هاى پژوهشى پیشرفته را پایه گذارى کرد که نهادى براى گسترش فناورى هاى اطلاعاتى بود و پژوهشگرانى که براى انجام امور پژوهشى از آرپانت کمک مى گرفتند، به سوى شبکه هاى رایانه اى با سرعت بالاتر روى آوردند.در سال ،۱۹۸۶ مؤسسه ملى علوم آمریکا شبکه NSFNET را براى ارائه ارتباطات شبکه اى به مراکز تحقیقاتى بیشتر و گسترش شبکه هاى بین المللى تأسیس کرد. تعداد رایانه هاى فعال در این شبکه تا سال ۱۹۸۹ به ۱۰۰ هزار رایانه رسید. در سال، ۱۹۹۰ آرپانت به پایان عمر خود رسید و اینترنت رشد کرد و در سال ۱۹۹۲ تعداد رایانه هاى فعال به ۱ میلیون و در سال ۱۹۹۳ به ۲ میلیون رسید و دوران رشد اینترنت از این سال به بعد آغاز شد. در سال هاى ابتدایى دهه ،۱۹۷۰ واژه تجارت الکترونیکى به معاوضه داده هاى الکترونیکى براى ارسال سندهاى تجارى مانند سفارش هاى خرید یا صورت حساب هاى الکترونیکى اطلاق مى شد و بعدها با گسترش این صنعت واژه تجارت الکترونیکى به تجارت از طریق شبکه وب براى خرید کالا و خدمات گفته مى شد. تجارت الکترونیک به شکل کنونی در سال 1991 محقق شد . از آن زمان هزاران هزار کسب و کار و تجار وارد این دنیا شده اند. زمانى که نخستین شبکه جهانى وب به صورت فراگیر و شناخته شده در ۱۹۹۴ رواج یافت، بسیارى از پژوهشگران پیش بینى کردند که این شیوه از تجارت یعنى تجارت مبتنى بر وب به زودى به بخش مهمى در اقتصاد دنیا تبدیل خواهد شد اما ۴ سال طول کشید تا پروتکل هاى مبتنى بر http به طور گسترده در اختیار کاربران قرار بگیرد. اولین کسب و کارهاى الکترونیکى را مى توان در ۱۹۹۸ و در میان تعدادى از کسب و کارهاى معتبر در کشور آمریکا و اروپاى غربى شاهد بود. کسب و کارهایى که با راه اندازى وب سایت هایى ابتدایى شکل گرفت و سپس توسعه یافت. در سال ۲۰۰۵، تجارت الکترونیکى در اکثر شهرهاى آمریکا، اروپا و آسیاى شرقى به سرعت توسعه و رواج یافت. عده اى معتقدند که قدمت تجارت الکترونیکى (E-Commerce) به پیش از پیدایش اینترنت کنونى بازمى گردد اما به دلیل هزینه هاى سنگین این سبک از تجارت، امکان استفاده از آن تا چند سال گذشته مختصراً در اختیار شرکت ها، بنگاه هاى تجارى و مؤسسات اقتصادى بود. اما با فراگیرشدن اینترنت و امکان استفاده همه مردم این فرصت به دست آمد که ساختار تجارت الکترونیکى تغییر کرده و از حالت اختصاصى بودن براى طبقه خاصى خارج شده و به صنعتى در دسترس تبدیل شود.تجارت الکترونیک ، علی رغم جوان بودن در جهان شناخته شده و در سالهای اخیر رشد فزاینده و غیر قابل پیش بینی داشته است . این رشد تصاعدی حاصل استفاده از یک ابزار ، یعنی اینترنت می باشد .

 

 

 سیر زمانی

۱۹۷۹: Michael Aldrich خرید آنلاین را اختراع کرد

۱۹۸۱: Thomson Holidays اولین خرید انلاین B2B را در بریتانیا ایجاد کرد.

۱۹۸۲: Minitel سیستم سراسر کشور را در فرانسه بوسیله France Telecom و برای سفارش گیری انلاین استفاده شده است .

۱۹۸۴: Gateshead اولین خرید انلاین B2C را بنام SIS/Tesco و خانم Snowball در ۷۲ اولین فروش خانگی انلاین را راه انداخت .

۱۹۸۵: Nissan فروش ماشین و سرمایه گذاری با بررسی اعتبار مشتری به صورت انلاین از نمایندگی های فروش

۱۹۸۷: Swreg شروع به فراهم اوردن ومولف های اشتراک افزار و نرم افزار به منظور فروش انلاین محصولاتشان از طریق مکانیسم حسابهای الکترونیکی بازرگانی .

۱۹۹۰: Tim Berners-Lee اولین مرورگر وب را نوشت، وب جهان گستر، استفاده از کامپیوترهای جدید

۱۹۹۴: راهبر وب گرد : Netscape در اکتبر با نام تجاری Mozilla ارایه شد . Pizza Hut در صففحه وب سفارش دادن انلاین را پیشنهاد داد . اولین بانک انلاین باز شد .تلاشها برای پیشنهاد تحویل گل و اشتراک مجله به صورت انلاین شروع شد . لوازم بزرگسالان مثل انجام دادن ماشین و دوچرخه به صورت تجاری در دسترس قرار گرفت . Netscape 1.0 در اواخر ۱۹۹۴ با رمزگذاری SSL که تعاملات مطمئن را ایجاد می کرد، معرفی شد .

۱۹۹۵: Jeff Bezos ، Amazon.com و اولین تجارتی ۲۴ ساعته رایگان را راه انداخت . ایستگاه های رادیوی اینترنتی رایگان، رادیو HK ورادیو های شبکه ای شروع به پخش کردند . Dell و Cisco به شدت از اینترنت برای تعاملات تجاری استفاده کردند . eBay توسط Pierre Omidyar برنامه نویس کامپیوتر به عنوان وب سایت حراج بنیانگذاری شد .

۱۹۹۸ : توانایی خریداری و بارگذاری تمبر پستی الکترونیکی برای چاپ از اینترنت . گروه Alibaba ذر چین با خدمات B2B و C2C, B2C را با سیستم خود تاییدی تاسیس شد .

۱۹۹۹: Business.com به مبلغ ۷٫۵ میلیون دلار به شرکتهای الکترونیکی فروخته شد . که در سال ۱۹۹۷ به ۱۴۹٬۰۰۰ دلار خریداری شده بود .نرم افزار اشتراک گذاری فایل Napster راه اندازی شد 2000.فروشگاه های ATG برای فروش اقلام زینتی خانه به صورت انلاین راه اندازی شد .

۲۰۰۲ : ای‌بیبرای پی‌پال۱٫۵میلیون دلار بدست اورد . Niche شرکت های خرده فروشی و فروشگاه های CSN و فروشگا های شبکه ای را با منظور فروش محصولات از طریق ناحیه های هدف مختلف نسبت به یک درگاه متمرکز .

۲۰۰۳: Amazon.com اولین سود سالیانه خود را اعلان کرد .

۲۰۰۷: Business.com بوسیله R.H. Donnelley با ۳۴۵ میلیون دلار خریداری شد .

۲۰۰۹: Zappos.com توسط Amazon.com با قیمت ۹۲۸ میلیون دلار خریداری شد . تقارب خرده فروشان و خرید اپراتورهای فروش وبسایتهای خصوصی RueLaLa.com بوسیله GSI Commerce به قیمت ۱۷۰ میلیون دلار بعلاوه سود فروش از تا سال ۲۰۱۲ .

۲۰۱۰: Groupon گزارش داد پیشنهاد ۶ میلیار دلاری گوگلرا رد کرده‌است. در عوض این گروه طرح خرید وب سایتهای IPO را تا اواسط ۲۰۱۱ دارد.

۲۰۱۱: پروژه تجارت الکترونیک امریکا و خرده فروشی انلاین به ۱۹۷ میلیارد دلار رسیده است که نسبت به ۲۰۱۰ افزایش ۱۲ درصدی داشته است . Quidsi.com, parent company of Diapers.comتوسط Amazon.com به قیمت ۵۰۰ میلیون بعلاوه ۴۵میلیون بدهکاری و تعهدات دیگر خریداری شد .

 

 

زمان گسترش تجارت الکترونیک در مناطق مختلف جهان

 

 

 

 

 

تعریف تجارت الکترونیک :  

 

   تجارت الکترونیک عبارت است از خرید (buy) و فروش (sell) و مبادله (Exchange) کالا (product)، خدمات (services) و اطلاعات (Information) از طریق شبکه هاى رایانه اى از جمله اینترنت. این نوع از تجارت بر پردازش و انتقال الکترونیکى داده ها شامل متن، صدا و تصویر مبتنى است. تجارت الکترونیک فعالیت هاى مختلفى از جمله مبادله، تحویل فورى مطالب دیجیتال، انتقال الکترونیکى وجوه، مبادله الکترونیکى سهام، بارنامه الکترونیکى، طرح هاى تجارى و مهندسى و خدمات پس از فروش را نیز در برمى گیرد.

تجارت الکترونیک انجام کلیه فعالیتهای تجاری با استاده از شبکه های ارتباطی کامپیوتری ، به ویژه اینترنت است . تجارت الکترونیک ، نوعی تجارت بدون کاغذ است . به وسیله تجارت الکترونیک تبادل اطلاعات خرید و فروش و اطلاعات لازم  برای حمل ونقل کالاها ، با زحمت کمتر و مبادلات بانکی شتاب بیشتر انجام خواهد شد . شرکتها برای ارتباط با یکدیگر محدودیتهای فعلی را نخواهند داشت و ارتباط آنها با یکدیگر ساده تر و سریع تر صورت می پذیرد . ارتباط فروشندگان با مشتریان نیز میتواند به صورت یک به یک با هر مشتری باشد . به عبارت دیگر ، تجارت الکترونیک نامی عمومی برای گستره ای از نرم افزارها و سیستم ها است که خدماتی مانند جستجوی اطلاعات ، مدیریت تبادلات ، بررسی وضعیت اعتبار ، اعطای اعتبار ، پرداخت به صورت روی خط ، گزارش گیری و مدیریت حسابها را در اینترنت به عهده می گیرند . این سیستمها زیربنای اساسی فعالیتهای مبتنی بر اینترنت را فراهم می آورند . هدف از بکارگیری تجارت الکترونیک ، ارائه روشی جدید در انجام امور بازرگانی می باشد . به واسطه این روش ، تاجران قادرند که محصولات و خدمات خود را به شکل تمام وقت و به تمام خریداران در سرتاسر جهان مستقل از مرزهای جغرافیایی و ملتها عرضه کنند . بسیاری از مردم ، تجارت الکترونیک را منحصر به خرید وفروش از طریق اینترنت می دانند ، در حالیکه این امر فقط بخش کوچکی از تجارت الکترونیک را تشکیل می دهد و این مفهوم اکنون گستره وسیعی از جنبه های مختلف تجاری و اقتصادی را در برگرفته است . به سادگی می توان هرگونه فعالیت تجاری و مالی بین موسسات و افراد را در حیطه الکترونیک گنجاند .                                                                                                                      

تجارت الکترونیک روش دیگری برای تبادلات الکترونیکی اطلاعات و انجام مبادلات تجاری است که یک پل الکترونیکی را بین مراکز تجاری ایجاد کرده است . تجارت الکترونیک با حجم کمتری از اطلاعات که لزوما در قالب یکسانی نبوده و بین مردم عادی رد و بدل می شود ، سر و کار دارد . تجارت الکترونیک در ابتدای پیدایش خود ، چیزی بیش از یک اطلاع رسانی ساده تجاری نبود و هرکس می توانست محصولات خود را با استفاده از صفحات وب بر روی اینترنت تبلیغ نماید . آمار منتشر شده از 500 شرکت نشان   می دهد که حدود 34 درصد از آنها در سال 1995 و حدود 80 درصد در سال 1996 از روش فوق برای تبلیغ محصولات خود استفاده کرده اند .ویژگى اصلى این نوع از تجارت تسهیل فرآیندهاى تجارى، حذف فرآیندهاى غیرضرورى و زائد در انجام امور بازرگانى و کاهش هزینه ها از طریق بهبود و افزایش هماهنگى، کاهش هزینه هاى ادارى خصوصاً هزینه مکاتبات و نیز بهبود دسترسى به بازار و افزایش تنوع براى مشتریان است. در این میان، فناورى هاى نوین ارتباطى مانند اینترنت، اکسترانت، پست الکترونیک و تلفن هاى همراه در گسترش و توسعه تجارت الکترونیک نقش بسزایى دارند.

 

 چارچوب تجارت الکترونیک

چارچوب هاى تجارت الکترونیک از ۳ سطح تشکیل یافته است که براى داشتن تجارت الکترونیک موفق وجود این چارچوب ها لازم است:

1.      زیر ساختار:بخش اول از چارچوب هاى مورد نیاز تجارت الکترونیک شامل سخت افزار، نرم افزار، پایگاه هاى داده اى و ارتباطى است که براى انجام وظیفه در قالب خدمات worldwide web بر روى اینترنت و یا سایر روش هاى پیام گذارى و پیام گیرى بر روى اینترنت و یا سایر شبکه ها به کار مى رود.

2.      خدمات:بخش دوم از چارچوب ها شامل دامنه گسترده اى از خدمات که توانایى پیدا کردن و ارائه اطلاعات را فراهم مى آورند و شامل جست وجو براى شرکاى تجارى و همچنین مذاکره و توافق درمورد مبادلات تجارى هستند.

3.محصولات و ساختارهاى تجارت الکترونیک:

این بخش از چارچوب هاى (E-Commerce) مشتمل بر پیش بینى و تدارک مستقیم کالاها و خدمات تجارى وابسته به اطلاعات براى مشتریان و شرکاى تجارى، همکارى و سهیم شدن در اطلاعات داخل و خارج سازمان و سازمان دهى محیط بازار الکترونیکى و زنجیره تهیه و پشتیبانى است

 

 

 

 مراحل تجارت الکترونیک

 

مراحل رشد و گسترش تجارت الکترونیکى را مى توان به ۵ بخش تقسیم کردکه هر چه به گام هاى پایانى تر نزدیک مى شویم در حقیقت به تجارت الکترونیکى واقعى نزدیک تر شده ایم و شرکت ها و سازمان هایى که در جست وجوى بازار الکترونیکى براى کالاها و خدمات خود هستند، سعى در رسیدن به مراحل پایانى این چرخه دارند

1-    در مرحله اول از مجموعه مراحل پنج گانه، شرکت یا سازمان متقاضى تجارت الکترونیک سعى در ایجاد یک سایت ساده شامل اطلاعات محصولات و خدمات تولیدى خود را دارد تا این اطلاعات از طریق اینترنت در اختیار مشتریان قرار بگیرد. در حقیقت، مرحله اول به معناى به وجود آمدن ویترینى بر روى شبکه جهانى وب براى بازدیدکنندگان است تا اطلاعات مورد نظر خود را از طریق این صفحات دریافت کنند.

2-    این مرحله شامل توسعه و گسترش مرحله اول است. در این مرحله سایت شرکت تبدیل به یک پایگاه داده اى (DataBase) قوى شده، براى نگهدارى اطلاعات مورد استفاده قرار مى گیرد، در این مرحله، اطلاعات همه محصولات و خدمات و شرح کامل آنها در بانک اطلاعات قرار مى گیرد و کاربران امکان ارسال سفارش خرید از طریق این وب سایت را خواهند داشت، اما هنوز زیرساخت هاى لازم براى پرداخت اینترنتى فراهم نشده است و پرداخت پول به همان روش سنتى انجام خواهد گرفت.

3-    برقرارى امکان تعامل از مهمترین نکات مرحله سوم است. در این مرحله، کاربران امکان تعامل با مدیر سایت را خواهند داشت که این تعامل از طریق e-mail، chat و voice خواهد بود و کاربران در بازه زمانى بسیار کوتاه مدت پاسخ خود را از مدیر سایت دریافت خواهند کرد و امکان پرسش و پاسخ online میان فروشنده و خریدار و نیز رد و بدل شدن اطلاعات در مورد کالا و یا خدمات خواسته شده وجود دارد.

4-    در این مرحله، امکان پرداخت اینترنتى براى کاربران فراهم خواهد شد و مشتریان پس از ارسال فرم هاى سفارش خرید و دریافت کالا، وجه موردنظر و توافق شده را از طریق پایانه هاى فروش بانک ها و مؤسسات مالى طرف قرارداد براى فروشنده ارسال خواهند کرد که این حمل و نقل پول به صورت بسیار امن از طریق اینترنت براى مشتریان فراهم خواهد شد.

5-    مرحله آخر که آخرین مرحله از مراحل پنج گانه است، به مرحله یکپارچگى معروف است. در این مرحله، سیستم هاى واسطه اى میان فروشنده و خریدار با سیستم هاى موجود در سازمان و یا شرکت به حالت یکپارچگى کامل درخواهند آمد. بدین معنا که اگر کالایى فروش رود، موجودى کالاى فروش رفته به میزان خریدارى شده از موجودى انبار کسر شده و همزمان دستور خرید جدیدى براى جایگزین کردن کالاى فروش رفته به انبار ارسال خواهد شد و در خریدهاى بعدى موجودى انبار بلافاصله به نمایش درخواهد آمد. این مرحله از مجموعه مراحل تجارت الکترونیک کامل ترین مرحله در تجارت الکترونیکى است که در آن نتیجه همه عملیات مربوط به داد و ستد در همه سیستم هاى سازمان منعکس مى شود.

 

 

 

مدلهای تجارت الکترونیک :

تجارت الکترونیک در مدلهای زیر است :

B2B -1 :

  تمامی اعضای این دسته تاجران و یا سازمانهای تجاری میباشند. ( تجارت اینترنتی بین دو بنگاه )

B2C-2  :

 معاملات خرده فروشی محصولات یا خدمات از طریق تجار به تک تک خریداران. ( تجارت الکترونیکی بین بنگاه و مصرف کننده ) خرده فروشی

C2B-3:

فروش محصولات و یا خدمات توسط افراد به سازمانها یا افراد حقوقی که به دنبال خرید این محصولات یا خدمات با قیمت پایینتری هستند.

C2C-4

ارتباط مستقیم مصرف کنندگان با یکدیگر جهت خرید و فروش الکترونیکی. ( تجارت الکترونیک بین مصرف کننده و مصرف کننده )

B2A-5

کلیه معاملات مالی و تجاری بین شرکتها و سازمانهای

B2E-6

ارائه خدمات، اطلاعات و یا محصولات توسط سازمان ها به کارمندان.

G2B-7

ارائه کالا، خدمات یا اطلاعات توسط دولت به بنگاههای تجاری.

B2G-8

ارائه کالا، خدمات یا اطلاعات توسط سازمانهای تجاری به دولت.

G2G-9

انجام مناسبات تجاری میان دولتها به صورت الکترونیکی.

G2C-10

 ارائه خدمات ویا محصولات توسط دولت به مردم به صورت الکترونیکی.

: B2B2C-10

در این روش طرف معامله محصول یا خدمات را برای کارگزاری تهیه میکند که خود دارای مشتریانی است. معمولا اصطلاح B2B دربر گیرنده B2B2C نیز هست.

M-Commerce:انجام فعالیتهای تجارت الکترونیکی در محیطی بیسیم.

تجارت الکترونیکی درونسازمانی: این مدل مربوط به تمام فعالیتهای درون سازمانی است که در ارتباط با مبادله کالا، خدمات و یا اطلاعات در میان واحدها و افراد درون سازمان انجام میشود. این قبیل فعالیتها معمولا از طریق اینترانت یا پورتالهای شرکتی صورت میگیرد.

تجارت الکترونیکى پاره اى

 در این سبک از تجارت الکترونیکى، تنها بخشى از فرایندهاى داد و ستدى به صورت غیرالکترونیکى و سنتى انجام مى شود و سازمان تنها از اینترنت به عنوان یک پل ارتباطى با مشتریان خود بهره مى گیرد و پس از دریافت سفارش کالا اجناس را تحویل مشترى مى دهد و پول کالا و خدمات را به صورت نقدى دریافت مى کند. این مدل از تجارت الکترونیکى نمونه اى بسیار کارا و اثربخش براى کشورهایى است که از زیرساخت هاى مناسبى براى تجارت الکترونیکى بهره نمى برند.

 

 

 بسترهای لازم برای تجارت الکترونیک :

- یک سیستم بانکی روان و دقیق

- قوانین گمرکی ، مالیاتی و بانکداری الکترونیکی

- کد تجاری محصول و ایجاد امنیت اطلاعات

- تهیه و تدوین نظام مالی اطلاعات و نظام حقوقی اطلاع رسانی ( کپی رایت )

- محرمانه بودن اطلاعات شخصی

- تطبیق مقررات ملی با مقررات متحدالشکل بین المللی

- همکاری دانشگاهها ، مراکز تحقیقاتی و سازمانهای مختلف

- پذیرش اسناد الکترونیکی توسط قوه قضاییه

- تامین ، صدور و بکارگیری کارت هوشمند

 تامین خطوط ارتباطی پر سرعت و مطمئن و ایجاد بستر مخابراتی به شکل بی سیم .

 

 

 

 

 

 

مراحل را اندازی یک تجارت الکترونیکی :

امروزه تجارت B2C قسمت اعظمی از تجارت الکترونیک یا بهتر است بگوییم تجارت جهانی الکترونیک را در برگرفته چرا که هر شخص می تواند در این عرصه به رقابت پردازد .                                                   

شما نیز می توانید یک تاجر اینترنتی باشید هر چند که خدمات و یا محصولی که برای فروش دارید کم باشد اما اینترنت و عرصه وسیع تجارت اینترنتی به خرید و فروش شما نیز وسعت می بخشد و حتی امکان رقابتتان را با تجارت جهانی فراهم می کند اما چگونه می توانیم تجارت الکترونیکی خود را در دنیای پر رقابت تجارت جهانی امروز آغاز کنیم .

برای راه اندازی یک سایت تجارت الکترونیکی ابتدا باید فروشگاه اینترنتی مان را راه اندازی کنیم و به این منظور بایستی مراحل زیر را طی کنیم :                                                                                                           

1- دامین وثبت آن

 :URL صحیح یا  Name domainانتخاب  

نامی که انتخاب می کنید باید به گونه ای باشد

Amazon.com. که با یکبا شنیدن در ذهن بماند مثل

. این نام باید تجارت الکترونیکی شما را معرفی کند نام سایتتان را مناسب با نام تجارتتان انتخاب کنبد

. نام انتخابی باید کوتاه باشد ، تا مشتری با یک بار شنیدن آن را به خاطر بسپارد

2- طراحی و ساخت سایت

بهتر است در طراحی سایت فروشگاه خود به نکات زیر توجه کنید :

- یک کاتولوگ بر روی سایت برای صرفه جویی در وقت تهیه کنید که اطلاعات کامل راجع به محصولات و خدمات تجارت الکترونیک شما ، مثل قیمت گذاری ، خصوصیات محصولات ، و اطلاعات دیگر برای هر محصول یا خدمات را در بر داشته باشد .

یک بخش (FAQ) جهت پیش بینی و پاسخگویی مسائل و سوالات اساسی که ممکن است به ذهن خریدار برسد را در نظر بگیرید .                                                                                          

- اسکلت سایتتان به گونه ای باشد که مشتریان به آسانی بتوانند راجع به خرید انترنتی تصمیم گیری کنند ، و به سرعت خرید الکترونیکی خود را انجام دهند .                                                       

صحفه اصلی سایت شما ( Homepage)  مانند ویترین فروشگاه الکترونیکی شماست . و باید برمخاطب شما اثر گذار باشد .

مخاطب شما کودکانند ؟

افراد بازاری هستند ؟

عامه مردمند ؟

به این مسئله دقت کنید

در صفحه اول سیاست های زیر نیز به شما کمک می کند که مشتری شما از هر قشری جذب سایتتان شود

-  نام شرکت ، لوگو ( نشانه تصویری ) که تجارت اینترنتی شما را معرفی می کند را در صفحه اول قرار دهید.

- صفحه ای که آدرس و شماره تلفن ، فاکس و آدرس پست الکترونیک سایت شما را در بر دارد به طرز مشخص در صفحه اول قرار دهید.                                                                                       

- از صفحه اصلی که راجع به فروشگاه اینترنتی شما توضیح داده لینک دهید تا مشتریان بتوانند براحتی راجع به شما و امکاناتی که در اختیارشان قرار میدهید بدانند                          

- بهتر است یک قسمت جهت اخبار و معرفی محصولات داشته باشید که همیشه به روز شود این باعث می شود که خریدار اینترنتی زود به زود به سایتتان سر بزند

- سایت حفاظت از اطلاعات شخصی خریداران را برای خریداران اینترنتی خود توضیح دهید تا اعتمادشان را جلب کنبد و چه بهتر که این توضیح در صفحه اول قرار گیرد

- ساختار سایت فروشگاه اینترنتی شما به گونه ای باشد که مشترکی برای رسیدن به محصول مورد نظر خود مجبور نباشد کلیکهای زیادی بکند

- تعداد کلیکها را به حداقل برسانید . 4 الی 6 کلیک بهترین کارآیی را دارند . سعی کنید که لینکه نظر مشتریان را جلب کنند تا بدانند کجا را باید برای چیزی که دنبالش هستند کلیک کنند .

- سایتتان را با عکس ، انمیشن و موسیقی و دیگر چیزهای دیداری وشنیداری انباشته نکنید . از همان رنگها و قلمهایی که برای سایر ارتباطات مثل لوگو و یا بروشورها استفاده میکنید استفاده نمائید . مطمئن شوید که تصاویر به کار رفته بر کیفیت سایت می افزاید نه اینکه بازدید کننده را گیج کند و شما را از هدفتان دور نگهدارد.

- مطمئن شوید که نوشته ها به آسانی قابل خواندن هستند ، ممکن است نوشته های سیاه بر روی زمینه سفید زیاد با کلاس به نظر نرسند اما آنها برای خوانده شدن مناسب تر از نوشته های نارنجی بر روی زمینه بنفش هستند .

- صفحات نباید با تصاویر سنگین پر شده باشند چراکه زمان بار گذاری را افزایش میدهد . اکثر خریداران اینترنتی اگر بارگذاری یک صفحه بیش از 8 ثانیه طول بکشد ، جای دیگر کلیک می کنند و یا از اینترنت خراج می شوند .

1- اجاره فضا بر روی اینترنت (Host)

2- پرداخت الکترونیکی

3- تامین امنیت سایت

4- بازاریابی ، تبلیغ و جذب مشتری

5- بررسی وتحلیل سایت

پس از آنکه سایت شما طراحی و آماده شد میزبان و دامنه نیز برای آن مشخص بود زمان آن می رسد که محل مناسبی برای فروشگاه اینترنتی خود پیدا کنید :

. مکانی که مشتری به آن اعتماد داشته باشد و با آن آشنا باشد

. مکانی که پرداخت را برای مشتری آسان سازد

. مکانی که دنیا را از وجود سایت شما باخبر سازد

 

 

 

 

 

عاملهای نرم­افزاری در خرید اینترنتی

 یکی از کاربردهای عاملهای نرم­افزاری در تجارت الکترونیک، بررسی مدل رفتار خرید مشتری و سپس ارایه پیشنهاداتی از جمله ارایه تبلیغات اختصاصی، بیان محصولات مورد علاقه مشتری، راهنمایی برای انتخاب عرضه­کننده مناسب است. توجه به نحوه فرایند خرید هر مشتری و ذخیره فعالیتهای او از جمله کلیک­ها، جستجوها، مطالعه کاتالوگ­ها وغیره، اطلاعات بسیار ارزشمندی را در مورد علایق و اولویتهای مشتری در اختیار فروشگاه می­گذارد و این امکان را مهیا می­سازد تا با بررسی و تحلیل این موارد در مراجعه بعدی مشتری، فضای فروشگاه را به گونه­ای مطابق با نیازها و اولویتهای او خصوصی سازد، تا علاوه بر ایجاد علاقه و ارتباط خاص با مشتری، فرایند خرید را برای او به طور بهینه و در وقت کم مهیا کند. عاملهای هوشمند نرم­افزاری از ابتدایی­ترین بخش این فرایند، یعنی ذخیره اطلاعات شخصی هر فرد، تا مرحله بررسی و آنالیز و در نهایت ایجاد توصیه و محیط خصوصی­شده به فرد، بسیار سودمند هستند. مدل رفتاری خرید مشتری دارای 6 مرحله اساسی از فرایند خرید استکه در زیر به جزییات مربوط به این مراحل پرداخته می­شود

شناسایی نیاز :

این مرحله مشخص می کند که خریدار از بعضی از نیازهای پنهان خود به وسیله دریافت اطلاعات و تبلیغات آگاه شده و برای خرید آن تحریک می­شود.عاملها نقش مهمی در خریدهای تکراری و مورد نیاز کاربران و یا خریدهای ناشی از عادت داشته باشند. این عاملها به سیستم­های توصیه­کننده معروف هستند. این سیستم­ها می­توانند خرید و فروشهای انجام شده در قبل را تجزیه و تحلیل کرده و راه­حل و پیشنهادهایی را به مشتری توصیه کنند. در تجارت الکترونیک B2C تامین­کنندگان با این عاملها        می توانند اطلاعات و اولویتهای مشتریانشان را نگهداری کند و به آنها در زمان آماده شدن محصول مورد نظرشان اطلاع دهند.

کارگزاری:

کارگزاری محصولات: وقتی که در خریدار نیاز به خرید ایجاد شود، باید به واسطه ارزیابی اطلاعات کسب شده از محصول، تعیین کند که چه می­خواهد بخرد. در حال حاضر تعداد زیادی عامل نرم­افزاری هوشمند در این مرحله از فرایند خرید در اینترنت فعال هستند که با جستجو و ارایه انواع محصول مورد نظر، مارک، قیمت و سایر خصوصیات موجود در یک فروشگاه یا حتی فروشگاههای مختلف، به مشتری در انتخاب محصول یاری می­رسانند. نتیجه این مرحله دستیابی به مجموعه­ای از محصولات است.

کارگزاری بازرگان

این مرحله مجموعه به دست آمده از مرحله قبل را با امکانات هر بازرگان برای کمک به تصمیم گیری اینکه از چه کسی باید خرید، ترکیب می­کند. نقص مرحله قبل یعنی تمرکز صرف بر کارگزاری محصول این است که فقط خصوصیات محصول برای مشتری مهم نیستند .بلکه معیارهای دیگری از جمله خدمات پس از فروش مثل گارانتی، دسترسی سریع به محصول، زمان تحویل و هزینه آن، ترفیعات و تخفیفات وغیره نیز، در فرایند انتخاب بسیار تاثیر گذار است و بسنده کردن بر خصوصیات محصول تضمین­کننده شرایط دلخواه مشتری در مورد تحویل و گارانتی وغیره نیست.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  مزایا و معایب تجارت الکترونیک :                                                               

سوالی که ممکن است هم اینک مطرح شود این است که تجارت الکترونیک غیر از مواردی که پیش از این به آن اشاره شد چه فایده ای دارد .

 مزایا  تجارت الکترونیک :                                                                                                                                              

 افزایش وتوسعه تولید، فروش ،درآمد وسرمایه گذاری

افزایش سطح رفاه زندگی مردم: تجارت الکترونیکی باعث راحتی زندگی مردم می‌شود.

افزایش اشتغال وگسترش فرصتهای جدید شغلی

امکان ارائه خدمات و محصولات در سطح جهانی و تقویت موضع رقابتی کشور در جهان

جلوگیری از اتلاف وقت و کاهش ترددهای بی مورد

کاهش هزینه های سربار و ایجاد رقابت در سطح بین الملل

دسترسی سریع به اطلاعات وعدم حضور واسطه : بطوریکه وب‌گاههای تجارت الکترونیکی در 24 ساعت شبانه‌روز و در 7 روز هفته در دسترس می‌باشند البته ارتباط با تولید کنندگان کالاها نیز، با حذف واسطه ها بهینه می شود.

کاهش هزینه های تبلیغات کالا

ورود به بازارهای فرا منطقه ای در جهت بازاریابی جهانی و ایجاد فرصتهای تجاری جدید برای صنایع و بنگاه های بازرگانی

کاهش هزینه پرداخت، بطوریکه پرداخت الکترونیکی گاها تا 100 برابر ارزانتر از پرداخت سنتی است

کاهش خطا: مراحل خودکار در خرید و فروش و عملیات تجاری باعث کاهش خطا در مراحل مختلف نسبت به روش سنتی می‌شوند.

بهره گیری از فرصت های زود گذر در عرصه صادرات

خرید به موقع از خارج از کشور

کاهش تورم در سطح کل جامعه

ارتباط غیر مستقیم با مشتری از طریق پست الکترونیکی بجای حضور و ارتباط مستقیم، توزیع اطلاعات کالا بر روی شبکه بجای تولید کاتالوگهای گرانقیمت.

افزایش سرعت مراحل فروش: شرکتهای تجارت الکترونیکی نقدینگی خود را سریعتر از خرده‌فروشان دریافت می‌کنند و بسرعت کالا را توزیع می‌کنند.

دسترسی به کاربران اینترنت: دسترسی به میلیارد ها  مشترک اینترنت که در حال افزایش نیز است.

فضای نامحدود قفسه‌ها: شرکتهای تجارت الکترونیک می‌توانند بصورت نامحدودی کالا در قفسه‌های فروشگاه خود قرار دهند!

حضور در همه جای جهان: شرکتهای تجارت الکترونیکی می‌توانند در میان تمام مردم جهان حضور داشته باشند.

به هنگام بودن: به هنگام بودن اطلاعات فروشگاه‌های الکترونیکی برای مشتریان.

افزایش رشد تجارت: امکان تجارت بسیاری از افراد عادی در جامعه فراهم می‌شود.

کمک به منابع انرژی و محیط زیست: کم شدن رفت و آمدهای شهری باعث حفظ محیط زیست می‌شود.

دسترسی به فروش بهترین‌ها: دسترسی مشتری به اطلاعات و ایجاد امکان مقایسه کالا که اهمیت زیادی برای مشتری دارد.

امکان اجرایی شدن “حق با مشتری است” با تجارت الکترونیکی مقدور می‌شود.

هزینه راه اندازی فروشگاه الکترونیکی بسیار کمتر از فروشگاه فیزیکی است .
مشتریان منحصر به یک منطقه یا کشور خاص نبوده و محیط فروشگاه یا مرزهای جغرافیایی محدود نخواهد بود .
رقابت برای جذب مشتری سبب ارتقاءکیفیت محصولات و خدمات خواهد شد .
مدیریت فروشگاه و تعیین راهکارهای آتی ساخت یافته می شود .
فروشگاه ها قادر خواهند بود مشتریان خود را بر اساس سلیقه ، علاقه ، انتخاب های ایشان شناسایی کرده و آنها را در انتخاب کالای مورد نظر خود راهنمایی کنند .
اضافه کردن سرویس های جدید نظیر پشتیبانی خدمات جوابگویی به هر زبانی به سئوالات مشتریان و غیره می تواند به سهولت انجام پذیرد .
ارتباط با مشتریان ، تولید کنندگان و دیگر افراد درگیر، می تواند با استفاده از صفحات وب ، نامه های الکترونیکی و .....   تسهیل شود .
سفارشات می توانند به صورت الکترونیکی ارسال و دریافت شوند .
تعداد مشتریان و خریداران به سرعت قابل افزایش است .
نرخ سود در مقابل هزینه های مصرفی افزایش خواهد یافت .

با افتتاح فروشگاه اینترنتی شما این قابلیت را دارید که با هزینه ای کم کالا و سرویس خود را در تمامی نقاط دنیا بازاریابی کنید و به فروش برسانید . در واقع شما مغازه ای دارید که در کل زمان روز و شب باز است و مراجعه کنندگان آن از تمام نقاط دنیا هستند ! یعنی میتوانید مطمئن شوید که یک تجارت راه اندازی کرده اید در تجارت الکترونیکی دیگر نیازی به واسطه و دلال برای فروش کالا نیست .وقتی در خرید و فروش سنتی رفت و آمدها میشد در تجارت الکترونیکی صرف شناسایی نیازهای مشتری شود .   

تجارت الکترونیکی وارد شدن به بازارها را آسان کرده ، خریدار اینترنتی میتواند تنها با یک اتصال اینترنت از سرتاسر دنیا به فروشگاه شما متصل می گردد .                                                                    

تجارت الکترونیکی موقعیت های تجاری جدید برای کارآفرینان در اینترنت ایجاد می کند با تجارت الکترونیک فروشنده قادر به تجزیه و تحلیل بهتر از نیازهای مشتری خواهد بود و خریدار اینترنتی قادر به ارزیابی بهتر قیمت ها و محصول مورد نیاز خود می باشد .

 

 

البته همچون تمام فناوریها و تکنولوژیهای ساخت بشر معایبی هم در استفاده از تجارت الکترونیک وجود دارد ، برخی از این معایب به قرار زیر است:  

معایب تجارت الکترونیک :                                                               

-تأثیر ناشناخته آن بر روابط اجتماعى انسان‌ها

-اینترنت یک شبکه بلاصاحب و بدون سیاست‌گذارى خاصى است

-تسلط زبان و فرهنگ انگلیسى که در درازمدت زبان، فرهنگ و هویت کشورها به‌نفع اینترنت ازبین مى‌رود

-دراختیار قراردادن فورى بخش عمده‌اى از تقاضاى داخلى به رقباى خارجی

-واگذارى بخش عمده‌اى از بازارهاى صادراتى به رقباى خارجی

-قرارگرفتن سهام کارخانجات داخلى در سیطره سرمایه مدیریت و سرمایه گذاران خارجى با حداقل بهاى ممکن

-بلااستفاده ماندن بیشتر عوامل تولید کاهش میزان تولید

-کاهش حجم فروش

-کاهش نیروى شاغل (افزایش نرخ بیکاری)

-کاهش سرمایه‌گذارى صنعتی

-کاهش تولید شرکت‌هاى ورشکسته

-کاهش سهام صنعت در تولید ناخالص داخلی

-کاهش نیازهاى ارزى کشور براى تأمین احتیاجات جامعه جوان و روبه‌رشد کشور

-افزایش میزان استقراض خارجى و بدهى‌هاى کشور

-کاهش درآمدهاى مردم و سطح زندگى آنها که در تباین با اهداف کلان سازمان جهانى تجارت است.

محدودیتهای تجارت الکترونیکی :

تجارت الکترونیک هم محدودیتهای تکنولوژی و هم محدودیت های غیر تکنولوژی دارد . محدودیت های اصلی تجارت الکترونیک در زیر بیان شده است . اما با وجود این محدودیت ها ، پیشرفتهای هر روزه در فناوریهای جدید که موجب حذف قسمت زیادی از هزینه ها در تجارت می شود ، موجب شده استفاده کنندگان از تجارت الکترونیک هر روز بیشتر شود .

محدودیتهای تکنولوژیکی تجارت الکترونیک محدودیتهای غیر تکنولوژیکی تجارت الکترونیک عبارتند از:

1- استانداردهای مورد قبول عام برای کیفیت ، امنیت . اعتبار وجود ندارد.           

2- نگرانی ، از امنیت مصرف کننده ها را از خرید می ترساند .

3- پهنای باند کافی وجود ندارد .

4- در تجارت الکترونیک فروشنده ناشناس است

5- ابزارهای نرم افزاری در حد مورد قبول نیست.

6- سود تجارت الکترونیک به سادگی قابل اندازه گیری نیست .

7- هنوز مشکلاتی در تطابق اینترنت و نرم افزارهای تجارت الکترونیک با برخی برنامه ها وپایگاههای داده وجود دارد

8- برخی خریدارها مایلند محصول خریده شده را لمس کنند و خود را با تجارت الکترونیک وفق نمی دهند

9- اینترنت هنوز گران است و سرعتش پایین است.

10 مردم هنوز به تبادلات بدون کاغذ اعتماد ندارند.

 های خاص دارد. Web server11- علاوه بر سرویس دهنده ها شبکه نیاز به

12- با کمبود فروشنده و خریدار مواجهیم

 13-لزوم وجود بانکدارى الکترونیکى توانمند و دقیق داریم.

 

تجارت الکترونیک و سوءاستفاده از آن
همراه با عرضه و توسعه یک فناوری،‏ مجرمان و سودجویان درصدد بهره‌برداری غیرقانونی و نامشروع از آن برمی‌آیند که تجارت الکترونیک نیز از این امر مستثنی نیست. به‌طور عمده، مشکلات ناشی از سوءاستفاده سودجویان در حوزه الکترونیک، به دو شکل زیر بروز می‌کند:
1-مشکلاتی که به علت ضعف‌های فنی سیستم‌ها به‌وجود می‌آید که از آن جمله می‌توان به سرقت الکترونیک اطلاعات و پول اشاره کرد. این مشکلات با توسعه دانش فنی IT و پیشرفت‌های EDI و همچنین با سازمان‌دهی شبکه‌های اینترنتی و ایجاد پلیس اینترنت توانمند، تا حدود زیادی مرتفع می‌شود.
2-مشکلاتی که به علت بی‌اطلاعی عمومی به وجود می‌آید که از آن جمله می‌توان به ایجاد مراکز تقلبی فروش اینترنتی، شبکه‌های فروش زنجیره‌ای نظیر Gold qoest و Gold mind و مؤسسات تبلیغاتی و سایت‌های سرمایه‌گذاری مجهول‌الهویه اشاره کرد. گردانندگان چنین سایت‌ها و شبکه‌هایی از بی‌اطلاعی کاربران سو‌ءاستفاده می‌کنند؛ امری که سابقه آن به پیش از قرن 18 باز می‌گردد، یعنی زمانی که هنوز تلگراف نیز به وجود نیامده بود!
اما با وجود چنین مسائلی، توسعه تجارت الکترونیک امری اجتناب‌ناپذیر در چرخه ارتباطات مدرن است و نمی‌توان به‌خاطر وجود چنین مشکلاتی، آن را محکوم کرد. در عین حال که می‌توان با توسعه دانش عمومی و تخصصیِ استفاده از این ابزار و ایجاد روش‌های بهینه و ایمن‌سازی ساختارها، این سوءاستفاده‌ها را کاهش داد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تجارت الکترونیک در ایران :

 

ایران مانند دیگر کشورها ، دارای شرکتهای بسیار است که برای توسعه بازار خود به اینترنت وابسته اند . هدف مشترک این شرکتها از پایگاهایی که در اینترنت ایجاد می کنند ، همان توسعه صادرات است . در سالهای گذشته  فروش در شبکه اینترنت مخارج زیادی داشت  و برای بسیاری مقرون به صرفه نبود . شرکتهای بزرگ دنیا با سرمایه های کلان و پرسنل کافی ، پایگاههای تخصصی را برای مواردی چون صادرات و فروش تجاری ایجاد کرده اند . شرکتهای متعددی نیز در ایران دست به ایحاد چنین امکاناتی زده اند ، اما از آنجایی که هیچ متولی و مرکزیتی برای این پدیده وجود ندارد ، این سازمانها به صورت جزیره ای و خود محور اقداماتی را انجام می دهند که هنوز پروسه کامل تجارت را در بر نگرفته و به صورت مقطعی انجام می شود .

هیچ آمار دقیقی هم از کاربران اینترنت و استفاده کنندگان از کامپیوتر شخصی در ایران  در دست نیست و هنوز به صورت رسمی و دقیق و صورت  یک طرح ملی به آن نگاه نشده است . بنابراین در مرحله نوجوانی  و نوپایی است و نیاز به مراقبت و حمایت زیادی از طرف دولت دارد . دولت باید با ارایه یک طرح ملی ، فرهنگ خرید جامعه امروزی ایران را تغییر دهد . باید توجه داشت که سرمایه گذاری مالی و زمانی برروی زمینه ای که در آینده حرف اول را خواهد زد مطمئنا باعث پویایی اقتصاد کشور خواهد شد.

خوشبختانه کشور ما از پشتوانه خوبی از نظر نیروی جوان برخوردار است و در نتیجه وظیفه ارگانهای دولتی و غیر دولتی ، وارد کردن این تکنولوژی روز این صنعت  به کشور و تشکیل دادن گروه های کاری ، بر این کار سازمان یافته بر روی این تکنولوژی جدید است .                                                                                                                                 

از سال 1381 پروژه موفقی بصورت آزمایشی با نام پرداخت   (www.pardakht.com) در ایران شروع گردید که با وجود همه مشکلات فوق الذکر راه حل مناسبی در تجارت الکترونیک ایران پدید آورده است . در این سیستم ابتدا خریدار وارد سایت اینترنتی فروشنده می شود و محصول یا محصولاتی را انتخاب و در سبد خرید خود قرار می دهد و پس از وارد نمودن اطلاعات ارسال کالا در سایت پرداخت ، خرید خود را نهایی میکند این اطلاعات جهت بررسی و تصمیم گیری در سایت اینترنتی به اطلاع فروشنده می رسد . فروشنده در صورت تمایل به ارسال سفارش رسیده را آماده کرده و پس از اعلام در سیستم اینترنتی ، پست آن را از فروشنده دریافت می کند و به دست خریدار می رساند و هزینه کالا به همراه هزینه ارسال را از خریدار دریافت می نماید واجد مالی پرداخت در دوره های زمانی مشخص با فروشندگان تسویه حساب می کند . کلیه مراحل عملیاتی سیستم از طریق اینترنت به اطلاع خریدار ، فروشنده ، شعبه پستی و مدیریت سیستم می رسد لازم به ذکر است این سیستم به گونه ای طرح ریزی شده که امکان اتصال به سیستم های الکترونیکی بانکی و موسسات مالی و اعتباری را داشته باشد و در کنار سیستم پرداخت هنگام تحویل قابلیت های پرداخت الکترونیکی نیز در آن پیش بینی شده است .

 حرکت ها و برنامه های توسعه تجارت الکترونیکی در ایرانرا به سه دوره کلی تقسیم می کنند:

 

دوره 1 فعالیت های پراکنده بدون چارچوب راهبردی

دوره 2 تدوین برنامه های راهبردی و سیاست های توسعه تجارت الکترونیک

دوره 3 انجام اقدامات عملیاتی در قالب چارچوب های راهبردی

در ذیل در مورد اقدامات در این دوره ها کمی توضیح می دهیم:

 

دوره ی اول:فعالیت های پراکنده بدون چارچوب راهبردی

مهمترین فعالیت های صورت گرفته در این دوره عبارت اند از:

 

1.طرح شبکه جامع اطلاع رسانی بازرگانی:

 این طرح در دوره اول یکسری اقدامات اولیه را انجام داد و در دوره دوم در قالب برنامه های راهبردی و تکمیل آنها قدم برداشت.

2.راه اندازی مرکز شماره گیری«Coding» کالا و خدمات ایران:

در این مرکز که در حال حاضر عملکرد موفقی داشته، بسیاری از تولید کنندگان و شرکت های تجاری در ایران به صورت کاملاً فعال عضویت داشته و از خدمات این مرکز استفاده می کنند.

3.عضویت کشور ایران در کمیته ی ادیفکت و سیفکت آسیا و اکنون نیز ایفکت حقوق و روابط بین الملل.

4.برگزاری اولین کنفرانس بین المللی مالکیت معنوی و کسب و کار الکترونیکی.

5.ایجاد زیر ساخت های بانکی مناسب.

6.حضور فعال متصدیان تجارت الکترونیک در کنفرانس ها.

 

دوره دوم:

 تدوین طرح های راهبردی و سیاست گذاری

از جمله فعالیت ها و اقداماتی که در کشور صورت گرفته است را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

 

1.توجهات خاصی به تجارت الکترونیکی و نیازمندی های آن در برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است. توسعه بازار سهام الکترونیکی در ماده ی 94، اتصال به شبکه جهانی در ماده ی 103 و شبکه ی جامع اطلاع رسانی بازرگانی در ماده ی 116 از مهمترین توجهات این برنامه به موضوعات مربوط به تجارت الکترونیک می باشد.

2.اختصاص بودجه سالانه به حوزه‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات به طور عام و تجارت الکترونیک به طور خاص.

3.ایجاد طرح توسعه کاربری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران «تکفا» « در مورد طرح تکفا در مطالب بعدی توضیحات کامل‌تری ارائه می‌گردد».

4.مهمترین سند راهبردی با تجارت الکترونیک، سیاست نامه تجارت الکترونیکی است که به منظور برخورداری از یک دید راهبردی در این حوزه طراحی شده است. توسعه تجارت الکترونیکی به عنوان هدف اصلی این سیاست نامه تأمین زیر ساخت های مورد نیاز، آموزش و آگاه سازی و پشتیبانی از طرح‌های توسعه کاربری اینترنت است.

 

دوره سوم:

اقدامات عملیاتی در چارچوب برنامه‌های راهبردی:

پس از تدوین برنامه‌های راهبردی و سیاست‌های مرتبط با تجارت الکترونیک در دوره سوم کلیه‌ی اقدامات عملیاتی ساماندهی گردید و به اجرا در آمد. از جمله برنامه‌های عملیاتی می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

1.تصویب قانون تجارت الکترونیک در مجلس شورای اسلامی در سال 1382.

2.تلاش در راستای ایجاد مرکز منطقه‌ای توسعه تجارت الکترونیک، این مرکز که قرار است با پشتیبانی طرح کلمبو راه اندازی شود، توسعه و ترویج تجارت الکترونیک را در بین کشورهای عضو طرح کلمبو عهده دار خواهد بود. «طرح کلمبو از قدیمی‌ترین سازمان‌های بین دولتی است و کشورهای نظیر استرالیا، کره، ایران، ژاپن، اندونزی و مالزی و ... در آن عضو می‌باشند و اهداف اصلی آن حمایت از گسترش همکاری بین کشورهای عضو برای توسعه اقتصادی و اجتماعی می‌باشد».

3.ایجاد مرکز توسعه‌ی تجارت الکترونیک که این مرکز عهده دار امر سیاست گذاری و هدایت فعالیت‌های توسعه تجارت الکترونیک و کلیه‌ی امور اجرایی مرتبط با این موضوع می‌باشد.

4.راه اندازی دوره‌های دانشگاهی آموزش تجارت الکترونیک و مدیریت فناوری اطلاعات.

5.آموزش و آگاه سازی فعالان اقتصادی مانند وزارت بازرگانی و سازمان‌های دیگر.

 

با آغاز این فعالیت در ایران شاهد پیشرفت روز افزون این نوع از تجارت در ایران بوده‌ایم به طوری که تعداد فروشگاه‌های اینترنتی در ایران هر روز افزایش می‌یابد و البته مراجع و قانون‌هایی هم برای سازمان دهی به آنان ایجاد شده است

                                                                                             

کاربرد تجارت الکترونیک

با ورود به هزاره سوم ، شاهد رقابت فشرده همه دولتها و قطب های اقتصادی در جهان به ویژه در بخش تجاری هستیم . هر یک از صاحبان قدرت اقتصادی ، اعم از بنگاه ها و کشورها ، اتحادیه ها و تشکیل های منطقه ای به عنوان فعالان خرد اقتصادی ، و کشورها ، اتحادیه ها و تشکل های منطقه ای به عنوان قدرتهای کلان اقتصادی می کوشند تا سهم بیشتری از امتیازات ، امکانات و فرصت های موجود در پهنه تجارت جهانی را بدست آورند . ولی پیشرفت علم وتکنولوژی ، وضعیت را به مرحله ای رسانده است که صاحبان قدرت اقتصادی به فرصت های موجود اکتفا ننموده و با ایجاد بسترهای لازم ، امکانات و فرصت های جدید را خلق می کنند .                                                                               

یکی از مهمترین فرصتهای به وجود آمده برای تسهیل تجاری و افزایش رقابت مندی در سطح جهان ، استفاده از فناوری نوین اطلاعات و ارتباطات است . تجارت الکترونیکی به عنوان مهمترین محصول و زاییده این فناوری های نوین می تواند فرصت مناسبی را برای کشورها در مبادلات داخلی و بین المللی فراهم نماید . امروزه با پیشرفت روزافزون و رشد چشمگیر ابزارها و تکنولوژی های ارتباطی مدرن ، و جایگزینی بسیاری از فعالیتهای سنتی در بخش تجارت نیز حرکت از سوی تجارت سنتی به سوی تجارت نوین ( الکترونیکی ) آغاز شده است .                                                        

کل تجارت بین المللی و پیش بینی نرخ رشد سالیانه آن در حدود 54 درصد ، شاهدی بر اثبات این ادعا است .در این میان، کشورهایی بیشتر توانسته اند از این فرصت به وجود آمده بیشترین بهره را ببرند که به وجود آورنده و ترویج دهنده فناوریهای نوین و معتقد به اصل رقابت مندی برای حضور دربازارها بوده اند .                                                   

   مسئله تحقیق :

در دنیای امروز ، فناوری اطلاعات و ارتباطات و کاربردهای آن منجر به ایجاد ، تحولات چشمگیری در فرآیندهای اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی شده است به طوری که برخی از روال های موسوم قبل، منسوخ و جای خود را به شیوه های مرسوم هزاره ای سوم یا به اصطلاح (( مجازی )) داده است . امر صادرات نیز مستثنی از این مقوله نیست ، تجارت الکترونیکی و راهکارهای مربوط به کسب و کار الکترونیکی سبب تسهیل و تسریع مراحل صادرات شده است . تجارت الکترونیکی ، موانع جغرافیای و تفاوت شب و روز را از میان بر می دارد و باعث ارتقای ارتباطات و گشودگی اقتصادی در سطح ملی و بین المللی می شود . تجارت الکترونیکی طریق هدایت کسب و کار را تغییر می دهد و بدیت ترتیب باعث تبدیل بازارهای سنتی به شکل های جدیدتر می شود . با ورود به هزاره سوم ، شاهد رقابت فشرده تر دولت ها و قطب های اقتصادی در جهان به خصوص در بخش های تجاری هستیم و هر یک می کوشند سهم بیشتری از امتیازات ، امکانات و فرصت های موجود در پهنه تجارت جهانی را کسب کنند .                                                             

در این راستا تجارت الکترونیکی به عنوان یکی از مهمترین ابزارها ، حد زیادی افزایش کارآیی تجاری ، آزاد سازی ، شفاف سازی اطلاعات و توسعه روابط علمی ، ، تجاری در سطح بین الملل برای کسب مزیت رقابتی و افزایش صادرات را در اختیار کشورها قرار می دهد . این ابزار عملا مزایای رقابتی وسیعی در اختیار کشورهای پشرو قرار داده است . با مشکلات مختلفی که اقتصاد ایران از آن رنج می برد ، استراتژی های خاصی جهت توسعه کشور مطرح گردیده است ؛ از آن جمله استراتژی جهش صادراتی است که بین سهم نسبی کشور از جمعیت جهان و سهم نسبی آن از تجارت جهانی تعادل ایجاد کند و تجارت الکترونیکی یکی از ابزارهایی است که در این راستا می تواند به کشور و شرکت ها کمک کند .

با توجه به موارد ذکر شده می بایست به تجارت الکترونیکی به صورت جدی در کشور و شرکت ها نگریسته شود        

با توجه به موارد ذکر شده ، در این تحقیق سعی بر آن است که به توانمندی های تجارت الکترونیکی با توجه به توانایی هایی که این تکنولوژی در اختیار سازمان ها و شرکت ها قرار می دهد بر صادرات فرآورده های نفت ، گاز و پتروشیمی با توجه به مزیت کشورمان در این زمینه و سهم بالای این صنعت در اقتصاد کشور و همچنین با توجه به این موضوع که از 129 شرکت عضو اتحادیه صادرکنندگان فرآورده های نفت ، گاز و پتروشیمی ، 87 شرکت دارای سایت می باشند ، استفاده از این بخش از صنعت کشور از فناوری های نوین اطلاعات و ارتباطات ، تجارت الکترونیکی میباشد ، بپردازد .

تاثیر تجارت الکترونیکی بر توسعه صادرات :

حال سوال این است که با توجه به مفاهیم فوق تجارت الکترونیکی به طور عملیاتی چه تاثیری می تواند بر فرآیند صادرات داشته باشد . در این رابطه تحقیقات زیادی انجام شده است که به آنها پرداخته می شود .دو پدیده جهانی شده و تجارت الکترونیکی چالش ها، فرصت های رقابتی زیادی را برای سازمانهای کوچک و بزرگ به همراه داشته است . شرکتهای کوچک و متوسط به طور خاص با این فرصت های جدید در حال رویارویی هستند . اگر چه بیش از نیمی از میزان اشتغال و ارزش افزوده کشورها به این شرکتها مربوط می شود اما با این وجود به طور مناسب و در خور توجه در فعالیت های صادراتی و تجارت الکترونیکی فعال نمی باشند . مهمترین مشکل و مانعی که این شرکت ها در امر صادرات با آن مواجه هستند فقدان سرمایه و ظرفیت کافی و پیچیدگی ها و دشواری های مربوط ارائه خدمات به آن ها ارائه می کند که می توان به واسطه آن با کاهش هزینه های مربوط به گستره های جغرافیایی این موانع را تا حد ممکن حذف کرد . گسترش جهانی تجارت الکترونیکی باعث افزایش صادرات از طریق اینترنت شده است . شرکت  های صادراتی به طور فزاینده ای در حال تلاش در راستای شناسایی توان بالقوه اینترنت برای تقویت فعالیت های صادراتی موجود و یافتن مشتریان صادراتی جدید ، می باشند . اینترنت می تواند ابزار موثر بازاریابی برای صادرکنندگان باشد . استفاده موثر از اینترنت راهی کم هزینه ورود به بازارهای جهانی برای شرکت هایی است که قصد دارند به حیطه صادرات وارد شوند . این موضوع به طور ویژه ای برای شرکتهای کوچک و متوسط و شرکت هایی که در بخش کوچکی بازار جهانی فعالیت دارند مطرح می باشد . تئو بیان می کند که برای صادر کنندگانی که فاقد منابع مالی ضروری و منابع انسانی برای امر تحقیقات بازاریابی رسمی می باشند ، اینترنت فرصت هایی جهت پشتیبانی از فعالیت ها جمع آوری اطلاعات رقابتی مرتبط با بازار را به منظور برنامه ریزی صادراتی و ایجاد استراتژی های صادرات فراهم می کند . شرکت های استفاده کننده از اینترنت نه تنها می توانند از آن به عنوان یک ابزار موثر برای برقراری ارتباطات جهانی سود ببرند بلکه می توانند با هزینه های پایین تری با مشتریانی که از نظر جغرافیایی بسیار دور افتاده هستند وارد معاملات بین المللی شوند .                                                                                                                                          

امروزه جهانی شدن به ضرورتی انکارناپذیر برای شرکت ها و کشورها تبدیل شده است . با وجود اینکه تعریف واحدی از جهانی شدن وجود ندارد اما یک ویژگی عمده جهانی شدن که بر آن توافق نظر وجود دارد ایجاد یکپارچگی در اقتصاد ، سیاست ، محیط ، توسعه اجتماعی و ... می باشد . فناوری اطلاعات شامل نقش های مختلفی نظیر تولید ، توزیع و مصرف اطلاعات می باشد این فعالیت ها را رسانه های گوناگون از رادیو گرفته تا ماهواره و اینترنت را شامل می شود .

دچمپ معتقد است که در بستر جهانی شدن ، توسعه فناوری اطلاعات باعث افزایش غنای اطلاعات جامعه می شود . در صورتی بخش های مختلف جامعه به خصوص بخش بازرگانی از غنای اطلاعاتی کافی برخوردار باشد ، انتظار حضور موفق شرکت ها وکسب و کارهای بخش های مختلف آن جامعه در عرصه رقابت و بازارها جهانی می شود .                 

همه عوامل با اثراتی که بر روی هم می گذارند ، در نهایت به توسعه صادرات منجر می شوند . به عبارت روشنتر توسعه صاردات وابسته به غنای اطلاعاتی است که آن هم به نوبه خود وابسته به توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات و به خصوص تجارت الکترونیکی می باشد .                                                                                                  

تجارت الکترونیکی از طریق مزایایی نظیر :

1- تحول مدام در محصولات و شرکت ها 

2- تخصصی کردن شرکت ها در وظایف و نه در محصولات تئوری مزیت رقابتی در تجارت بین الملل .

3- جایگزین کردن تجارت درون داده ها و خدمات واسطه ای به جای محصولات شناخته شده .

4- سازمان دهی مجدد ساختار صنعتی

5- کوچک سازی شرکتها و افزایش تعداد آنها ، به تعداغ جهانی شدن و حضور شرکتهای فعال در کشورهای جهان سوم و در نتیجه به توسعه صادرات و بهبود فرآیند صادرات کمک می کند .

به اعتقاد لورنس ، اثرات اقتصادی تجارت الکترونیکی نیز نقش موثری در توسعه صادرات و افزایش حضور جهانی کشورهای جهان سوم دارد ، عوامل مجدد این اثرات اقتصادی را می توان در موارد نظیر :

1- افزایش بهره وری ، کاهش هزینه تولید و در نتیجه کاهش فشار بر قیمت ها و حفظ تورم در سطح پایین .

2- ورود شرکت های تازه وارد جهت تامین تقاضای فعلی .

3- ایجاد محیطی پویا و خلاق در راستای تاسیس و تشکیل شرکتهای جدید .

4- افزایش کسب و کارهای کاملا جدید .

5- فازی شدن مفهوم کشور مبدا برای کالا و خدمات خلاصه کرد .

یکی از مهمترین عوامل مزیت رقابتی در تجارت بین الملل هزینه مبادله است . به نظر جیمز ، تجارت الکترونیکی از طریق عوامل شکل منجر به توسعه صادرات می شود :                                                                                        

1-ساده سازی و تسهیل روند تامین مواد وقطعات مورد نیاز شرکت ها از عرضه کنندگان .

2- ارائه فرصت های جدید برای فروش محصولات قطعی .

3- مبادله کم هزینه خدمات در بازارهای خارجی .

4- کاهش دوره زمانی مبادلات ؛ این عامل مزیت رقابتی تاثیر قابل توجهی به جای می گذارد .

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع:

Prozhe.com

system.parsiblog.com 

simi.ir

mihandownload.com

atalebi.com

4downloads.ir

javaneparsi.com

iranproje.

iran-forum.ir

itkar.com

altavista.com

elsevier.com

 

ادامه مطلب   

گسترش بخش صنعت وتوسعه‌صادرات غیر نفتی

...توسعه صادرات غیر نفتی کشور در گرو گسترش توان صنعتی کشور است‌ و توسعه بخش کشاورزی نیز تنها می‌تواند با توسعه صنعت همراه باشد....

مقاله‌ای کوتاه حاضر نگاه دیگری است به‌ استراتژی توسعه صادرات،از زاویه‌ افزایش صدور کالاهای صنعتی.

سیاستهای اقتصادی سالهای قبل از انقلاب‌ اسلامی ایران به گونه‌ای بود که عمدتا موجب‌ اتکای بخشهای مختلف اقتصادی کشور به درآمد حاصل از صدور نفت شده بود و اصولا کسب‌ درآمدهای ارزی از طریق صادرات غیرنفتی مسئله‌ کم‌اهمیتی جلوه می‌کرد و حال آنکه در کشورهایی‌ که از درآمد نفت برخوردار نیستند،یکی ازمطمئن‌ترین منابع درآمد ارزی آنها صادرات‌غیرنفتی است.حتی در برخی از کشورهایی که ازدرآمد نفت نیز برخوردار هستند،باز هم سعی شده‌ تعادلی میان نسبت صادرات نفتی و صادرات‌غیرنفتی بوجود آید.لیکن در ایران با افزایش بهای‌ نفت از سال 1353 رشد صادرات غیر نفتی رو به‌ تنزل نهاد،بطوری که صادرات غیرنفتی در سال‌ مذکورحدود 4/8درصد نسبت به سال قبل کاهش‌ یافت.روند کاهش صادرات غیر نفتی ادامه یافت و در پایان سال 1357 این تنزل به حدود 7/13 درصد رسید.

پس از انقلاب اسلامی ایران صادرات‌غیرنفتی از طریق رسمی به علت پاره‌ای مسایل با شتاب بیشتری به سیر نزولی خود ادامه داد.چنانچه میزان صادرات غیرنفتی در سال 1361 به‌ حدود 24 میلیارد ریال رسید که در حقیقت‌ پائین‌ترین رقم صادرات غیر نفتی در دههء 61-51بوده است.لیکن با اجرای سیاستهای توسعه و تشویق صادرات غیرنفتی و توجه به ارز حاصل ازصادرات غیرنفتی دز سالهای اخیر و پی‌گیری این‌ سیاستها،صادرات غیرنفتی رو به افزایش گذاشته‌ است.سالهای 1365 و 1366 را در حقیقت‌ می‌توان سالهای رونق صادرات غیرنفتی ایران بین‌ سالهای اخیر به شمار آورد.صادرات غیرنفتی سال‌1365 در حدود646 هزار تن به ارزش 67 میلیارد و 670 میلیون ریال بوده که در سال 1366 به یک‌ میلیون و 154 هزار تن به ارزش 77 میلیارد و 654میلیون ریال ترقی کرده است و بدین ترتیب از لحاظ وزن 6/87 درصد و از نظر ارزش 8/14 درصد نسبت به سال قبل افزایش نشان می‌دهد.

در سال 1366 بیش از 83 در صد از کل‌صادرات غیرنفتی را فرش و کالاهای کشاورزی‌ تشکیل می‌دهند(43 درصدفرش،40 درصد کالاهای کشاورزی).در سالهای اولیه پس ازپیروزی انقلاب اسلامی ایران دستیابی به رقم یک‌ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی به عنوان یک هدف‌ کوتاه مدت عنوان می‌گردید و گفته میشد چنانچه‌از امکانان بالقوه صادرات‌غیرنفتی ایران در زمینه کالاهای کشاورزی به‌طور مناسب استفاده شود،صادرات غیرنفتی ایران تا یک میلیارد دلار قابل افزایش است.این مطلب‌ مربوط به سالهایی بود که صادرات غیرنفتی ایران‌ به علل مختلف به سطح 300-200 میلیون دلار تنزل یافته بود.لیکن با اقدامات و سیاستهای‌ مناسب دولت در زمیته تشویق صادرات غیرنفتی‌ نظیر برقراری نرخ ترجیحی ارز،تغییرات در نحوه‌ ارزیابی،تشکیل شورای توسعه صادرات استانها، تشکیل شورای عالی توسعه صادرات کشور و....و استفاده مطلوب از امکانات بالقوهء صادراتی در سالهای اخیر،صادرات غیرنفتی در حال افزایش‌ است.لیکن ترکیب صادرات غیرنفتی،تغییری‌ ننموده و به همان شکل سنتی باقی‌مانده است.بدین‌ ترتیب که سهم عمده را فرش و کالاهای کشاورزی‌ به عهده داشته،مواد معدنی به صورت خام صادر می‌شود و صدور کالاهای صنعتی ساخته شده‌ محدود به چند قلم است و در سطح بسیار نازلی قرار دارد.

نکته قابل توجه در این‌میان این‌است که آیا ازاین پس نیز میتوان به رشد صادرات غیرنفتی با ترکیب فعلی ادامه داد؟و اصولا امکانات افزایش‌صادرات فرش و کالاهای کشاورزی تا چه سطحی‌ خوشبینانه باشد.در مورد صادرات کالاهای‌ کشاورزی نیز ذکر نکاتی ضرورت دارد.در سیاستها و برنامه‌ریزیهای کشور در حال حاضر کشاورزی به عنوان بخش اساسی منظور شده و اولویتهایی برای توسعه این بخش در نظر گرفته‌ شده است.ولی محدودیتهای منابع آب و خاک و سایر مسایل،امکانات گسترش این بخش را محدود میسازد.از آنجا که ضروری است به ارز حاصل ازصادرات غیرنفتی بعنوان جانشینی برای ارز حاصل از نفت بنگریم لذا از هم‌اکنون میبایست‌ برنامه‌ریزیهایی در این راستا صورت گیرد.لیکن‌ با توجه به محدودیتهای توسعه بخش کشاورزی‌ امکانات توسعه صادرات این‌بخش نیز محدود است بنابراین بایستس به توسعه صادرات صنعتی‌ مناسب به عنوان یکی از اهداف برنامه‌ریزیهای بلند مدت توجه نمود.

گسترش بخش صنعت وتوسعه‌صادرات غیر نفتی

 

با افزلیش بهای نفت از سال‌1353 رشد صادرات غیرنفتی درایران رو به تنزل نهاد،به‌طوری که‌صادرات غیرنفتی در سال مذکور4/8 درصد نسبت به سال قبل‌ کاهش یافت.

در سال 1366 کمتر از8 درصداز کل صادرات غیرنفتی ایران را کالاهای صنعتی تشکیل داده است.

ترکیب صادراتی غیرنفتی ما هنوز تغییری نکرده و به همان شکل‌ سنتی باقی‌مانده است.هنوز هم سهم‌ عمده این صادرات را فرش و کالاهای کشاورزی به خود اختصاص می‌دهند،موادمعدنی به‌ صورت خام صادر می‌شود و صدور کالاهای صنعتی ساخته شده نیز محدود به چند قلم است و در سطح‌ بسیار نازلی قرار دارد.

بازار صادراتی کالاهای کشاورزی محدود است زیرا اکثر کشورها تلاش می‌کنند در زمینه موادغذایی و محصولات کشاورزی‌ به خودکفایی برسند.

است؟به نظر کارشناسان،از طریق صدور کالاهای سنتی حداکثر 5/1 تا 2 میلیارد دلار می‌توان درآمد ارزی کسب کرد.آیا این رقم‌ می‌تواند به عنوان هدف بلندمدت صادرات‌غیرنفتی ایران تلقی شود؟و آیا این رقم می‌تواند جوابگوی نیازهای ارزی کشور در آینده باشد؟ باید دانست که در خارج از کشور فرش جزو کالاهای مصرفی لوکس تلقی می‌شود بنابراین‌ مورد مصرف عمومی نداشته و افزایش تقاضا برای آن محدود است.از طرفی فرش ایرانی هم‌ اکنون با رقبای زیادی در جهان مواجه است که‌ هرچند از لحاظ کیفی در سطح فرش ایرانی نیستند، لیکن بهر حال بخشی از بازار را به خود اختصاص‌ داده و می‌دهند.بنابراین احتمال افزایش صادرات‌ فرش به‌طور چشمگیر در آینده و اتکاء بر افزایش‌صادرات آن بطور مداوم نمی‌تواند چندان‌ اصولا توسعه بخش کشاورزی در ایران تنها میتواند با توسعه صنعتی همراه باشد و نباید این دو رابه عنوان مقوله‌هایی جدا از یکدیگر تصور نمود و در حقیقت می‌توان گفت که توسعهء کشاورزی‌ بدون توسعه امکانات صنعتی امکان‌پذیر نیست.چراکه عوامل توسعه‌ءبخش کشاورزی نظیز ماشین‌ آلات،سم،کود،قطعات یدکی و....میبایست توسط بخش صنعت تهیه شود.بنابراین ملاحظه میشود که بخش کشاورزی و بخش صنعت در ارتباط کاملا نزدیکی با یکدیگر قرار دارند.گسترش‌ بخش صنعت میتواند تاثیرات مثبتی در سایر بخشهای اقتصادی از قبیل افزایش بهره‌وری‌ نیروی کار،آموزش مدیران،استفاده کارآتراز منابع‌اولیه و موادخام داشته باشد

  

آذری غریب / داستانی تاثیر گذار از دکتر صادق زیباکلام

بسیار آموزنده و دردنک است

توسعه نایافتگی و درجا زدن این تمدن مسخره که نامش را بلند بلند فریاد میکنیم عجیب نیست! عجیب سرزمینی است که به دست خود سرمایه های اجتماعی اش را نابود میکند! عجیب مردمانی هستند که بود و نبودشان برای تاریخ کشورشان فرقی ندارد
 
آذری غریب / داستانی تاثیر گذار از دکتر صادق زیباکلام
 
هنوز هر بار که وارد کریدورهای دانشکده‌ حقوق و علوم سیاسی می‌شوم و از پله‌های قدیمی که از زمان رضا شاه تا به حال خم به ابرو نیاورده‌اند بالا می‌روم، بی‌اختیار احساس می‌کنم که افضل را دومرتبه می‌بینم. احساس می‌کنم عنقریب افضل با پاهای نیمه‌ فلجش در حالی که دو دستی طارمی‌ها را گرفته و دارد به سختی پایین می‌آید با من سینه‌ به ‌سینه خواهد شد. نمی‌دانم در چشمان نافذ این جوان ترک که از روستای کوچکی بین بناب و مراغه می‌آمد چه بود که هنوز هر وقت به او و نحوه‌ مرگش می‌اندیشم ترسی جانکاه با آمیزه‌ای از ناامیدی و خشمی فروخورده از نظام آموزشی دانشگاهی‌مان سراپای وجودم را می‌گیرد.
 
 
جزء ورودی‌های سال 72 بود. انصافاً که چه ورودی‌هایی بودند. هر کدام آیتی از هوش و ذکاوت و شاهکاری از استعداد. درخشان‌ترین استعدادهای اطراف و اکناف کشور، از کرمان، تبریز، شاهرود، نیشابور، بابل، بندرانزلی، اصفهان... و بالاتر از همه از روستایی بین مراغه و بناب، همانجا که افضل در سال 52 متولد شده بود و همانجا هم در یک روز گرفته‌ تابستان 79، خون گرمش بر روی آسفالت داغ کنار روستایشان ریخته شد.
 
 
همیشه‌ خدا در دانشکده با کت ‌وشلوار بود. یک کت ‌وشلوار سرمه‌ای که از بس آنها را پوشیده بود، شسته و اطو زده بود، مثل ورق استیل شده بودند. سال 71 دیپلمش را می‌گیرد و همان سال در رشته‌ پزشکی قبول می‌شود. اما دلش همواره پیشِ علوم انسانی بود. در همان نیمه‌های راه ترم اول، عطای پزشکی را به لقایش بخشید و سال بعد مجدداً در آزمون شرکت نمود و وارد دانشکده‌ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران شد.
 
 
با زجر و مشقتی جانکاه راه می‌رفت. بعدها فهمیدم که در بچگی فلج اطفال می‌گیرد و به همین خاطر بود که راه رفتن برایش عذاب الیم بود. همیشه در نخستین جلسه‌ کلاس با یکی، یکی دانشجویانم آشنا می‌شوم. از محل تولد و زندگی‌شان می پرسم. نوبت به افضل که رسید گفت از نزدیکی‌های مراغه می‌آید. گفتم چه جالب. می‌دونی مراغه یک جایگاه مهم در تاریخ معاصر ایران داشته، گفت نه. گفتم پس تو چی می‌دونی؟ مراغه محل تولد اصلاحات ارضی بود. نام مراغه، یکی دو سال شب و روز در رادیو و تلویزیون و مطبوعات بود. نام مراغه یادآور سال‌های 41 و 40، یاد آور حسن ارسنجانی، دکتر علی امینی و اصلاحات ارضی است. پرسید استاد چرا مراغه؟ گفتم این را تو به عنوان تحقیق پاسخ بده. چون سر کلاس نشسته بود متوجه مشکل پاهایش نشدم. آنچه که توجه‌ام را جلب نمود، گیرایی و برقی از هوش و استعداد بود که در چشمان درشت و زیبایش به چشم می‌خورد. چشمانی جذاب و نافذ که به‌ ندرت روی بیننده تأ‌ثیر نمی‌گذارد.
 
 
عادت دارم که همه‌ دانشجویانم را به اسم کوچک بشناسم. افضل تنها نامی بود که همان بار نخست به یادم ماند. کمتر به یاد دارم که قبلاً دانشجویی می‌داشتم که نامش افضل بوده باشد.
جلسه‌ سوم چهارم بود که بعد از کلاس در دفتر نشسته بودم و پیپم را چاق کرده بودم که سروکله‌ افضل پیدا شد. آنجا بود که برای نخستین بار متوجه فلج بودن و ناراحتی پاهایش شدم. روبرویم نشست و گفت اجازه دارم سؤال کنم؟ با سر جواب مثبت دادم و سؤالش را مطرح کرد. ناراحت شدم از سؤالش. زیرا سؤال خوبی بود و طرح آن به درد کلاس می‌خورد. بهش گفتم خوب بود این سؤال را سر کلاس مطرح می‌کردی. سرش را پایین انداخت و هیچ نگفت.
 
 
آن داستان یک مرتبه‌ دیگر هم تکرار شد و افضل بعد از اختتام کلاس آمد به دفترم و سؤال کرد. اتفاقاً آن سؤالش هم پرسش خوبی بود. این ‌بار دیگر با لحنی حاکی از خطاب ‌وعتاب بهش گفتم که افضل تو چرا سر کلاس صحبت نمی‌کنی و پرسش‌هایت را آنجا مطرح نمی‌کنی؟ مثل لبو سرخ شد. چشمان جذاب و مردانه‌اش را به پایین انداخت. از بخت بد افضل، آن روز، روز زیاد جالبی نبود و خلق و خوی من تعریفی نداشت. دلم گرفته بود، خسته بودم و بعد از کلاس دو تا قرص آسپرین قورت داده بودم. افضل را رهایش نکردم. با تحکم و مثل یک آموزگار بد اخلاق کلاس اول ابتدایی سرش هوار کشیدم که چرا جواب نمیدی؛ چرا سر کلاس حرف نمی‌زنی، نمی‌پرسی و ازت که سؤال می‌کنم به جای پاسخ دادن، موزاییک‌های کف کلاس را می‌شمری؟ حرف بزن. نمی‌دانم چقدر طول کشید؛ اما افضل بالاخره حرف زد. با صدایی حزن ‌انگیز و لرزان و شکسته گفت : « بچه‌ها به لهجه‌ام می‌خندند، حتی یکی از اساتید به مسخره بهم گفت صد رحمت به فارسی حرف زدن پیشه ‌وری.»
 
 
برخلاف تصور خیلی از آدم‌ها، کلاس‌های حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران خیلی هم یکنواخت، سرد و بی ‌روح نیست. اتفاقاً بعضی وقت‌ها چیزهایی توی این کلاس‌های بزرگ، با سقف‌های بلند و مملو از دوده، سیاهی و آشغال اتفاق می‌افتد که اگر نویسنده‌ توانایی پیدا شود از آنها می‌تواند دست ‌مایه‌ یک نوشته‌ معرکه را بیرون بکشد. گاهی وقت‌ها اساتید و دانشجویان، سطح این قبله‌ امید میلیون‌ها جوان پشت کنکوری که صعود بر این قله‌ رفیع برایشان غایت و نهایت است را آنقدر پایین می‌آورند که آدم برای یک لحظه فکر می‌کند این جمع در حقیقت تشکیل شده از کوپن ‌فروش‌های میدان انقلاب که برای نهار یا استراحت آنجا جمع شده‌اند. چه کسی می‌تواند باور کند در جایی که سرشیر علوم انسانی مملکت جمع شده به لهجه‌ یک دانشجوی شهرستانی که فارسی را به زحمت و با لهجه‌ غلیظ ترکی یا کردی صحبت می‌کند، بخندند؟ ولی افضل راست می‌گفت و این بار اول نبود که من با این مسئله روبرو شده بودم. همیشه به این تیپ دانشجویان می‌گفتم که آنها به خودشان می‌خندند، اتفاقاً لهجه‌ شما خیلی هم شیرین است، اصلاً فارسی اصیل همین لهجه‌ شماست و از این قبیل حرف‌های ساده‌ لوحانه. اما آن روز، روز بدی بود. اصلاً حال و حوصله‌ این بچه‌ب ازی‌ها را نداشتم. خیلی بهِم برخورده بود که به افضل خندیده بودند. منتهی بیشتر از همه از دست خودِ افضل عصبانی بودم. گفتم افضل ببین، همه‌ شما شهرستانی‌ها یک اصل و نسبی لااقل دارید. مثلاً تبریز، کرمان، شیراز یا رشت، دویست ‌سال پیش، پانصد سال پیش هم برای خودش جایی بوده، فرهنگ و تمدنی داشته، ولی میشه به من بگی تهران دویست سال پیش کجا بوده، چی چی بوده؟ من بهت می‌گم تهران چی بوده، یک ده‌ کوره بوده که تا قبل از اینکه آقا محمدخان آن را پایتخت کند، نه درهیچ نقشه‌ای موجود بوده و نه هیچ نامی از آن نزد مورخی، تذکره‌ نویسی و یا در سفرنامه‌ای بوده. یک اصفهانی، یک تبریزی و یک شیرازی می‌تواند بگوید من کی هستم، تاریخم چیست، از کجا آمده‌ام و کی بوده‌ام. اما تهرانی‌ها چی؟ اجداد ما تهرانی‌ها احتمالاً یک مشت ماجراجوی فرصت ‌طلب بی ‌ریشه و بی ‌اصل و نسب بودند که وقتی آقا محمدخان، فرمانده‌ نظامی و پادشاه‌شان تصمیم گرفت در روستای کوچکی در دامنه‌ البرز به نام تهران رحل اقامت بیافکند، آنها هم با او ماندند. آنان که اصل و نسب و جای درست و حسابی داشتند در پایتخت بی ‌نام و نشانِ جدید نمانده و به مناطق خود بازگشتند. این را یک نفر که پدر و مادرش از جایی به تهران مهاجرت کرده‌اند و خودش در تهران متولد شده به تو نمی‌گوید. این‌ها را کسی دارد به تو می‌گوید که مادرش مال بازارچه‌ نایب‌السلطنه، پدرش مال محله‌ «خانی‌آباد» و خودش وسط «بازارچه‌ آب منگل» متولد شده. یعنی قدیمی‌ترین محلات تهران. ولی واقعیت آن است که ما نه ستارخان داشتیم، نه باقرخان، نه حیدرخان عمواوغلی، نه شیخ محمد خیابانی، نه ثقة الاسلام و نه شهریار. شماها صد سال پیش یونجه خوردید اما مقاومت کردید و تسلیم استبداد محمدعلیشاه نشده و مشروطه را مجدداً به همه‌ ایران بازگرداندید. و باز شماها در بهمن 1356 زمانی که آدم‌ها توی دلشان هم هراس داشتند که از گل بالاتر به رژیم شاه بگویند، قیام کردید و تبریز را عملاً چند ساعتی گرفتید. کی به کی بایستی بخندد؟ شماها بازار تهران یعنی مرکز ثقل اقتصاد کشور را قبضه کرده‌اید. هر بازاری که سرش به تنش می‌ارزد ترک است. یک سوپرمارکت، یک خواروبار فروشی، در هیچ کجای تهران پیدا نمی‌شه که مال ترک‌ها نباشه. رستوران‌ها، کافه‌ها، پیتزا پزی‌ها، چلوکبابی‌ها، ساندویچی‌ها و... همه ترک هستند. مصالح ‌فروش‌ها، ابزارفروش‌ها، لوازم یدکی ‌فروش‌ها، پیچ و مهره‌ فروش‌ها یکی پس از دیگری ترک هستند. آذری‌ها بدون شلیک یک گلوله تهران را نه تنها گرفتند، بلکه خوردند. نوش جانتان، چون عُرضه دارید و پشتکار. اما ما تهرانی‌ها چی؟ هیچ چی، برو دم میدان انقلاب ببین همه‌ مسافرکش‌ها، کوپن‌ فروش‌ها و آسمان ‌جل‌ها همه‌ بچه‌های تهرانند. برو راه‌ آهن ببین مسافرکش‌ها که برای شوش، بهشت ‌زهرا، پل سیمان، میدان خراسان و انقلاب داد می‌زنند همه لهجه‌های دِبش تهرونی دارند. نه یک کرمانی، نه یک اصفهانی، نه یک ترک و نه یک رشتی میان‌شان نمی‌بینی. شما ترک‌ها بازار و اقتصاد تهران را قبضه کرده‌اید، بچه‌های تهران هم خطوط مسافر‌کشی‌های تهران را قبضه کرده‌اند. بلند پروازترین بچه‌های تهران سر از گاوداری و خوکدونی در ژاپن درآورده‌اند و آنجا عمله شده‌اند. که تازه مدتی است آنجا هم دیگر راهمان نمی‌دهند. در خلال حرف‌هایم چند تا دیگه از دانشجویان هم آمده بودند و با من کار داشتند. همانجا ایستاده بودند و آنها هم گوش می‌کردند. اتفاقاً یکی دو تا از آنها دختر بودند و بچه تهران. از آن تیپ‌هایی که آدم فکر می‌کند مال ناف واشنگتن، پاریس یا لندن هستند. دیگر به یاد ندارم چه گفتم، فقط می‌دانم ساکت که شدم هیچ‌ کدام‌شان نماندند و بدون آنکه حرفی بزنند رفتند. گفتم، آن روز حال و حوصله‌ درستی نداشتم.
 
 
آن حرف‌ها حداقل فایده‌ای که داشت افضل را به من نزدیک ‌تر کرد. در آن ترم و ترم بعدش که افضل با من درس داشت، اقلاً هفته‌ای یک بار می‌آمد پیشم. پر از سؤال بود. پر از ابهام بود. پر از سرگشتگی بود. یک روز به اتفاق چند نفر دیگر از بچه‌ها در حالی که بحث می‌کردیم از دانشکده آمدیم بیرون. تا سر چهارراه فاطمی با من آمدند. آنجا افضل روی لبه‌ حوضچه‌ مقابل پارک لاله دیگه نشست. طبق معمول کتش تنش بود و خیس عرق شده بود. گفت استاد به عمرم این قدر پیاده نرفته بودم. دستاشو محکم بر روی پاهایش می‌فشرد. آشکارا درد می‌کشید. بحث آن روزمان از توی کلاس شروع شد. افضل می‌گفت که استاد شما همه‌ آنچه را که در دبیرستان به ما‌ آموخته‌ بودند برده‌اید زیر سؤال. عصاره‌‌ آنچه که ما در دبیرستان از تاریخ ایران یاد گرفته بودیم آن بود که هر مشکل و بدبختی که در مملکت ما اتفاق افتاده، خارجی‌ها کرده‌اند. شما درست عکس این را می‌گویید و به ما نشان می‌دهید که هر بدبختی که به سر ما‌ آمده نهایتاً ریشه در عملکرد خود ما ایرانی‌ها داشته و اساساً خارجی‌ها کاره‌ای نبوده‌اند و ما دچار یک جور توهّم و مالیخولیا در مورد خارجی‌ها هستیم.
 
مشکل دیگری که شما برای ما ایجاد کرده‌اید آن است که خیلی از شخصیت‌هایی را که به ما آموخته بودند، پست، پلید، خائن، وابسته، مزدور و خراب هستند، شما به نوعی تبرئه می‌کنید و در عوض خیلی از خوب‌ها را با مشکل برایمان مواجه ساخته‌اید. بالاخره این وسط ما بایستی به حرف شما گوش کنیم یا به حرف وزارت آموزش و پرورش، صدا و سیما و به حرف تاریخ رسمی؟ بحث‌مان از آنجا شروع شد که گفتم به حرف هیچ‌ کداممان، بلکه می‌بایستی به عقل‌تان رجوع کنید. خودتان فکر کنید، تجزیه و تحلیل کنید، استدلال‌ها و تحلیل‌های مرا بچینید کنار همدیگر و مال دیگران را همین ‌طور، ببینید کدام منطقی‌تر است؛ کدام دارای انسجام و منطق درونی هست؛ و کدام بیشتر به دلتان می‌نشیند. حرف دیگرم به افضل آن بود که دانشگاه اساساً یعنی جایی که برای آدم سؤال طرح می‌کند، پرسش بوجود می‌آورد. افضل می‌گفت که اشکال کلاس شما در این است که شما بیش از آنچه که به سؤالات پاسخ دهید، برای دانشجویانتان سؤال مطرح می‌کنید. بیش از آنچه که دانشجو را راهنمایی کنید، دانسته‌های قبلی‌اش را برایش ویران می‌کنید و مشکل این است که در خیلی از موارد چیزی هم جای آنها نمی‌گذارید؛ فقط آنها را برایش بی ‌ارزش و بی‌ اعتبار می‌کنید. به افضل گفتم اتفاقاً استاد یعنی همین و دانشگاه هم یعنی همین و استاد یعنی کسی که بتواند در شما سؤال ایجاد کند، کسی که بتواند آموزه‌های قبلی را با شک و تردید روبرو سازد. استادی که نتواند در شاگردش سؤال ایجاد کند برای لای جرز خوب است. استادی هم که تصور کند پاسخ همه‌ سؤالات را می‌داند و بحرالعلوم است، آنقدر بی‌ سواد و بی ‌مایه است که حتی نتوانسته سؤالات را هم به درستی بفهمد. چون خیلی از سؤالات پاسخی ندارند. کار علم و عالم  به دنبال پاسخ رفتن است و نه لزوماً به دست آوردن پاسخ. زیرا برخلاف علوم کاربردی، در علوم انسانی، پاسخی برای سؤالات وجود ندارد. آنان که فکر می‌کنند پاسخ‌ها را می‌دانند، در حقیقت سؤالات را به درستی نفهمیده‌اند. چه اگر پرسش‌ها را به درستی درک می‌کردند و پی به معانی عمیق این پرسش‌ها می بردند، درمی‌یافتند که پاسخ به این پرسش‌ها همواره در طول تاریخ دغدغه‌ علما، حکما، فیلسوفان و صاحبنظران بوده است و تنها چیزی که درخصوص این پرسش‌ها وجود ندارد، پاسخ‌های شسته و رفته و مشخص است.
 
 
افضل هر روز بیشتر در دلم جای می‌گرفت و هر روز بیش از پیش به او علاقمندتر می‌شدم. مدتی خیلی جدی افتاده بود به دنبال اینکه برود به دنبال فلسفه. می‌گفت می‌خواهم بدانم «هستی» چیست؟ چقدر باهاش بحث کردم که به دنبال فلسفه نرود. بهش گفتم بیا و این یک حرف مارکس را قبول کن که «مهم، شناخت هستی و جهان نیست، بلکه مهم آن است که چگونه آن را تغییر دهیم.» بالاخره راضی‌اش کردم که در همان علوم سیاسی باقی بماند. کم‌ کم علاقمندش کرده بودم به سیر تحولات سیاسی در ایران. هر بار که دنبالم لنگ می‌زد و از این طرف دانشکده به آن طرف می‌آمد، احساس می‌کردم یک «شاگرد» بالاخره برای خودم پیدا کرده‌ام. انصافاً که استعداد داشت. بعد از لیسانس در دانشکده‌ خودمان فوق لیسانس قبول شد. شروع فوق لیسانسش مصادف با تحولات دوم خرداد شد. مثل خیلی از دانشجویان دیگر، برای نخستین بار به مسایل ایران علاقمند شده بود. چند بار پرسید «حالا استاد شما فکر می‌کنید واقعاً خاتمی بتونه کاری بکنه؟» همیشه از زیر پاسخ این سؤالش شانه خالی می‌کردم. یک روز به طعنه بهم گفت، فرض کنید منم تلویزیون و دکتر لاریجانی هستم، بهم جواب دهید. خیلی بهم برخورد. چون یک موی افضل را به صد تا تلویزیون نمی‌دادم. با خنده بهش گفتم «خراب شه این دانشکده که بعد از 5 سال تحصیل علوم سیاسی هنوز نتوانسته به تو یاد دهد که اونی که قرار است تغییر دهد، اونی که می‌تونه کاری بکنه، خاتمی نیست بلکه تو هستی و نه خاتمی. اون‌هایی که نشسته‌اند که خاتمی برایشان کاری بکند، تا آخر هم نشسته خواهند ماند و به قول برشت «در انتظار گودو» خواهند ماند.
 
 
مدتی رفت تو نخ ترجمه. مُصر بود که آثار غربی را ترجمه کند. یکی، دوتا ترجمه کرد که انصافاً خوب بود. برای آدمی که به عمرش هرگز پای به کلاس انگلیسی کیش، تافل و «قانون زبان» نگذارده بود، خیلی خوب انگلیسی می‌فهمید. بعضی جملات و پاراگراف‌ها را مشکل داشت و از من می‌پرسید. با آن لهجه‌ غلیظ ترکی‌اش وقتی انگلیسی می‌خواند غوغا می‌شد. بالاخره رأیش را زدم و نگذاشتم برود دنبال ترجمه. بهش می‌گفتم افضل، تو اگر می‌رفتی سوربن، آکسفورد، هاروارد و منچستر، یک کسی می‌شدی. من می‌خواهم که تو فکر کنی، از خودت نظر بدهی؛ از خودت اندیشه، ایده و فرضیه بدهی. نمی‌خواهم فقط هنرت این باشد که صرفاً بگویی دیگران چه گفته‌اند. اینکه بتوانی افکار افلاطون، ارسطو، لاک، هابز، میل، روسو، هابرماس و فوکو را به فارسی ترجمه کنی، خوب است و فی‌الواقع، خیلی هم خوب است. اما این کارها را خیلی کسان دیگر هم می‌توانند انجام بدهند و انجام داده‌اند. اما کار بهتر و بنیادی‌تر، کاری که ما در این 60، 70 سال که دانشگاه داشته‌ایم، کمتر عُرضه و توان انجام آن را داشته‌ایم، تولید فکر و اندیشه و نقد و نظر و تجزیه و تحلیل از جانب خودمان بوده است. این کاری است که تو و امثال تو رسالت انجام آن را دارید.
 
 
سرانجام آن لحظه‌ای که همه‌ عمرم انتظارش را کشیده بودم، بعداز ظهر روز 24 دی 77، نزدیک ساعت 2 اتفاق افتاد. این فقط من نبودم که شیفته‌ افضل و آن همه استعداد، هوش، قدرت تحلیل و درکش شده بودم. اساتید دیگر هم به تعبیری او را کشف کرده و شناخته بودند. خیلی دلم می‌خواست که افضل مرا به عنوان استاد راهنمای پایان‌ نامه‌اش انتخاب می‌کرد و آن روز بعداز ظهر افضل آمده بود که پیرامون پایان‌ نامه‌اش با من صحبت کند. درست مثل دختر یا زنی که مدت‌ها در انتظار پیشنهاد ازدواج و خواستگاری مرد مورد نظرش به سر برده باشد، سعی کردم هیجانم را از پیشنهادش مخفی کنم. مِن ‌مِن ‌کنان گفتم من و تو به اندازه‌ کافی با هم کار کرده‌ایم و بهتر است برای رساله‌ات با یک استاد دیگر کار کنی. من هم کمکت می‌کنم. حال یا به عنوان استاد مشاور یا همین‌ جوری. در پاسخم گفت استاد اجازه هست بنشینم و قبل از آنکه چیزی بگویم نشست. بعد گفت «آقای دکتر زیباکلام اجازه دارم یک چیزی را بگویم»؟ هیچ وقت افضل بهم «دکتر زیباکلام» نگفته بود. این اولین بار بود. گفتم چی می‌خواهی بگی؟ گفت می‌خواهم پاسخ حرف‌های سال 72‌ تان را بدهم؛ که در مورد ترک‌ها، فارس‌ها و بچه‌های تهران صحبت کردید. منتظر پاسخی نماند و با تُن صدا و حالتی که توی اون پنج سال ندیده بودم گفت که شما آن روز خیلی چیزها در مورد بچه‌های تهرون گفتید، اما یک چیز را از قلم انداختید؛ یا نخواستید بگویید. شما آن روز آنقدر تند رفتید که به من اجازه ندادید بگویم اون‌ها که به لهجه‌ من خندیدند اصلاً کجایی بودند. آقای دکتر زیباکلام، برخلاف تصور شما اون‌ها تهرانی نبودند. نه اینکه تهرانی‌ها همه «فرشته» باشند، نه. اما یک چیزی را امروز بعد از پنج سال زندگی در تهران فهمیده‌ام که شما در فهرست ویژگی‌های تهرانی‌ها آن روز از قلم انداخته بودید. شما به معرفت و لوطی‌گری بچه‌های تهرون اصلاً اشاره‌ای نکردید. ضمناً دسته‌ گل‌هایتان برای غیر تهرانی‌ها خیلی هم دیگه بزرگ و بی‌قاعده بود. من در این پنج سال چه در دانشکده، چه در کوی دانشگاه و خوابگاه و چه خیلی جاهای دیگه، با بچه‌های شهرستان‌های مختلف آشنا شدم و سر کردم؛ آقای دکتر زیباکلام، اتفاقاً بچه‌های تهرون زیاد هم بد نیستند. این هم پاسخ پنج سال پیش شما.
 
 
بعد رفت سراغ پایان‌نامه‌اش. گفت می‌خواهد راجع به ایران کار کند و می‌خواهد که سوژه‌اش را من انتخاب کنم. البته با شناختی که از او دارم. گفتم راجع به «آزادی» کار کن. گفت این ‌که ایران نیست، این می‌شود حوزه‌ اندیشه‌ سیاسی و فلسفه. به طعنه بهش گفتم، نه واقعاً مثل اینکه دیگه جدی، جدی خیلی چیزها یاد گرفته‌ای. از ته دل خندید و گفت استاد چرا وقتی شما مرا مسخره می‌کنید، من هیچ ‌وقت ناراحت نمی‌شوم؟ گفتم برای اینکه استادت هستم و بهت علم آموخته‌ام. گفت اساتید دیگر هم بهم خیلی مطلب یاد داده‌اند، اما اگر احساس کنم دارند مسخره‌ام می‌کنند قطعاً تحمل نمی‌کنم؛ همچنان که یکی، دو بار نکردم. گفتم شرح شاخ و شانه کشیدن‌هایت را سر کلاس... و... شنیده‌ام؛ از هنرهایت دیگر نمی‌خواهد برایم تعریف کنی. بعد در حالی که دو مرتبه حالت همان پسربچه‌ای را که سال 72 از روستاهای اطراف مراغه آمده بود و خجالت می‌کشید حرف بزند که به لهجه‌اش بخندند را به خود گرفته بود، گفت نه استاد دلیل اینکه از تمسخرها، طعنه‌ها و حرف‌های شما هرگز آزرده نشدم چیزی دیگری است. آدم طبیعتاً وقتی استادی را می‌بیند که منظماً و همیشه به مستخدم‌های دانشکده سلام می‌کند، آن‌ وقت باید خیلی احمق باشد که از تمسخرهای چنین استادی برنجد. اتفاقاً من قبل از اینکه متوجه درس شما بشوم، متوجه سلام‌ کردن‌تان به مستخدم‌های دانشکده شدم. عاشق این کارتان شدم. از آن تقلید می‌کنم، در دانشکده، در کوی و در هر کجا که مستخدمی را می‌بینم به او سلام می‌کنم. گفتم، ببین باز هم آن‌ وقت می‌گویند که دانشگاه دارد جوانان ما را منحرف می‌کند.
 
پرسید روی چه چیز آزادی برای رساله‌ام کار کنم. گفتم روی اینکه ما ایرانیان از آزادی چه درک و استنباطی داریم؟ فکر می‌کنیم آزادی یعنی چی؟ و با آن چه کار بایستی کرد؟ گفت ما یعنی دقیقاً کی؟ گفتم نخبگان سیاسی، علما، صاحبنظران و رهبران سیاسی، نویسندگان و روشنفکران. درک این‌ها از مقوله‌ آزادی را در مقاطع مختلف مورد مقایسه قرار بده. ببین مثلاً یک روشنفکر، یک عالم دین، یک آزادیخواه در عصر مشروطه چه درک و تصوری از آزادی داشته و امروز چه تصوری دارد. اولاً آیا ادراکات بخش‌های مختلف نخبگان فکری و سیاسی جامعه از آزادی یکسان است یا نه؟ بعد این‌ها را در مقاطع مختلف مقایسه بکن. اگر تفاوت‌ها زیاد باشد، کار بعدی آن می‌شود که چه علل و عواملی باعث می‌شوند تا برداشت یک روشنفکر یا رهبر دینی از برداشت و درک یک روشنفکر یا رهبر دینی دیگر متفاوت باشد. ثانیاً اگر معلوم شود که درک ما نسبت به مقوله‌ آزادی نسبی و به‌ مرور زمان در حال تغییر است، اسباب و علل بوجود آمدن این تغییر کدام هستند. گفت استاد کار جالبی است اما فرضیه نداریم؛ چه کار کنیم؟ این را که به‌ همین صورت اساتید گروه نمی‌پذیرند چون می‌گویند فرضیه ندارد. گفتم تو برو کار را شروع کن، گروه با من، یک جوری مثل همیشه یک فرضیه‌ الکی دست ‌و پا می‌کنم و به خوردشان می‌دهم. بعد که افضل رفت، احساس مطبوعی بهم دست داده بود. احساس می‌کردم اینکه دانشجویی مثل افضل مرا به عنوان استاد راهنمایش انتخاب کرده باعث می‌شود خستگی از تنم به در رود. احساس می‌کردم واقعاً کسی هستم برای خودم. احساس می‌کردم بهم یک مدال بزرگ افتخار علمی داده‌اند.
 
 
کم‌ کم دوره‌ فوق ‌لیسانس افضل داشت تمام می‌شد و من بایستی برایش فکر کار و استخدام می‌کردم. افضل نظر مرا در مورد دکترا در ایران می‌دانست. بارها گفته بودم، دکترا در ایران یک دروغ بزرگ است. هرکس برای ادامه‌ دکترا در داخل یا خارج ازم می‌پرسید، بدون درنگ می‌گفتم که اگر می‌خواهی واقعاً درس بخوانی و چیزی یاد بگیری حتماً برو خارج. اما اگر هدفت بیشتر، گرفتن مدرک است تا یاد گرفتن و علم و آگاهی، خوب همین جا بمان و دکترایت را بگیر. مطمئن بودم برایش یک کار تحقیقاتی توی یک بنیادی، نهادی و دستگاهی می‌توانستم جور کنم و همین ‌که افضل چند هفته‌ای آنجا کار می‌کرد، خودش را نشان می‌داد، جا می‌افتاد. این اطمینان زیاد از حد من باعث شد که مثل خرگوش در مسابقه‌اش با لاک ‌پشت به خواب غفلت فرو روم. باورم نمی‌شد که عُرضه ندارم برای افضل یک کاری پیدا کنم. خیلی گشتم، خیلی زیاد. اما افضل نه وابستگی داشت و نه عضو نهاد یا تشکیلاتی بود. وضعیت فلج بودن پاهایش هم مزید بر علت می‌شد. اگر کسی بهم می‌گفت تو نخواهی توانست برای افضل یک کاری با حقوق ماهی 50، 60 تومان که مخارجش را تأمین کند پیدا کنی، باور نمی‌کردم و حاضر بودم هر قدر که می‌خواهد با او شرط‌ بندی کنم که موفق می‌شوم. اما هر روز که می‌گذشت، بیشتر با این واقعیت تلخ روبرو می‌شدم که شوخی ‌شوخی مثل اینکه نمی‌توانم برای افضل یک کاری پیدا کنم. افضل با هوش و ذکاوتی که داشت متوجه شده بود و خودش به تکاپوی یافتن کار افتاد. چند هفته و بعداً سه، چهار ماه شد که افضل را ندیدم. برایم تعجب‌آ ور بود. هرگز سابقه نداشت که این مدت همدیگر را نبینیم. حتی افضل به مراغه هم که می‌رفت با من تلفنی تماس می‌گرفت. تا اینکه یک روز یکی از همدوره‌ها و دوستان افضل بهم اطلاع داد که افضل در تبریز مشغول به کار شده. او در امتحان ممیزی وزارت دارایی قبول شده و حالا هم به عنوان کمک‌ ممیز در دارایی تبریز مشغول به کار شده است.
 
 
وقتی این را شنیدم بی‌اختیار به یاد «آری چنین بود برادر» شریعتی افتادم. روایت انسان‌ها، موجودات، جوامع، فرهنگ‌ها، تمدن‌هایی که نفرین شده هستند و همواره بایستی بدبخت و درمانده باقی بمانند. من کاری به مسایل سیاسی ندارم، اما جامعه‌ای که «افضل» آن برود و کمک ‌ممیز دارایی تبریز شود، به نحو حزن‌انگیز و احمقانه‌ای اولویت‌هایش را گم کرده است. جامعه‌ای که بهترین، بهترین‌هایش را و نخبه ‌ترین استعدادهایش را بعد از آنکه از میان یک میلیون و چند صد هزار نفر انتخاب می‌کند و او را پنج شش سال تربیت کرده و سپس رهایش می‌کند که برود کمک ‌ممیز دارایی شود، چه جوری می‌خواهد ژاپن، فرانسه، آلمان و ایتالیا شود؟ آیا هیچ شانسی دارد که حتی ترکیه، مکزیک یا پاکستان شود؟ من مرده شما زنده، با این اولویت‌ها به پای بنگلادش هم نخواهیم رسید. فقط دعا کنیم این نفته باشه، که بفروشیم و بخوریم؛ چون خدائیش خیلی بی‌مایه هستیم، خیلی. فقط ادعا داریم و خالی‌بندیم. توی همه جای دنیا یک روالی هست، یک نظم و نسقی هست که افراد خوش ‌فکر، بااستعداد و ممتازشان را جذب و جلب می‌کنند. نمی‌گذارند هرز بروند و پرپر شوند. حتی توی حبشه و کشور دوست و برادرمان بورکینافاسو هم فکر کنم دانشجویان و فارغ‌التحصیلان ممتازشان را یک خاکی بر سرشان می‌کنند و همین‌ جوری رهایشان نمی‌کنند. احساس کردم اگر یک دفعه یک سمینار، سخنرانی و مصاحبه مسئولین درخصوص جذب و جلب استعدادهای درخشان، فرار مغزها، توطئه‌های استکبار جهانی برای جذب متخصصین ایرانی بشنوم، یا الفاظ رکیک می‌دهم یا هرچه را که همه‌ عمرم خورده‌ام، بر روی پر مدعای خالی ‌بندشان شکوفه می‌زنم.
فقط یک بار دیگر افضل را دیدم. اواخر فروردین یا اوایل اردیبهشت 79 بود. یک روز صبح که از کلاس می‌آمدم بیرون جلوی در منتظرم بود. دلم می‌خواست بدن لاغر و نحیفش با آن پاهای فلجش را در آغوش می‌گرفتم و او را محکم به خودم می‌فشردم. واقعاً دلم برایش تنگ شده بود. به جای همه‌ این‌ها دستش را محکم فشار دادم و برای چند لحظه‌ای دستش را رها نکردم. هیچ نگفت. بعد که آمدیم به اطاقم گفت استاد معذرت می‌خواهم، چاره‌ای نداشتم، باید می‌رفتم. حقیقتش پدرم پیرتر و زارتر از آن هست که باز ازش پول بگیرم. حالا یک مدتی هستم؛ شاید جور بشه برم دانشگاه آزاد مراغه یا بناب یا یکی دیگه از شهرستان‌های اطراف تبریز و به صورت حق‌التدریس درس بدهم. بعد دیگر هیچ چی نگفت. قیافه‌ من نشان می‌داد که تو دلم چه می‌گذشت. بهش گفتم می‌دونی چیه؛ یک چیز دیگه راجع به بچه‌های تهران است که باز از قلم انداختیم. خیلی بی‌عرضه هستند؛ یا حداقل من هستم. فکر نمی‌کردی نتوانم دست و بالت را در یک جایی بند کنم؛ حقیقتش خودم هم فکر نمی‌کردم آنقدر بی‌عُرضه و بی ‌دست‌ و پا باشم. بعد یک مرتبه افضل غرید گفت استاد جلوی من راجع‌ به خودتان این ‌جوری حرف نزنید. من برمی‌گردم. من شاگرد شما هستم، شاگرد شما می‌مانم و روزی که شما نیستید، من دنبال کارهایتان را می‌گیرم، اینکه آخر دنیا نیست. گفتم نه اتفاقاً آخر دنیا است. آخرهای دنیا همیشه همین‌ جوری شروع میشن؛ یک نفر را بزرگ می‌کنی، بعد فارغ‌ التحصیل می‌شود؛ بعد می‌رود دارایی تبریز؛ بعد ازدواج می‌کند؛ بعد با آن حقوق که نمی‌تواند در تهران زندگی کند؛ بعد بچه ‌دار می‌شود؛ بعد دیگر حتی آنجا هم نمی‌تواند برایت کار کند چون بایستی شبانه‌ روز بدود که زن و بچه‌اش را تأمین کند و بعد هم علی می‌ماند و حوضش. نه افضل، همیشه همین‌ جوری بوده. حالا می‌توانی بفهمی «ما چگونه ما شدیم» و ژاپن چگونه شد ژاپن.
 
 
بعد دیگه افضل را ندیدم. چند بار تلفنی تماس گرفت. گفت رساله‌ام آماده است برای دفاع، اما دانشکده مجوز دفاع نمی‌دهد چون در مهلت مقرر نتوانسته‌ام آن را آماده کنم. گفت بایستی بیایم تهران و فرم تمدید مهلت پایان‌نامه را بگیرم و علت تأخیر را بنویسم و شما موافقت کنید و برود در شورای گروه. گفتم نیازی به آمدنت نیست، من خودم انجام می‌دهم. فرم را گرفتم و در قسمتی که پیرامون علت تأخیر در انجام رساله خواسته شده بود نوشتم : چون برای استاد راهنمای رساله مشکلات و گرفتاری‌های زیادی بوجود آمده بود، لذا دانشجو نمی‌توانسته از نظرات وی استفاده نموده و نتیجتاً کار عقب می‌افتاد. روزی که تقاضای تمدید افضل در گروه مطرح شد، دکتر احمدی مدیر گروه‌ مان با لهجه‌ شیرین مشهدیش گفت «دکتر زیباکلام این خط شماست که؛ این را دانشجو خودش بایستی پر کند و او بایستی توضیح دهد که چرا تأخیر کرده، دانشجو بایستی بنویسد که برایش مشکلات پیش آمده و شما آن را تصدیق کنید و گروه هم می‌پذیرد. اینجا به جای اینکه دانشجو بنویسد برایش مشکل پیش آمده، شما نوشته‌اید برای خودتان مشکل پیش آمده، یعنی چه؟» رئیس ما، دکتر احمدی، مدیر دقیقی است، اما نمی‌دانم آن روز توی چشم‌های من چی دید که کوتاه آمد و زیر لب گفت خیلی خوب تصویب شد.
 
 
چند روز بعد افضل تماس گرفت. پرسید استاد چی شد، گروه قبول کرد مهلت انجام رساله تمدید شود؟ گفتم آره؛ با خوشحالی پرسید، استاد ببخشید، حتماً کلیشه‌ همیشگی دانشجویان را نوشتید که چون منابع این تحقیق کم بود دانشجو نیاز به فرصت بیشتری برای انجام تحقیق داشته است؟ گفتم نه. با تعجب پرسید که استاد سرکار رفتنم را که ننوشتید؟ گفتم نه. با نگرانی پرسید، استاد چی نوشتید؟ گفتم افضل چه فرقی می‌کنه؟ نظام دانشگاهی که آنقدر ورشکسته و بدبخت است که نمی‌پرسد خود این آدم چه شده و چه بلایی سرش آمده، اما متّه به خشخاش می‌گذارد که چرا دو ماه یا چهار ماه دیرتر می‌خواهد دفاع کند، آیا اهمیتی دارد که آدم در پاسخش چه بگوید و چه بنویسد؟ اما چون خیلی علاقمندی بهت می‌گویم چه نوشتم. نوشتم برای استاد راهنما مشکل و بدبختی پیش آمده بود. گفت استاد، جانِ من راست می‌گویید؟ گفتم آره. گفت نوشتید چه مشکلی برایتان پیش آمده بود؟ گفتم تو باید حالا همه چیز را بدانی؟ گفت استاد تو را خدا بگویید دلم یک ذره شد. گفتم آخه خصوصی هست؛ گفت نه استاد، بگویید. گفتم نوشتم رفته بودم برای زایمان.
 
 
افضل قرار بود تیرماه 79 بیاید برای دفاع. مجوز دفاعش از معاونت آموزشی دانشگاه آمده بود و از اساتید مشاور و مدعوین هم من برای دفاع وقت گرفته بودم؛ اما جلسه‌ دفاع هرگز برگزار نشد. یک روز قبل از حرکت به سمت تهران، افضل می‌آید به روستای رُش بزرگ که محل زندگی‌اش بود؛ روستایی میان مراغه و بناب. فکر کنم می‌آید که از پدر و مادرش خداحافظی کند برای حرکت به تهران. حدود ساعت 30/1 بعدازظهر سر جاده‌ روستایشان از اتوبوس پیاده می‌شود. درحالی ‌که عرض جاده را با پاهای فلجش، مثل همیشه آهسته عبور می‌کرده، اتومبیلی با سرعت به او نزدیک می‌شود. افضل که نمی‌توانسته بدود یا حتی تند برود، درست وسط جاده قرار داشته که اتومبیل به او برخورد می‌کند. به احتمال زیاد، افضل مرگش را جلوی چشمانش برای چند ثانیه می‌بیند. اما نمی‌توانسته بدود.
 
اتوبوس رفته بوده و کسی هم به جز افضل از اتوبوس پیاده نمی‌شود. بنابراین، صحنه‌ تصادف را هیچ‌ کس نمی‌بیند. پیکر ضعیف و لاغر افضل به هوا پرتاب می‌شود و سپس کف اسفالت داغ جاده میان مراغه و بناب ولو می‌شود. صاحب اتومبیل که آدم باوجدانی بود! با همان سرعت به حرکت خودش ادامه می‌دهد. نخستین کسانی که افضل را می‌بینند، بعدها می‌گویند که حرف می‌زده، اما به ‌شدت دچار خونریزی بوده. هیچ ‌کس جرأت نمی‌کند به وی دست بزند. حدود یکی دو ساعتی همان ‌طور بوده تا سرانجام او را به بیمارستان می‌رسانند اما ظاهراً همان ‌جا فوت می‌کند.
 
 
دانشکده در تیرماه تعطیل بود و من هم به ندرت می‌آمدم. ظاهراً یکی دوتا از دوستان افضل پارچه‌ سیاهی را جلوی در دانشکده نصب می‌کنند و من بی‌خبر می‌مانم. حدود سه، چهار هفته بعد من به دانشکده آمدم و هیچ خبری و علامتی از مرگ افضل نبود. سر پله‌های اصلی دانشکده خانم برزنده، مسئول بخش تحصیلات تکمیلی دانشکده را دیدم و از وی پرسیدم خانم برزنده پس دفاع افضل یزدان‌ پناه چی شد؟ گفتید که مجوز دفاعش هم که آمده. گفت: آقای دکتر اون که بنده‌ خدا مُردِش، می‌گن تو راه آمدن به تهران رفته زیر ماشین.
 
 
بعضی وقت‌ها من از بی‌غیرتی و پوست ‌کلفتی خودم خجالت می‌کشم. آن لحظه که خانم برزنده این‌ها را گفت، یکی از آن لحظات است. هیچی نگفتم، آنقدر خونسرد بودم که خانم برزنده فکر کرد من کل ماجرا را می‌دانم. بچه که بودیم توی کوچه فوتبال بازی می‌کردیم. بعضی وقت‌ها لگد می‌خورد به ساق پاهایمان و از فرط شور بازی، آن‌ موقع اصلاً درد حالی‌مان نمی‌شد. اما شب که می‌خواستیم بخوابیم تازه زق ‌زق و درد شروع می‌شد. مرگ افضل هم برایم این‌ جور شد. حتی از خانم برزنده حال فرزند و مادرش را هم پرسیدم. فقط احساس کردم که بایستی برم آنجا. بایستی برم سر خاکش. به تدریج بیشتر فهمیدم چه شده. به یکی دو تا از دانشجویانم که همدوره‌ افضل بودند سفارش کردم که مراسم چهلم افضل را چند روز قبلش به من بگویند و آدرس رُش بزرگ را هم گرفتم. روز چهلمش به اتفاق دو تا از دخترانم از تهران حرکت کردیم و درست ساعت 30/1 بود که رسیدیم به حسینیه‌ بزرگی که وسط روستای افضل بود. پدرش وقتی مرا دید با اشک و ناله به ترکی گفت افضل جان برای ما بلند نمی‌شوی لااقل برای استادت بلند شو،‌ آن استادت که همیشه از او حرف می‌زدی. از تهران آمده، پسرم پاشو نگاهش کن.
 
 
بعد از مراسم به اتفاق بستگان افضل به منزلش رفتیم، به اتاقش و جایی که افضل شب‌ها و روزهای زیادی را در آنجا سپری کرده بود. بستگانش به ‌زحمت فارسی حرف می‌زدند و پدرش آشکارا تاب برداشته بود. کم‌ کم نزدیک عصر می‌شد. قبل از بازگشت بر سر مزارش رفتم. قبرستان رُش بزرگ بر روی یک تپه‌ بلندی قرار گرفته که چشم‌ انداز جالبی به اطراف دارد. قبر افضل بالای تپه است، جایی که رُش بزرگ را می‌شود قشنگ دید. حتی آدم بیشتر که دقت کند در آن دوردست‌ها می‌تواند، حسن ارسنجانی، علی امینی، مراغه و اصلاحات ارضی را هم ببیند. سنگ قبرش بزرگ است و بر روی آن اشعاری را که خود افضل سروده بود نوشته‌اند. اشعاری نغز و دلنشین. برادرانش گفتند : که خیلی شعر می‌گفته و نوشتنی هم زیاد داشته. دلم می‌خواست من هم یک جمله روی سنگ مزارش اضافه می‌کردم : این ‌جا محل به زیر خاک رفتن امید و آرزوهای یک استاد است که چند صباحی فکر می‌کرد گمشده‌اش و شاگردش را پیدا کرده است.
 
 
از افضل فقط برایم مشتی خاطرات تلخ و شیرین و کوله ‌بار دردناکی از حسرت و ناامیدی برجای مانده است. روی قفسه‌ کتابخانه‌‌ دفترم در دانشکده یک رساله‌ جلد قرمز قرار گرفته که بر روی آن نوشته شده «پایان ‌نامه‌ کارشناسی ارشد افضل یزدان پناه»، عنوان : «اندیشه‌ آزادی در گفتمان نخبگان سیاسی و رهبران دینی ایران معاصر» به راهنمایی دکتر صادق زیباکلام، دانشکده‌ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تیرماه 1379.
  

قضاوت صحیح در مورد دستاوردهای انقلاب اسلامی

برای قضاوت صحیح در مورد دستاوردهای انقلاب اسلامی، باید دید این دستاوردها در چه بستری و با چه شرایطی انجام شده است.مقایسه قبل وبعد ازانقلاب ومقایسه باکشورهای منطقه ودرآمدهای نفتی به درصد جمعیت و استراتژی غرب در قبال ایران در قبل وبعد از اتقلاب مارا می توانددراین امر یاری نماید.


مقایسه با قبل از پیروزی انقلاب اسلامی

قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران روزانه 4/5 میلیون بشکه نفت صادر می کرد. هم اینک این میزان به حدود 2/2 میلیون بشکه نفت کاهش پیدا کرده است . بنابراین سهم هر نفر از بابت میزان صادرات نفت کمتر از نصف شده است . این در حالی است که جمعیت کشور نیز به دو برابر قبل از انقلاب رسیده و در نتیجه سهم هر نفر از میزان صادرات نفت به کمتر از یک چهارم تقلیل یافته است .

قدرت خرید دلار در بازارهای بین المللی نیز در این مدت، حداقل نصف گردیده و در نتیجه سهم هر نفر ایرانی از بابت صادرات نفت، با توجه به عوامل فوق الذکر، به کمتر از یک هشتم قبل از انقلاب رسیده است و از این پس نیز با هر تولد جدیدی این نسبت کاهش خواهد یافت. این عوامل عمدتاً به نوع حکومت نیز مربوط مربوط نیستند . یعنی کاهش قدرت خرید دلار در بازارهای جهانی دارد و افزایش جمعیت ایران در دوران حاکمیت پهلوی نیز رخ داده است. این موضوع در کشورهای دیگر همسایه با رژیم های متفاوت نیز به همینگونه بوده است .

تنها عاملی که به انقلاب اسلامی مربوط می شود کاهش صادرات نفت بوده که به نفع نسل فعلی است. ضمن اینکه اگر هم اکنون میزان صادرات نفت را به 4/5 میلیون بشکه در روز برسانیم آنقدر قیمت نفت کاهش خواهد یافت که تفاوتی در درآمد نفت ایران نخواهد داشت کما اینکه اگر همین مقدار نفت را نیز صادر نکنیم قیمت نفت به دو برابر وضعیت فعلی خواهد رسید.

حال با شناخت این بستر و زمینه و واقعیات، می توان مثلا در مورد توسعه ظرفیت دانشگاه ها به عنوان یکی از دستاوردها، به ارزیابی صحیحی دست یافت.

قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ظرفیت کل دانشگاه ها و آموزشگاه های عالی، جمعاً حدود 135 هزار نفر بوده است. هم اینک این ظرفیت به 7/2 میلیون نفر یعنی 20 برابر قبل از انقلاب رسیده است. اما چون جمعیت کشور دو برابر شده، بنابراین دسترسی هر ایرانی به دانشگاه 10 برابر قبل از انقلاب شده است که دستاورد بزرگی محسوب می گردد.

اگر سهم هر نفر از ارزش دلار حاصله از صادرات نفت قبل و بعد از انقلاب را در نظر بگیریم با توجه به اینکه این سهم هر نفر، اینک به حداقل به یک هشتم قبل از انقلاب رسیده است. برای ارزیابی عملکرد انقلاب با توجه به اینکه سهم هر نفراز نفت هشت برابر کم شده و دسترسی هر نفر به دانشگاه ده برابر افزایش یافته در نتیجه دستاورد را باید هشتاد برابر قبل از انقلاب ارزیابی نمود.

مقایسه با عربستان سعودی

گاهی برخی از افراد در بازگشت از زیارت مکه مکرمه با اشاره به سفری که سالها قبل نیز داشتند، عنوان می کنند که درآن زمان هر نوشابه یک ریال سعودی بود و اینک نیز همان یک ریال است، حال آنکه قیمت نوشابه در ایران (به ریال ایران) افزایش چشمگیری داشته است .

در این راستا باید توجه داشت که عربستان با جمعیتی 24 میلیون نفری یعنی حدود یک سوم جمعیت ایران، تقریبا چهار برابر ایران نفت صادر می کنند و به عبارتی، سهم هر تبعه عربستان از نفت صادراتی، حدود 12 برابر سهم هر ایرانی است و به اتکاء از خالی شدن زیر پایشان از این ثروت عظیم، قیمت نوشابه را یک ریال سعودی نگاه داشته اند. ضمن اینکه در ایران با وجود افزایش ظاهری قیمت نوشابه دسترسی مردم به انواع نوشابه ها بیشتر شده و وضعیت بگونه ای است که مردم بسیار فراتر از قبل از انقلاب به مصرف نوشابه می پردازند، که به معنی افزایش قدرت خرید مردم است.

مقایسه با امارات متحده عربی

عده زیادی در ایران بارها به امارات متحده عربی سفر کرده و شاهد پیشرفت ساختمان سازی و تجارت در این کشور بوده اند و در مقایسه با ایران بویژه شهرهای حاشیه خلیج فارس دچار توهم می شوند .

در حالی که وسعت ایران 20 برابر امارات و جمعیت ایران حدود 70برابر امارات متحده عربی است میزان صادرات نفت آن کشور حدود5 /2 میلیون بشکه در روز یعنی بیشتر از ایران می باشد. در حقیقت سهم هر اماراتی از میزان صادرات نفت خام حدود 80 برابر سهم هر ایرانی است به عبارت دیگر سهم هر اماراتی از نفت صادراتی در هر سال معادل سهم هر ایرانی در طول 80 سال عمر خود است . باید در ارزیابی پیشرفت های حاصله در ایران این نکته را مورد توجه قرار داد تا بتوان به قضاوتی منصفانه و واقع بینانه دست یافت.

 

 

مقایسه با آلمان و انگلستان

کشور آلمان از تامین اجتماعی وسیعی برخوردار است مثلاً حقوق بیکاری وضع شده به نحوی است که این مقدار حقوق از حقوق بسیاری از کارمندان و حتی مدیران ایران بیشتر است .

در انگلستان سیستم درمانی آن پیشرفته است و همه مردم تحت پوشش درمان رایگان در بسیاری از موارد قرار دارند.

مقایسه وضع این کشورها با ایران و عملکرد ضعیف تر ایران در این زمینه ها، می تواند نزد برخی از افراد، ملاک ارزیابی عملکرد ها و دستاوردها در ایران واقع گردد . این در حالی است که امسال به صورت کم سابقه ای ایران 40 میلیارد دلار درآمد از محل صادرات نفت خام داشته است د رحالی که آلمان فاقد منابع نفتی است و انگلستان از نفت محدودی برخوردار می باشد.

برای یک مقایسه معقول باید این نکته را توجه داشت که اولاً انگلستان قرن ها مستعمرات زیادی در جهان داشته . و از جمله در مقاطعی یک سوم خشکی های عالم مستعمرات رسمی انگلستان بوده و این کشور با سوء استفاده و غارت منابع کشورها، تمام زیربناهای کشورخود را ساخته است . آلمان نیز برای بدست آوردن چنین موقعیتی تلاش ناموفقی را در دو جنگ جهانی تجربه کرد. انگلستان هنوز هم مستعمراتی دارد و با نفوذی که در بسیاری از کشورها دارد، درآمدهای نامشروعی را نصیب کشور خود می سازد. ثانیاً انگلستان و‌آلمان مالیات بسیار سنگینی را از مردم خود می گیرند به نحوی که گاه به 42 درصد تولید ناخالص داخلی آنها می رسد . میزان مالیات دریافتی در آلمان حدود 400 میلیارد دلار است که این مقدار 10 برابر اوج در آمد نفتی ایران در سال جاری (1384) است . طبیعی است که وقتی 400 میلیارد دلار مالیات دریافت می نماید، سهم هر بخش از کشور از جمله سهم تامین اجتماعی آن بزرگ خواهد بود.

کل تولید ناخالص داخلی ایران 200 الی 300 میلیارد دلار ارزیابی می شود که از میزان مالیات های دریافتی از مردم در آلمان کمتر و در خوشبینانه ترین حالت با آن مساوی است. توجه به این آمارها بستر قضاوت صحیح در مقایسه بین کشورها را فراهم می آورد.

درآمدهای نفتی

یکی از بیماریهای مزمن اقتصادی کشور که هنوز موفق به رهایی از آن نشده ایم وابستگی اقتصادی کشور به صادرات نفت است. از این بدتر، وابستگی ذهنی به نفت است که بدتر از وابستگی عملی اقتصاد به نفت و مانع بزرگی برای رهایی از آن می باشد. طی سالهای اخیر جهان شاهد افزایش چشمگیر قیمت نفت بوده است و در نتیجه آن، درآمدهای ایران نیز افزایش داشته است .

سال گذشته این درآمد به 30 میلیارد دلار رسید و در سال جاری به 40 میلیارد می رسد. این مقدار 2 تا سه برابر درآمدهای نفتی ایران در بسیاری از سالهای انقلاب اسلامی است. این درآمد، این توقع را در افکار عمومی ایجاد کرده است که با آن بتوان بسیاری از مشکلات را برطرف نمود. تجزیه و تحلیل این درآمدها می تواند کمکی شایان به ارزیابی صحیحی از اوضاع نماید .

ایران در حالی امسال 40 میلیارد دلار درآمد دارد که حدود 20 میلیارد دلار بدهی خارجی داشته واز بابت آن سود پرداخت می کند.

بسیاری ازمردم انتظار دارند که این درآمدها بر سر سفره آنها بیاید وتصور می کنند که اگر چنین شود مشکلی برای آنها باقی نمی ماند و گاه عده ای بر این تصورند که چون علی رغم درآمدهای نفتی ایران برخی نیازهای مرم رفع نمی گردد، پس لابد سوء استفاده های کلانی از این درآمدها به عمل می آید. تجزیه و تحلیل رقم درآمدی 40 میلیارد دلاری می تواند اندازه واقعی این رقم را نشان دهد. اگر فرض کنیم که این درآمد 40 میلیارد دلاری، صرف هیچ یک از ضروریات کشور مثل دفاع و امنیت، عمران و آبادانی، آموزش و درمان و سایر امور نشود و مستقیماً بین مردم تقسیم گردد، گرچه این فرض، فرضی محال است، با احتساب هر دلار900 تومان و جمعیت 70 میلیون نفری ایران، سهم هر ایرانی از درآمد نفت ماهیانه حدود 42 هزار تومان می شود. اگر حدود 2 هزار تومان آن را هزینه های استخراج و صادرات نفت فرض کنیم، سهم هر ایرانی از اوج درآمدهای نفتی 40 هزار تومان در هر ماه خواهد شد. گفته شد که بدهی خارجی ایران 20 میلیارد دلار است که از بابت آن سود نیز پرداخت می شود.

طبیعتاً با اتکاء به چنین درآمدی که تازه نتیجه شکسته شدن رکورد قیمت نفت بوده، نمی توان مشکلاتی مثل مسکن، اشتغال، ازدواج، تحصیل، رفاه و تفریح را رفع کرد. باید توجه داشت این بودجه بین همه دستگاه ها توزیع و همه دستگاه ها بلا استثنا آن را ناکافی ارزیابی می کنند و به درستی تاکید می کنند که اگر بودجه آنها افزایش یابد، خواهند توانست خدمات بیشتر و بهتری را به مردم ارائه نمایند، لیکن بودجه کشور محدود است و نمی توان با اتکاء به درآمدهای نفتی همه خواسته ها را برآورد نمود.

در محاسبه درآمدهای نفتی باید توجه داشت که به دلیل افزایش قیمت جهانی نفت، قیمت جهانی کالاها و محصولات نیز افزایش یافته است و در نتیجه ایران ناچار است برای نیازهای وارداتی خود هزینه بیشتری را متقبل گردد.

 

 

صادرات غیر نفتی

وقتی صحبت از درآمدهای نفتی پیش می آید، اذهان معمولاً به سمت و سوی درآمدهای غیر نفتی سوق می یابد و این موضوع مطرح می گردد که ایران علاوه بر صادرات نفت، صادر کننده اقلام گران قیمتی مثل زعفران، خاویار، فرش، پسته و حتی مس و سنگ و آب و خاک و نیز محصولات پتروشیمی نیز هست .

لازم به ذکر است که تلاش شد رقم صادرات غیر نفتی در سال جاری به رقم بی سابقه10 میلیارد دلار برسد که این رقم محقق نگشت . اما اگر فرض را بر تحقق آن قراردهیم و سود صادرات آن را 10 درصد که درصد بالایی برای سود انواع محصولات صادراتی ایران محسوب می شود در نظر بگیریم، سود صادرات غیر نفتی به یک میلیارد دلار خواهد رسید.

اگر فرض کنیم که کل مبلغ صادرات و یا سود آن باید به طور مساوی بین همه مردم و نه تولید کنندگان و صادر کنندگان توزیع گردد، سهم هر نفر از کل صادرات غیر نفتی 10 هزار تومان در ماه و سهم هر نفر از سود حاصل از صادرات غیر نفتی فقط هزار تومان درهر ماه خواهد شد که با افزودن آن به رقم 40 هزار تومان ماهیانه سهم هرنفر از کل صادرات نفتی جمع سهم هر نفر از صادرات نفت و سود صادرات غیر نفتی به 41 هزار تومان در هر ماه خواهد رسید. حال در توقعات از دولت ونیز در ارزیابی عملکردها باید این واقعیات را در نظر گرفت.

با توجه به شرایط فوق الذکر، بستر و زمینه واقعی برای ارزیابی عملکرد ها میسر خواهد شد. تازه باید به واقعیت های فوق این واقعیت را نیز اضافه کرد که در طول این 27 سال ایران دائماً در معرض تحریم قرار داشته و 8 سال جنگ تحمیلی را هم تحمل نموده است و با این وصف دستاوردهای انقلاب اسلامی بسیار بزرگ بوده است .

نعمت نفت، نعمت بزرگی است که ملت ایران از آن برخوردارند. میزان ذخایر نفتی ایران 6 برابر کل ذخایر نفتی آمریکا و 8 برابر کل ذخایر نفتی اروپا و حدود 4 برابر کل ذخایر اروپا و آمریکا است.

اگر قرار بود ایران 40 میلیارد دلار درآمد خالص که امسال از طریق صادرات نفتی بدست آورده است، از طریق سود صادرات غیر نفتی به دست آورد، با فرض سود 10 درصدی صادرات غیر نفتی می بایست حداقل 400 میلیارد دلار کالای غیر نفتی صادر می نمود، که 40 برابر هدف صادراتی سال جاری است که البته متاسفانه موفق به رساندن صادرات غیر نفتی به 10 میلیارد دلار نشدیم. تازه برای تولید 400 میلیارد دلار کالاهای غیر نفتی، باید مقدار بسیار بیشتری سوخت برای این مقدار تولید اختصاص می دادیم. بنابراین نمی توان این مقدار درآمد دولت را ناچیز شمرد. بلکه باید اندازه واقعی آن را دانست و بر اساس آن برنامه ریزی کرد، عملکردها و دستاوردها را ارزیابی و توقع ها از بودجه و دولت و کلا مدیریت نظام را تنظیم و تعئیل نمود.

درآمد نفت در آینده

اگر درآمد نفت را طی چهار سال و بلکه 20 سال آینده (تا سال چشم انداز 1404) ثابت و سالی 40 میلیارد دلار فرض نمائیم، فرض کنیم که طی 4 سال و 20 سال آینده جمعیت کشور افزایش نیابد و در حد 70 میلیون نفر باقی بماند و اگر فرض کنیم که طی این سالها کل درآمد نفت صرف هیچ یک از ضرورت های ایران نشود، و ماهیانه به هر نفر 40 هزار تومان اختصاص یابد، سهم هر نفر در یک دوره 4 ساله کمتر از 2 میلیون تومان و سهم هر نفر از درآمدهای نفتی صادراتی، در طول 20 سال آینده، مجموعا کمتر از 10 میلیون تومان خواهد بود. این در حالی است که منابع نفتی رو به کاهش و جمعیت نیز رو به افزایش است و پیش بینی می شود که جمعیت کشور در سال 1404 بین 90 الی 100 میلیون نفر باشد، ضمن اینکه درآمد نفتی، بخش قابل توجهی از بودجه کشور برای تامین هزینه های ضروری کشور در ابعاد مختلف را تشکیل می دهد.

باید راههایی برای هزینه صحیح این درآمدها یافت و باید از هزینه آن در امور جاری و به عبارتی یک بار مصرف پرهیز نمود. حال آنکه بیشتر خواسته های مردم صرف این درآمدها به صورت بودجه جاری است.

استراتژی غرب در قبال انقلاب اسلامی ایران

جرالد سگال مدیر مطالعات انستیتو بین‏المللی استراتژیک لندن که در هفته نامه آمریکایی نیوزویک در فروردین ماه 1377 منتشر شده است، عمق سیاست غرب در قبال ایران را نشان می‌دهد. وی می‏گوید:

" ... غرب باید به شیوه‏یی که کمونیسم را مهار و آلوده کرد با سایر دشمنان خود عمل کند .... آلوده سازی، شیوه‏های فراوانی دارد که تجارت با دشمن و .... از راههای اصلی آلوده‏سازی جوامع است.... اکنون نیز باید یک استراتژی دوگانه مهار و آلوده‏سازی در دستور کار باشد... مهار کافی نیست و آلوده‏سازی مهمتر است. ... خوشبختانه آلوده‏سازی شیوه‏های فراوانی دارد که تجارت با دشمن (در کالاهای غیر استراتژیک) و .... از جمله آنهاست ..." (1)

همچنین انستیتو سیاست خاورمیانه واشنگتن، نتیجه مطالعات سال 2000 خود را منتشر نموده است و در آن تأکید کرده است که:

" ... صادرات کالاهای مصرفی به ایران باید از سر گرفته شود، این کار باعث کم شدن ارز خارجی موجود در ایران خواهد شد ..." (2)

ممکن است تصور شود که سیاست‌های فوق مربوط به دشمنی غرب با ایران در نظام جمهوری اسلامی ایران است. اسناد و مدارک نشانگر آن است که غرب اصولا با ملل مسلمان خصومت داشته است و سیاست خویش علیه مسلمان را حتی در زمان رژیم‌های دست نشانده نیز دنبال می‌کرده و اصولا برای اعمال همین سیاستها بوده است که با کودتا و هزار طرفند و توطئه دیگر، رژیمهای مزدوری را بر کشورها حاکم می‌کرده است.

 

استراتژِی غرب در رابطه با ایران در قبل از انقلاب

فرهنگ مصرف زدگی و تجمل گرایی در جامعه که بسیار گسترده است، در ادارات نیز نمود می‏یابد. مصرفهای بی‏رویه در ادارات، تجمل گراییها و تغییر مکرر دکوراسیون‏ها، نشأت گرفته از این فرهنگ غلط جاری است.

آنتونی پارسونز آخرین سفیر انگلیس در رژیم شاه که پس از 5 سال سفارت و فقط 5 روز قبل از فرار شاه از کشور، ایران را ترک کرد در کتاب خود تحت عنوان »غرور و سقوط« متن اظهاراتش را در سال 1974 میلادی (1352 شمسی) خطاب به بازرگانان انگلیس و کسانی که دست اندر کار تجارت و معامله با ایران بودند، چنین به رشته تحریر درآورده است:

".... نخستین کاری که اینجا می‏کنید این است که تا می‏توانید کالاهایتان را بفروشید و فقط در صورتی سرمایه‏گذاری کنید که برای فروش کالایتان چاره‏ای جز این کار نداشته باشید. اما اگر مجبور باشید در اینجا سرمایه‏گذاری کنید به میزان حداقل ممکن، سرمایه‏گذاری کنید و صنایعی را انتخاب کنید که قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود، مانند صنایع مونتاژ که در واقع سوار کردن قطعات صادراتی انگلیسی در ایران است. در این محدوده و با توجه به این نکات، من معتقدم که ایران، یکی از بهترین بازارهایی است که شما می‏توانید برای مصرف کالاهای خود در جهان سوم پیدا کنید." (3)

اظهارات سفیر انگلیس که در اوج روابط حسنه انگلیس با رژیم شاه بیان شده، نشاندهنده ماهیت سیاست انگلیس نسبت به ایران و سایر ملل جهان سوم می‏باشد. مسلماً توصیه مقامهای انگلیسی به کسانی که مسئولیت طراحی و سازماندهی امور قانون‏گذاری، اقتصادی، گمرکات، تبلیغات و... ایران را به عهده داشته‏اند نیز در راستای همین سیاست، برای رشد مصرف گرایی در ایران بوده است. آمریکا نیز همین سیاست را در مورد ایران داشته است.

اظهارت هویدا نخست وزیر بهایی زمان شاه و عامل انگلیس مبنی بر اینکه هر ایرانی باید یک پیکان داشته باشد، در راستای همین سیاست، یعنی فروش پیکان هایی که قطعات آن همگی از انگلستان وارد شود بوده و البته این امر به قیمت خالی شدن زیر پای مردم از نفت به نفع انگلستان اتخاذ می شده است.

اما توطئه علیه ملتهای مسلمان و سایر کشورهای جهان سوم، یک سیاست دیرینه است که آمریکا از سالها قبل آنرا دنبال می‌کرده است و طبیعتا انگلستان نیز در سیاست های استعماری خود، از قرنها پیش به اجرا در آورده بود.

با توجه به مطالب فوق باید تلاش کرد از نفت و گاز این سرمایه عظیم و خداداد به نحو صحیحی برای توسعه پایدار، عمران و آبادانی کشور و تبدیل امکانات بالقوه کشور به بالفعل استفاده کرد و از طریق کار و تلاش بی وقفه آحاد ملت، محرومیت و فقر را از این کشور اسلامی زدود.

  

پیدایش واحد تومان در سیستم پول رایج ایران

 


20ist.com

 


20ist.com

20ist.com


20ist.com

20ist.com


20ist.com


20ist.com

20ist.com


20ist.com


20ist.com

20ist.com


20ist.com

20ist.com


20ist.com

20ist.com


20ist.com


20ist.com

ب!

20ist.com

20ist.com





20ist.com


20ist.com



پیدایش واحد تومان در سیستم پول رایج ایران


در زمان های دور واحد پول ایران بر مبنای “دینار” بنا شده بود و دینار، واحد قدیمی پول روم و بعد امپراتوری روم شرقی بود و “دیناریوس” خوانده می شد. یک دیناریوس روم شرقی برابر با یک سکه نقره بود که وزنش در مواقع مختلف فرق می کرد. این واحد پول بعد از فتح اراضی روم شرقی به دست مسلمانان، از طرف اونها به عنوان نام واحد پول انتخاب شد و تبدیل شد به دیناری که امروزه هم در کشورهای عربی از آن استفاده می شود. به همین ترتیب، سلطنتها و حکومتهای ایرانی هم از دینار استفاده می کردند. اما به تدریج، در نتیجه تورم و بی ارزش شدن پول، احتیاج به واحدهای پولی بزرگتر پیش اومد. این واحدها همه بر مبنای دینار بنا شده بودند.
اولین واحد پولی، سکه صد دینار (صنار) بود که توسط سلطان محمود غزنوی ضرب شد و به اسم “محمودی” نامیده می شد. در همان زمان، شاهان سامانی ماورالنهر، سکه های نقره پنجاه دیناری ضرب کردند که “شاهی” نامیده می شد. در حقیقت، یک شاهی، نصف یک محمودی یا به عبارت دیگر، یک محمودی، دو شاهی بود. تا زمانهایی سکه های نقره مورد استفاده، شاهی و محمودی بودند. واحدهای دیگری مثل “قران” (۱۰۰۰ دینار) و تومان (۱۰۰۰۰ دینار)، فقط واحد محاسبه بودند و عملا” هیچ سکه ای به نام قران یا تومان ضرب نمی شد (کلمه تومان از لفظ مغولی تومان به معنی ده هزار است. نمونه اش را در منصب “تومان باشی” می شود دید: فرمانده ده هزار نفر).

در دوره صفوی، شاه عباس شروع به ضرب یک سکه کرد به ارزش ۲۰۰ دینار یا دو محمودی. این سکه به “عباسی” معروف شد و بسیار مورد استفاده قرار گرفت. در همین زمان، به علت رابطه پرتغال با ایران، سکه های پرتغالی در ایران رایج شد. این سکه ها “رئال” نام داشتند (که هنوز هم واحد پول بعضی از مستعمرات سابق پرتغال، مثل برزیل است). این واحد پول، بر مبنای وزنش، مطابق ۱۱۷۵ دینار گرفته شد و در ایران به این اندازه خریده می شد.

سکه رئال پرتغال در ایران به عنوان ریال رواج پیدا کرد به این ترتیب دولت ایران دست به ضرب سکه های ریال زد که برای مبالغ بالا بکار می رفت. در اواخر قرن هجدهم میلادی، نادرشاه افشار هم یک نوع سکه به ارزش ۵۰۰ دینار ضرب کرد که به اسم خودش “نادری” خوانده می شد، اما خیلی زود در فرهنگ عام به جای لفظ نادری، استفاده از لفظ “ده شاهی” (شاهی= پنجاه دینار: ۵۰۰ دینار= ده شاهی) رواج پیدا کرد.

در طول سلطنت قاجار، سکه های مورد استفاده در ایران، شاهی، صنار، عباسی، و ده شاهی بودند، و در اواخر دوره قاجار، سکه های هزار دیناری و دوهزار دیناری هم ضرب شدند (یک قرانی و “دوزاری”). در ابتدای سلطنت پهلوی برای یکدست شدن واحد پول ایران، سکه های ریال بجای ۱۱۷۵ دینار به مبلغ ۱۰۰۰ دینار ( مطابق قران) کاهش داده شدند و واحد پول “ریال” نام گرفت. در همان دوران پهلوی هم بعد از تورمهای اقتصادی مختلف و رواج پول کاغذی، اسکناسهای پنج ریالی و ده ریالی (یک تومانی) چاپ شدند.

تومان به عنوان واژه‌ای که امروز کاربردی بیشتر از ریال، واحد پول رسمی دارد، از واژه ترکی به معنای ده‌هزار وارد زبان فارسی شده است. تومان تا پیش از ۱۳۱۰ واحد پولی معادل با ۱۰۰۰۰ دینار بوده است. پیش از آن، ‌حدفاصل سال‌های ۱۷۹۸ تا ۱۸۲۵ میلادی تومان واحدی معادل ۸ ریال بوده‌ که هر ریال خود معادل ۱۲۵۰ دینار می‌بوده است. در این دوران یک قران واحدی برابر ۱۰۰۰ دینار یا یک دهم تومان بود. اما پس از سال‌ ۱۹۳۲ میلادی، ۱۳۱۰ هجری شمسی هر تومان با ۱۰ ریال معادل شد و از آن پس “تومان”، عملا واحد پول غیر رسمی در زندگی روزمره ایرانیان شد.

  

وصیتنامه « دکترشهید محمد عبدالحسینی» که ظهر عاشورا به شهادت رسید


وقتی به شهادت رسید، دانشجوی سال دوم رشته پزشکی در دانشگاه شهید بهشتی تهران بود.
شهید محمد عبدالحسینی در آبانماه سال 1348 در تهران متولد شد و شهادتش نیز درست در ظهر عاشورا در اول مهرماه 1368 بود یعنی وقتی که جنگ آخرین روزهای خود را می گذراند، آخرین سربازان حضرت روح الله، در مصاف با منافقین جبهه‌های جنگ به شهادت رسید.

متن زیر وصیتنامه این مجاهد شهید و سربازی از سربازان لشکر عاشورایی سیدالشهداست:

بسم الله الرحمن الرحیم
من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه  و منهم من ینتظر و مابدلوا تبدیلا
 سوره احزاب آیه 23
بعضی از آن مومنان مردان بزرگی هستند که به عهد و پیمانی که با خدا بستند کاملا وفا کردند پس برخی بر آن عهد ایستادگی کردند تا به راه خدا شهید شدند و برخی به انتظار فیض شهادت مقاومت کردند و هیچ عهدخود را تغییر ندادند.
استغفرالله لا اله الا هو الحی القیوم الرحمن الرحیم و اتوب الیه
بنام خداوند بخشنده و رئوف و مهربان، به نام خداوند یگانه ای که ما را آفرید و بوسیله پیامبران (ع) و ائمه اطهار (ع) راه حق و حقیقت را به ما نشان داد و آنان را چراغ راه ما قرار داد تا از صراط مستقیم منحرف نشویم و از نور و روشنایی بطرف ظلم و ذلالت و تاریکی نرویم و حرکتمان الی الله باشد.
و با سلام به پیامبر عزیزمان حضرت محمد (ص) و خاندان پاک و اهل بیت عصمت و طهارت ایشان که به منزله ریسمانی هستند برای ما که با توسل به ایشان می توانیم در طریق حق قرار گیریم و با سلام به حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) که سرور و سالار ماست و با درود و سلام به پیشگاه با عظمت آقا امام زمان (عج) ارواحنا فداه و نائب بر حقش امام امتمان که همانا از سلاله پاک پیامبر است و رهبری بحق شایسته
 با سلام به پیکرهای غرقه در خون و وضو ساخته با خون تمامی شهدای اسلام از صدر تا کربلای ایران و با آرزوی سلامتی برای مجروحین و جانبازان انقلاب و جنگ، چند خطی بعنوان وصیت می نویسم باشد که انشاالله بتوانم بوسیله آن پیامی از دیار عاشقان و شهیدان را که پیام خون است و شهادت را به امت شهیدپرور و همیشه سربلند ایران رسانده باشم.
حقیر محمد عبدالحسینی فرزند مرحوم غلامحسین عبدالحسینی، متولد تهران، دارای شماره شناسنامه 6 صادره از تهران وصیت می کنم شما را به آنچه که مولایمان امیر مومنان وصیت کرد که همانا  تقوای خدا و نظم در کاهاست.
برادران و خواهران عزیز تقوای خدا را پیشه خود سازید که همانا حفظ کننده انسان از تمام انحرافات و کجی هایش و بمنزله ترمزی است برای انسان در برابر گناهان.
و دیگر اینکه در کارهایتان نظم داشته باشید چرا که با تجربه ای که کسب کردم در زندگی نظم از هر چیزی به انسان بیشتر کمک می کند.
 برادران و دوستان عزیز سعی کنید در وجود خودتان تغییر و تحول ایجاد کنید چرا که لازمه ظهور مولا و آقایمان  حضرت مهدی صاحب الزمان (عج) همین تحولات و انقلابات درونی است چرا که بدون منقلب و دگرگون شدن نمی توان عدل و داد امام زمان (عج) را تحمل نمود و این را بدانید که یکی از مهمترین امور، انتظار فرج و دعا برای تسریع فرج است و حال باید بدانیم که اگر چنین حالات معنوی در درونمان پیش بیاید آن زمان است که مولایمان در برابر تمام ظلمها و جورهائی که بر مردم مستضعف جهان تحمیل شده است ظهور خواهند کرد و عدالت را در جهان برقرار خواهند کرد.
برادران! جبهه، دیار عاشقان است، عاشقان ابا عبدالله الحسین، عاشقان کربلا، عاشقان حضرت مهدی، عاشقان لقاءالله، عاشقان روح الله و عاشقان مکتب الله.
ای برادران سعی کنید حتی الامکان به جبهه ها بیائید و از این سفره معنویت و عشق به الله طعامی از بین نرفتنی بخورید چرا که انسان تا به اینجا نیاید نمی فهمد که چه خبر است و اینجا چه عالمی است.
در ضمن ای دوستان و برادران عزیزم که در سنگر مدرسه درس می خوانید انشاءالله که درس خواندنتان برای خدا باشد و آنرا مانند پاسداری از خون شهدا و انقلاب عزیزمان بدانید، سعی کنید در تمام کارهایتان خدا را در نظر بگیرید و هیچگاه از محور انقلاب و خط رهبری خارج نشوید.
ای برادران! در کنار سنگر مدرسه در سنگر جبهه همه شرکت کنید و به ندای رهبرمان لبیک گوئید که لبیک به ندای رهبر همان لبیک به ندای آقا اباعبدالله در روز عاشورا است و بدانید که اگر همه ما در این جنگ که جنگ با تمامی کفر است کشته شویم نباید بگذاریم که صورت اماممان را غمگین ببینیم باید تا آخرین لحظه در کنار اماممان ایستادگی کنیم.
در آخر از همه برادرانی که به نحوی چه در مسجد و چه در مدرسه و یا جای دیگر با آنها در ارتباط بوده ام حلالیت می طلبم انشاءالله که این بنده حقیر را حلال خواهید کرد.از خدا می خواهم که اگر به فیض شهادت رسیدم لیاقت داشته باشم تا بر سر سفره امام حسین (ع) میهمان گردم.
ای مادر عزیزم! می دانید فرزند مانند امانتی است که از طرف خداوند متعال به پدر و مادر سپرده می شود و این امانت دیر یا زود گرفته می شود گاهی اوقات این امانات مایه سرشکستگی پدر و مادرند ولی امیدوارم که من مایه سربلندی شما شده باشم. مادرم دوست ندارم که در بستر بمیرم، اگر به فیض شهادت رسیدم که  انشاءالله خواهم رسید امیدوارم که مادری باشی که بتوانی رسالت پیام خون های شهدا را بر دوش بگیری و سعی کن حتی الامکان برای کشته شدن من در راه خدا گریه نکنی چرا که با اینکار دشمن شاد می شود و اگر گریه کردی بگو که فقط برای مظلومیت های ائمه اطهار (ع) بخصوص حضرت اباعبدالله الحسین (ع) بوده است تا به همگان ثابت شود که بر این امر معتقدی که شهدا زنده اند و نمرده اند.
مادر عزیزم! انشاءالله که به قدرت الهی و با توسل به ائمه (ع) و عنایات خاصه آنها راه کربلا و سپس راه قدس عزیز باز خواهد شد بزودی با آمدن مولا و آقایمان جهان از ظلم و فساد پاک می گردد.
مادرجان دوست دارم که در آخرین لحظات که جان می دهم و به وصال محبوب می رسم مولایمان مهدی (عج) سرم را بر روی زانو بگیرد و با چهره ای خندان و شاداب به دیدار محبوبم بروم، انشاءالله.
مادر عزیزم! میدانم که فرزند خوبی برای شما نبودم و نتوانستم وظیفه ام را نسبت به شما  انجام دهم ولی شما مرا حلال کنید و از کوتاهی های من بگذرید که همانا  رضای خداوند در رضای والدین  است.
برادر عزیزم! انشاءالله که بعد از من بتوانی در رساندن پیام انقلاب با کمال سعی و کوشش فعالیت کنی و در راهی که پیش گرفته ای ثابت قدم باشی.
برادرم! وصیت می کنم که بعد از من برایم بیست روز نماز بخرید و حدود 500 تومان به دفتر امام بدهید و مقداری پول (حدود سه هزار تومان) هم برای روضه خوانی در مراسم عزاداری امام حسین (ع) بدهید و لباسهای اضافه ای که در منزل هست به ستادهای کمک به جبهه و جنگ زدگان بدهید و در مورد بقیه اموالم مختار هستید و سعی کنید تا آنجا که می شود مجلس ختم مجلسی ساده و کم خرجی باشد و مبادا در این مجالس اسراف شود یا در مورد مراسم دفن هر طور صلاح دیدید انجام دهید و سعی کنید که اگر خیرات می دهید در مسجد باشد و بیشتر به دست فقراء و تهیدستان برسد.
برادرم! از شما می خواهم که بر سر قبرم برایم روضه حضرت قاسم (ع) را بخوانید.
برادرم! سعی کنید سنگر مسجد و کارتان را کاملا حفظ کنید و با تجهیز کامل نیروهایتان در راه اسلام گامهای محکم و استواری بردارید که : واعدوالهم ما استطعتم من قوه.
برادرم! در آخر می خواهم که مرا حلال کنی و اگر کوتاهی از من دیدید مرا ببخشی، در آخر بگویم که دوست ندارم افرادی که با انقلاب و امام عزیزمان مخالفند در مجالس ختم شرکت کنند چرا که ما را با اینان کاری نبوده و نیست.
خواهران عزیزم! امیدوارم که با حفظ موازین اسلامی بتوانید پیام آور خون شهدا باشید سعی کنید خصوصا حجاب خود را بخوبی حفظ کنید که همانا عفت زن در حجاب اوست.
انشاءالله اگر ناملایمتی و بدخلقی از ما دیدید ما را ببخشید و حلالمان کنید. در آخر از همگی حلالیت می طلبم.
در معرکه عشق فنا باید شد
از کار جهان جمله رها باید شد
خواهی ز ملائک ار فراتر بروی 
 از خویش تهی پر زخون باید شد
  

آثار سیاه قلم خشونت آمیزخیل ویسنتی

آثار سیاه‌ قلم نقاش برزیلی در بیست و نهمین بی‌نیال سائوپائولو جنجال آفرید. این نقاش در یکی از این آثار با اسلحه کمری سر احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایران را نشانه رفته است.



به گزارش شبکه تلویزیونی الجزیره، مجموعه آثار سیاه قلم خیل ویسنتی، نقاش برزیلی که زیر عنوان «اینی‌میگوس» ( Inimigos) در بیست و نهمین بی‌نیال سائوپائولو به نمایش گذاشته شده، جنجال‌آفرین شد. این بی‌نیال که از مهم‌ترین و پربیننده‌ترین جشنواره‌های هنری جهان است تا ۱۲ دسامبر ادامه دارد.

خیل وینستی در مجموعه تصاویر «اینی‌میگوس» برخی از سیاستمداران و شخصیت‌های خبرساز جهان مانند جرج دبلیو بوش، رئیس جمهور پیشین آمریکا، ملکه انگلستان، آریل شارون، نخست‌وزیر پیشین اسرائیل، و محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایران را در موقعیتی انفعالی قرار داده و خود با سلاح گرم یا سرد از آن‌ها انتقام می‌گیرد.

Brazilian artist Gil Vicente poses in front of his paintings depicting himself killing Ariel Sharon, Pope Benedict XVI, Brazilian President Luiz Inacio Lula da Silva, former US President George W Bush, Queen Elizabeth II and Brazil's former President Henrique Cardoso from the series "Inimigos" at the 29th Sao Paulo International Biennial


ادامه مطلب   

نکته های ظریف زندگی ، راهکار های زندگی ،راه های برای بهتر زیستن

برنده روی پا های خود می ایستد و از اینکه دیگران به وی تکیه کنند ،

احساس تحمیل شدن نمی کنند ؛

بازنده به کسانی که از خودش قوی ترند ، تکیه میکند  و

عقده های خود را بر سر افراد ضعیفتر از خودش خالی می کند

برنده در در وجود یک انسان بد ، خوبی ها را می جوید

و روی همین قسمت کار میکند

بازنده در وجود یک انسان خوب ،بدی ها را می جوید .

از این رو ، به سختی میتواند با دیگران همکاری کند.

  

ده داستانک ...

این مطلب بسیار قدیمی است . شاید خواندن دوباره این داستانک ها خالی از فایده نباشد - کویر

درس اول :

 

یه روز مسوول فروش، منشی دفتر، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف سرویس قدم می زدند

یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه

جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم

منشی می پره جلو و میگه: اول من، اول من

من می خوام که توی باهاماس باشم، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم

پوووف منشی ناپدید میشه ...

بعد مسوول فروش می پره جلو و میگه: حالا من، حالا من

من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای نوشیدنی داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ...

پوووف مسوول فروش هم ناپدید میشه

بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه

مدیر میگه: من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن

 

نتیجه اخلاقی : همیشه اجازه بده که رئیست اول صحبت کنه

 

درس دوم :

یه روز یه کشیش به یه راهبه پیشنهاد می کنه که با ماشین برسوندش به مقصدش

راهبه سوار میشه و راه میفتن

چند دقیقه بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشیش زیر چشمی یه نگاهی به پای راهبه میندازه

راهبه میگه: پدر روحانی، روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار …

کشیش قرمز میشه و به جاده خیره میشه

چند دقیقه بعد بازم شیطون وارد عمل میشه و کشیش موقع عوض کردن دنده، بازوش رو با پای راهبه تماس میده …

راهبه باز میگه: پدر روحانی روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار

کشیش زیر لب یه فحش میده و بیخیال میشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه

بعد از اینکه کشیش به کلیسا بر می گرده سریع میدوه و از توی کتاب روایت مقدس ۱۲۹ رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته: به پیش برو و عمل خود را پیگیری کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی میرسی

 

نتیجه اخلاقی : اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست میدی

 

درس سوم :

بلافاصله بعد از اینکه زن پیتر از زیر دوش حمام بیرون اومد پیتر وارد حمام شد

همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد

زن پیتر یه حوله دور خودش پیچید و رفت تا در رو باز کنه

همسایه شون -رابرت- پشت در ایستاده بود

تا رابرت زن پیتر رو دید گفت: همین الان ۱۰۰۰ دلار بهت میدم اگه اون حوله رو بندازی زمین

بعد از چند لحظه، زن پیتر حوله رو میندازه و رابرت چند ثانیه تماشا می کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پیتر میده و میره …

زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید و برگشت

پیتر پرسید: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسایه مون بود

پیتر گفت: خوبه… چیزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود گفت؟

 

نتیجه اخلاقی : اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسی دارید که به اعتبار و آبرو مربوط میشه، همیشه باید در وضعیتی باشید که بتونید از اتفاقات قابل اجتناب جلوگیری کنید

 

درس چهارم :

من خیلی خوشحال بودم

من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم. والدینم خیلی کمکم کردند، دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود

فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…

اون دختر باحال، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم

یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی

سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت :

اگه همین الان ۵۰۰ دلار به من بدی بعدش حاضرم با تو …………….

من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم

اون گفت: من میرم توی اتاق خواب و اگه تو مایل به این کار هستی بیا پیشم

وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خیره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقیقه ایستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم…

یهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم

پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بیرون اومدی…

ما خیلی خوشحالیم که چنین دامادی داریم و هیچکس رو بهتر از تو نمی تونستیم برای دخترمون پیدا کنیم. به خانوادهء ما خوش اومدی

 

نتیجه اخلاقی : همیشه سعی کنید کیف پولتون رو توی داشبورد ماشینتون بذارید شاید براتون شانس بیاره

 

درس پنجم :

یه شب خانم خونه به خونه بر نمیگرده و تا صبح پیداش نمیشه

صبح بر میگرده خونه و به شوهرش میگه که دیشب مجبور شده خونه یکی از دوستهای صمیمیش (مونث) بمونه

شوهر بر میداره به ۲۰ تا از صمیمی ترین دوستهای زنش زنگ میزنه ولی هیچکدومشون حرف خانم خونه رو تایید نمیکنن

یه شب آقای خونه تا صبح برنمیگرده خونه. صبح وقتی میاد به زنش میگه که دیشب مجبور شده خونه یکی از دوستهای صمیمیش (مذکر) بمونه

خانم خونه بر میداره به ۲۰ تا از صمیمی ترین دوستهای شوهرش زنگ میزنه : ۱۵ تاشون تایید میکنن که آقا تمام شب رو خونه ی اونا مونده ۵ تای دیگه میگن که آقاتون حمومه داره دوش می گیره اومد بیرون میگم بهتون زنگ بزنه 

 

نتیجه اخلاقی : یادتون باشه که مردها دوستهای بهتری برای همدیگه هستند

 

درس ششم :

چهار تا دوست که ۳۰ سال بود همدیگه رو ندیده بودند توی یه مهمونی همدیگه رو می بینن و شروع می کنن در مورد زندگی هاشون برای همدیگه تعریف کردن

بعد از مدتی یکی از اونا بلند میشه میره دستشویی. سه تای دیگه صحبت رو می کشونن به تعریف از فرزندانشون :

اولی: پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه. اون توی یه کار عالی وارد شد و خیلی سریع پیشرفت کرد.

پسرم درس اقتصاد خوند و توی یه شرکت بزرگ استخدام شد و پله های ترقی رو سریع بالا رفت و حالا شده معاون رئیس و اونقدر پولدار شده که حتی برای تولد بهترین دوستش یه مرسدس بنز بهش هدیه داد

دومی: جالبه. پسر من هم مایه افتخار و سرفرازی منه. توی یه شرکت هواپیمایی مشغول به کار شد و بعد دوره خلبانی گذروند و سهامدار شرکت شد و الان اکثر سهام اون شرکت رو تصاحب کرده... پسرم اونقدر پولدار شد که برای تولد صمیمیترین دوستش یه هواپیمای خصوصی بهش هدیه داد

سومی: خیلی خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده

اون توی بهترین دانشگاههای جهان درس خوند و یه مهندس فوق العاده شد. الان یه شرکت ساختمانی بزرگ برای خودش تاسیس کرده و میلیونر شده. پسرم اونقدر وضعش خوبه که برای تولد بهترین دوستش یه ویلای ۳۰۰۰ متری بهش هدیه داد

هر سه تا دوست داشتند به همدیگه تبریک می گفتند که دوست چهارم برگشت سر میز و پرسید این تبریکات به خاطر چیه؟

سه تای دیگه گفتند: ما در مورد پسرهامون که باعث غرور و سربلندی ما شدن صحبت کردیم راستی تو در مورد فرزندت چی داری تعریف کنی؟

چهارمی گفت: دختر من رقاص کاباره شده و شبها با دوستاش توی یه کلوپ مخصوص کار میکنه

سه تای دیگه گفتند: اوه مایه خجالته چه افتضاحی

دوست چهارم گفت: نه من ازش ناراضی نیستم. اون دختر منه و من دوستش دارم... در ضمن زندگی بدی هم نداره.

اتفاقا همین دو هفته پیش به مناسبت تولدش از سه تا از صمیمی ترین دوست پسراش یه مرسدس بنز و یه هواپیمای خصوصی و یه ویلای ۳۰۰۰ متری هدیه گرفت

 

نتیجه اخلاقی : هیچوقت به چیزی که کاملا در موردش مطمئن نیستی افتخار نکن

 

درس هفتم :

توی اتاق رختکن کلوپ گلف، وقتی همه آقایون جمع بودند یهو یه موبایل روی یه نیمکت شروع میکنه به زنگ زدن.

مردی که نزدیک موبایل نشسته بود دکمه اسپیکر موبایل رو فشار میده و شروع می کنه به صحبت

بقیه آقایون هم مشغول گوش کردن به این مکالمه میشن ...

مرد: الو؟

صدای زن اونطرف خط: الو سلام عزیزم. تو هنوز توی کلوپ هستی؟

مرد: آره

زن: من توی فروشگاه بزرگ هستم

اینجا یه کت چرمی خوشگل دیدم که فقط ۱۰۰۰ دلاره اشکالی نداره اگه بخرمش؟

مرد : نه. اگه اونقدر دوستش داری اشکالی نداره

زن: من یه سری هم به نمایشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهای جدید ۲۰۰۶ رو دیدم... یکیشون خیلی قشنگ بود قیمتش ۲۶۰۰۰۰ دلار بود

مرد: باشه. ولی با این قیمت سعی کن ماشین رو با تمام امکانات جانبی بخری

زن: عالیه. اوه یه چیز دیگه، اون خونه ای رو که قبلا میخواستیم بخریم دوباره توی بنگاه گذاشتن برای فروش. میگن ۹۵۰۰۰۰ دلاره

مرد: خب… برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولی سعی کن ۹۰۰۰۰۰ دلار بیشتر ندی

زن: خیلی خوبه. بعدا می بینمت عزیزم. خداحافظ

مرد: خداحافظ

بعدش مرد یه نگاهی به آقایونی که با حسرت نگاهش میکردن میندازه و میگه: کسی نمیدونه که این موبایل مال کیه ؟

 

نتیجه اخلاقی : هیچوقت موبایلتونو جایی جا نذارین

 

درس هشتم :

یه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سی و پنجمین سالگرد ازدواجشون رفته بودند بیرون که یه جشن کوچیک دو نفره بگیرن.

وقتی توی پارک زیر یه درخت نشسته بودند یهو یه فرشته کوچیک خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: چون شما همیشه یه زوج فوق العاده بودین و تمام مدت به همدیگه وفادار بودین من برای هر کدوم از شما یه دونه آرزو برآورده میکنم

زن از خوشحالی پرید بالا و گفت:

چه عالی من میخوام همراه شوهرم به یه سفر دور دنیا بریم

فرشته چوب جادوییش رو تکون داد و پوف دو تا بلیط درجه اول برای بهترین تور مسافرتی دور دنیا توی دستهای زن ظاهر شد

حالا نوبت شوهر بود که آرزو کنه.

مرد چند لحظه فکر کرد و گفت:

این خیلی رمانتیکه ولی چنین بخت و شانسی فقط یه بار توی زندگی آدم پیش میاد

بنابراین خیلی متاسفم عزیزم آرزوی من اینه که یه همسری داشته باشم که ۳۰ سال از من کوچیکتر باشه

زن و فرشته جا خوردند و خیلی دلخور شدند. ولی آرزو آرزوئه و باید برآورده بشه.

فرشته چوب جادوییش رو تکون داد و پوف مرد ۹۰ سالش شد

 

نتیجه اخلاقی : مردها ممکنه زرنگ و بدجنس باشند، ولی فرشته ها زن هستند

 

درس نهم :

یه مرد ۸۰ ساله میره برای چکاپ. دکتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جواب میده:

هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یه دختر ۲۵ ساله ازدواج کردم و حالا باردار شده و کم کم داره موقع زایمانش میرسه

نظرت چیه دکتر؟

دکتر چند لحظه فکر میکنه و میگه: خب بذار یه داستان برات تعریف کنم. من یه نفر رو می شناسم که شکارچی ماهریه. اون هیچوقت تابستونا رو برای شکار کردن از دست نمیده. یه روز که می خواسته بره شکار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل همینطور که میرفته جلو یهو از پشت درختها یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و میاد به طرفش. شکارچی چتر رو می گیره به طرف پلنگ و نشونه می گیره و ….. بنگ پلنگ کشته میشه و میفته روی زمین

پیرمرد با حیرت میگه: این امکان نداره حتما یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده

دکتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقا منظور منم همین بود

 

نتیجه اخلاقی : هیچوقت در مورد چیزی که مطمئن نیستی نتیجه کار خودته ادعا نداشته نباش

 

درس دهم :

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت.

ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد

مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد.

پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند.

پسرک گفت: "اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم".

"برای اینکه شما را متوقف کنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم".

مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذر خواهی کرد. برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گرانقیمتش شد و به راهش ادامه داد ...

 

نتیجه اخلاقی : خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند. اما بعضی اوقات زمانی که وقت نداریم به ندای قلبمان گوش کنیم، او مجبور می شود بگونه ای عمل کند که شاید به مذاقمان خوش نیاید ... در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبورباشند برای جلب توجه شما آجر به سمتتان پرت کنند ....

  

خواهرا لطفا ......

عاشورا بود تو یک حسینیه بزرگ تو محله ما وسط

حسینیه یه پرده بزرگ کشیده بودند خانم ها یه طرف

آقایون هم یک طرف دیگه ، مداح هم بالای منبر داشت

مداحی می کرد

یه تعداد از خانم ها گوشه پرده وسط حسینیه رو بالا برده

بودند و مراسم سینه زنی آقایون رو نگاه می کردند و

اشک می ریختند، بعد از چند دقیقه آقایون شروع کردن

به درآودن پیرهناشون ، خب رسم بود که برای نشون

دادن ارادت بیشتر لخت سینه بزنند

اینجا بود که آقای مداح غیرتش اجازه نداد که خانم ها

بازم به آقایون نگاه کنند و خواست از گشت میکرفون امر

به معروف کنه ولی این بنده خدا یادش رفت کلمه پرده رو

به کار ببره و این باعث شد که اون عقب مجلس منفجر

بشه از خنده جمله ای که مداح گفت این بود البته فضا رو

هم تجسم کنید همه دارند گریه می کنند و خود مداح هم

این جمله رو با بغض می گه


مداح : خواهر های عزیز لطفا دیگه بکشند پائین آقایون

لخت شدنددنیشخندنیشخندنیشخندخجالتخجالتخجالت

  

آثــــــــــــــــــــــــــار دکتر شریعتی تاریخ مصرف ندارد!!!!!

سوم آذر سالروز تولد دکتر شریعتی است به همین مناسبت هر

ساله به پاس خدمات ارزنده او به نسل جوان این کشور آثار و

اندیشه های او همچون استاد شهید مرتضی مطهری مورد نقد و

بازخوانی مستمر قرار می گیرد. بی شک او و استاد مطهری دو

اندیشمند و دو متفکر تأثیرگذار در جامعه ایرانی بوده و هستند که

اندیشه های آنان مقدمات نظری انقلاب اسلامی ایران را فراهم

کرد. مجموعه آثار شریعتی که تاکنون بالغ بر ۳۷ اثر رسیده است

شامل آثار مختلفی چون، تاریخ، دین، جامعه شناسی، سیاست،

عرفان، هنر و … است. در این میان او اهتمام ویژه ای به معرفی

الگوهای خاص دینی دارد. شخصیتهایی چون ابوذر، علی(ع)،

حسین(ع)، اقبال لاهوری و… کسانی هستند که در تاریخ

اندیشه او به تدریج مشاهده می شوند. از منظر او معرفی

الگوهای بزرگ در واقع نشان دادن توانمندیها  و بستر مساعد

تمدنی است که توانسته است آنان را در خود پرورش دهد.

او می گوید:

« این یک افتخار بزرگی است که هنوز علی رغم همه علل و

عوامل سیاسی و استعماری وارتجاعی  و مادی که مانع رشد و

پیشرفت شخصیتها و نبوغ ها در جامعه اسلامی هست، اسلام

چون گذشته، قدرت سازندگی انسان و پرورش دهندگی نبوغ را

در خود حفظ کرده.»



سال شمار زندگی دکتر شریعتی :

۱۳۱۲
♦ تولد ۳ آذر ماه

۱۳۱۹
♦ ورود به دبستان «ابن یمین»

۱۳۲۵
♦ ورود به دبیرستان «فردوسی مشهد»

۱۳۲۷
♦ عضویت در کانون نشر حقایق اسلامی

۱۳۲۹
♦ ورود به دانش سرای مقدماتی  مشهد

۱۳۳۱
♦ اشتغال در اداره ی فرهنگ به عنوان آموزگار

♦ شرکت در تظاهرات خیابانی علیه حکومت موقت قوام السلطنه ‌و دستگیری

کوتاه

♦ اتمام دوره دانش سرا. بنیانگذاری ‌انجمن اسلامی دانش آموزان

۱۳۳۲
♦ عضویت در نهضت مقاومت ملی

۱۳۳۳
♦ گرفتن دیپلم کامل ادبی

۱۳۳۵
♦ ورود به دانشکده ادبیات  مشهد و ترجمه کتاب ابوذر ‌غفاری

۱۳۳۶
♦ دستگیری به همراه ۱۶‌ نفر از اعضاء نهضت مقاومت

۱۳۳۷
♦ فارق‌التحصیلی از دانشکده ادبیات با رتبه اول

۱۳۳۸
♦ اعزام به فرانسه با بورس دولتی

۱۳۴۰
♦ همکاری با کنفدراسیون‌ دانشجویان ‌ایرانی، جبهه ملی، نشریه‌ ایران ‌آزاد

۱۳۴۲
♦ اتمام تحصیلات ‌و ‌اخذ مدرک ‌دکترا در رشته تاریخ و گذراندن کلاس‌های جامعه‌شناسی

۱۳۴۳
♦ بازگشت به ایران و دستگیری در مرز

۱۳۴۵
♦ استادیاری تاریخ در دانشگاه مشهد

۱۳۴۷
♦ آغاز سخنرانی ها در حسینیه ارشاد

۱۳۵۱
♦ تعطیلی حسینیه ارشاد و ممنوعیت سخنرانی

۱۳۵۲
♦ دستگیری و ۱۸ ماه زندان انفرادی

۱۳۵۴
♦ خانه نشینی و آغاز زندگی سخت در تهران و مشهد

۱۳۵۶
♦ هجرت به اروپا و شهادت.

       در بیکرانه ی زندگی دو چیز است که افسونم میکند:

 

آبی آسمان که میبینم و میدانم که نیست

 

و خدایی که نمیبینم ومیدانم که هست.

 

 

·         مادرم می گفت که عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب

 

اما حالا هزار شب است که پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکردم.

 

·         اگر تنها ترین تنهایان شوم باز هم خدا هست او جانشین تمام

 

نداشتنهای من است.

 

·         وقتی نمی توانی فریاد بزنی، ناله نکن! خاموش باش! قرن ها

 

نالیدن به کجا انجامید؟

 

چکیده ای از سخنان دکتر در ادامه مطلب 

 

برای جمع آوری این عکس ها و مطالب زمان زیادی صرف شده

است ، توجه و نظرات شما مایه دلگرمی ماست.لطفاکپی نکنید.

 

دوستان اندکی صبوری کنید تا تصاویر بارگذاری شوند:















































نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم
که از خاک گلویم سوتکی سازد
به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یک ریز،ولی پی در پی و آرام،دم گرم خودش را در گلویم سخت نقشبارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد.

ادامه مطلب   

عشقولانه ترین بوسه سال...


  

جدید ترین عکسها از شبنم قلی خانی

  

سه زن انگلیسی ،فرانسوی و ایرانی ........!!!!!


3 زن انگلیسی ، فرانسوی و ایرانی با هم قرار میزارن که اعتصاب

کنن و دیگه تو خونه کار نکنن ، و بعد از یک هفته نتیجه کارو بهم

بگن.


زن فرانسوی گفت:

به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنا براین نه نظافت

منزل ، نه آشپزی .....و خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم .

خودت یه فکری بکن من که دیگه نیستم یعنی بریدم.

روز بعد خبری نشد ، روز بعدش هم همینطور .

روز سوم اوضاع عوض شد ، شوهرم صبحانه را درست کرده بود

و اورد تو رختخواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتی بیدار شدم

رفته بود .

زن انگلیسی گفت:

من هم  همینطور همونا را گفتم و رفتم کنار.

روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم

لیست خریدو کاملا تهیه کرده بود ، خونه رو تمیز کرد و گفت

کاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت.

زن ایرانی گفت :

من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم

روز اول چیزی ندیدم

روز دوم چیزی ندیدم

روز سوم هم چیزی ندیدم

شکر خدا روز چهارم یه کمی تونستم با چشم چپم ببینم



--

شاد بودن تنها


انتقامی­ست که


میتوان از زندگی


گرفت

ارنستو چه­گوارا